

آیا تا به حال با انسان هایی رو به رو شده اید که حتی حضور آنها هم باعث شود حال و هوای شما خراب شود و بخواهید با آنها به طرز منفی برخورد کنید؟ رفتار و گفتار چنین انسان هایی برای شما آزار دهنده است و ممکن است آرزو کنید چنین افرادی از صفحه روزگار پاک شوند و یا اصلا برخوردی با شما نداشته باشند. شما هزاران بهانه می آورید که مشکل از آنها است و خود شما هیچ عیبی ندارید و اگر آن اشخاص، درست رفتار می کردند شما هم رفتار دیگری نشان می دادید.
نصف بیشتر عمر ما صرف این می شود که رفتار بقیه را بررسی کنیم و آن طور که دوست داریم تغییر دهیم. مردم واقعا باور دارند که اگر افرادی که می شناسند را تغییر دهند آن وقت مشکلی وجود نخواهد داشت. ولی روابط انسانی یک امر پیچیده است. کسانی که به آنها اهمیت می دهید ممکن است توجهی به اینکه شما چه می خواهید و چه نیازی دارید نداشته باشند. این موضوع را افرادی که در خانواده خود، فرزندان نوجوان دارند بهتر درک می کنند.
درس بسیار مهم در زندگی این است که شما نمی توانید رفتار دیگران را تصحیح کنید. شما نمی توانید آنها را طوری تغییر دهید که دلتان می خواهد. اگر پدر یا مادر باشید فقط می توانید فرزند خود را در زندگی پشتیبانی و حمایت کنید. اگر در داخل یک رابطه هستید و موضوعی شما را آزار می دهد می توانید آن را برای شخص مقابل، مطرح کنید تا با هم فکری، آن مشکل را حل کنید. حل شدنی که شاید تماما طبق خواسته شما نباشد.
البته این طور نباید برداشت شود که باید نقطه نظرات خود را مخفی کنید، ارزش های خود را پنهان کنید، ساکت بمانید و مورد سوء استفاده قرار بگیرید. ولی باید بدانید که راه شما همیشه تنها راه ممکن و یا حتی راه درست نیست.
مردم دیگر، مشکل واقعی شما نیستند. البته گاهی می توانند واقعا آزار دهنده باشند، کارهایی انجام دهند که به شما صدمه برساند و طوری رفتار کنند که نابالغانه و دور از عقل باشد ولی با این حال، آنها مشکل اصلی شما نیستند. باید ببینید چه چیزی موجب تحریک شما شده است و چگونه می توانید با تغییر رفتار خود، بهترین نتیجه را در دراز مدت و کوتاه مدت بگیرید.
طبق توصیه های دکتر فلاکسینگتون، به جای اینکه فکر کنید حق به جانب هستید و مشکل از دیگران است، به موارد زیر توجه کنید:
ابتدا ببینید چه رفتاری در دیگران باعث تحریک عصبی شما می شود و خشم و ناراحتی شما را برمی انگیزد؟ در واقع اینها عواملی هستند که باعث می شود تحمل برخی انسان ها، برای شما سخت باشد.
حالا نوبت به این می رسد که ببینید چرا فلان رفتارهای بقیه باعث تحریک منفی شما می شود؟ البته فرض را بر این می گیریم که آسیب فیزیکی به شما وارد نشده و یا کسی دزدی نکرده است. چرا برخی سخنان و رفتارهای دیگران می تواند برای شما عذاب آور باشد و مجبور شوید با آنها وارد دشمنی شوید؟ آیا آنها اشتباه می کنند و یا اینکه شما دارای تجارب و یا باورهای قبلی هستید که مخالف گفته های آنها است؟ همچنین شناسایی سایه تاریک درون هم می تواند به رفع این نوع مشکلات کمک کند.
قطعا هدف شما از داشتن رابطه با دیگران، القای درست بودن عقاید شما و تحقیر آنها نیست. باید اجازه دهید هر کس نقطه نظرهای خود را داشته باشد. گاهی اوقات در داخل یک رابطه، شما چیزی را به دست نمی آورید چون مدام روی این تمرکز می کنید که حق به جانب هستید و با دیگران سر جنگ دارید.
شاید افرادی که فکر می کنید اشتباه کرده اند را اشتباه گرفته اید. انسان ها خطاهای زیادی مرتکب می شوند و سعی دارند روابط خوبی را با بسیاری از افراد ایجاد کنند. حتما موقعیت هایی در زندگی شما پیش آمده که مجبور شده اید از کسی معذرت خواهی کنید. شاید افراد دیگری هم در این وضعیت هستند و یا بعدا در این موقعیت قرار بگیرند. ببینید که چه شباهت هایی بین شما و آنها وجود دارد.
در آخر می رسیم به این نتیجه که: زندگی برای اکثر افراد، سخت است. بسیاری از کسانی که آنها را ملاقات می کنید با مشکلات، نگرانی ها، خواسته ها و برقراری شرایط مطلوب خود دست و پنجه نرم می کنند. اینکه فکر کنید شما تنها آدمی هستید که حق به جانب هستید و همه باید طبق خواسته شما عوض شوند امری خودخواهانه است و به جایی نمی رسد.
انسان ها به روابط اجتماعی و حمایت افراد نیازمند هستند. ببینید کجاها خودخواهانه رفتار کرده اید و چیزهایی را از دیگران طلب کرده اید که مجاز به درخواست آنها نبوده اید و لازم است مسیر دیگری را دنبال کنید. در این صورت روابط انسانی شما قوی تر شده و حس بهتری نسبت به افراد خواهید داشت.
اگر هم کسی با انتقادات و رفتارهای خود باعث آزار شما می شود می توانید کتاب “نیمه تاریک وجود” را تهیه کنید و قدم به قدم، تمرینات آن را انجام دهید تا متوجه شوید بسیاری از اوقات، خود حرف دیگران آزار دهنده نیست بلکه چیزهایی را در ما القا می کند که مایل به رویارویی و اعتراف به آنها نیستیم و مقاومت می کنیم. بنابراین با رفتارهای عصبی گونه، می خواهیم بر این بخش های تاریک وجود خود سرپوش بگذاریم تا آنها را نشناسیم. وقتی کسی تمام عیوب و تمام ویژگی های خوب خود را قبول کند، دیگران چه از او بدگویی کنند و چه از او تعریف کنند، هیچ تاثیری روی آن شخص نخواهد گذاشت.
از دید روانشناسی یونگ به این ویژگی سایه یا شدو میگن یعنی اینکه ویژگی که تو دیگران مارو آزار میده جزوی از خوده ما هستن فقط بنا به دلایلی تو خودمون سرکوب و پسشون زدیم و منکرش شدیم واسه همین دیدن این ویژگی ها تو دیگران باعث ازار ما میشه اگه این ویژگیها رو بپذیریم دیگه اذییتمون نمیکنه