

یکی از اختلالات جالب روانی، Erotomania (اروتومانیا) است که مبتلایان به آن بدون هیچ سند و مدرکی تصور می کنند که فرد دیگری (مخصوصا یک فرد مشهور و از طبقه اجتماعی بالاتر) عاشق و شیفته آنها شده است.
کسی که دارای اختلال اروتومانیا یا خودمعشوق پنداری است ممکن است تصور کند فلان هنرپیشه یا فرد معروف توسط انتشار عکسها و گزارشات مربوط به خود، در حال دادن پیام رمزی به او است و عشق خود را این گونه بیان می کند در حالی که شاید اصلا این طور نباشد و آن فرد معروف اصلا کسی که مبتلا به این اختلال و توهم ذهنی شده است را نشناسد.
این اختلال روانی نادر نوعی عجیب از توهم پارانوئیدی است و فرد مبتلا به آن تصور می کند که شخص دیگری عاشق او شده است در صورتی هیچ دلیل و مدرکی برای آن نداشته و حتی ممکن است خلاف آن نیز ثابت شود. اختلال خودمعشوق پنداری، چندان شایع نبوده و در زنان بیشتر از مردان دیده می شود.
فردی که تصور می شود عاشق بیمار است معمولا شخصی مسن تر و از طبقه اجتماعی بالاتر و مهم تر بوده و ممکن است هیچ نوع تماسی با فرد مبتلا نداشته باشد و اصلا او را نشناسد.
اختلال اروتومانیا برای اولین بار در سال ۱۹۲۱ به عنوان اختلالی جداگانه توصیف شد هر چند که گاهی به همراه سایر اختلالات روانی هم بروز پیدا می کند.

اروتومانیا ممکن است یکی از علائم سایر اختلالات روانی مانند اسکیزوفرنی، افسردگی شدید، دو قطبی و یا آلزایمر باشد.
استفاده گسترده از شبکه های مجازی موجب شده است که اختلال خودمعشوق پنداری رو به رشد باشد. شبکه های مجازی به افراد این امکان را می دهند که از حالت انزوا و غیر قابل دسترس بودن خارج شده و بتوانند دیده شده و قابل تماس باشند. در این حالت، حریم خصوصی افراد کمتر شده و رفتارهای مربوط به اختلال اروتومانیا بیشتر در ذهن فرد ریشه می دواند.
برخی از مطالعات نشان داده اند که اروتومانیا یا خودمعشوق پنداری ممکن است به عنوان مکانیسم دفاعی در برابر استرس شدید یا تروما باشد. عوامل ژنتیکی هم ممکن است در بروز این اختلال دخیل باشند.
مسلما مهمترین نشانه اروتومانیا این است که فرد دارای تصورات واهی در مورد اینکه شخصی دیگر بدون هیچ مدرکی عاشق و شیفته او شده است می باشد. بنابراین فرد مبتلا سعی می کند از راه نوشتن و ایمیل فرستادن و یا رفتارهای جلب توجه کننده با آن شخص ارتباط برقرار کند.
همچنین فرد مبتلا به خودمعشوق پنداری تصور می کند که آن فرد عاشق هم در حال تایید کارهای او و فرستادن پیام های مخفی به او است. حتی اگر آن شخص وجود چنین عشقی را انکار و رد کند باز هم تاثیری در باور فرد مبتلا به اروتومانیا ندارد.
چنین مبتلایانی می توانند خطری برای خود و کسی که تصور می کنند عاشق او شده است باشند.
از آنجا که مبتلایان به این اختلال باور ندارند که باورهای آن واهی است بنابراین دشوار است که بتوان آنها را به راحتی شناسایی و درمان کرد. همچنین تعداد کمی از آنها به روانشناس یا روانپزشک مراجعه می کنند و ممکن است در پیشبرد مراحل درمان هم به مشکل بخورند.
از آنجا که میزان شیوع این اختلال کم بوده و ممکن است با سایر اختلالات روانی هم بروز پیدا کند بنابراین تشخیص دقیق اختلال و ارائه برنامه درمانی برای آن نیز دشوار است.
به طور کلی در طول درمان اروتومانیا باید اولویت را بر پایه کنترل مهارت های اجتماعی فرد، کاهش احتمال انجام رفتارهای مخرب و کمک به بهبود وضعیت زندگی او قرار داد. ممکن است به دارو درمانی و حتی بستری کردن بیمار نیز نیاز باشد.
من دلم میسوزه برای این افراد چون میدونم دلشون مهربونی و محب میخواد در اصل