

سلام خدمت مسئولین محترم سایت و تمامی دوستان گلم
همه ما سوالات دوران کودکیمان را بیاد داریم :
خدا کیه؟کجاست؟چه شکلیه؟کی اونو خلق کرده؟… این سوالات و مجهولیت ماهیت« رب الاعلی»یا «عقل کل و برتر هستی»مختص زمان کودکیمان نیست و پس از سن رشد و حتی تا پایان زندگی چند دهه ای هم برایمان همچنان بی پاسخ است.هر کدام از ما احتمالا از همان کودکی تمثالی از خداوند در ذهنمان شکل گرفته باشد که این مکانیزم طبیعیه انسان است مثلا من بیاد دارم از کودکی خدا را در تصوراتم یک پیر مردی خردمند و چند متری با ریشو سبیل سفید و کلاهی نمدی و عبایی بلند به رنگ قهوه ای میدیدم.الان تا حدود زیادی آن تصویر در تصورات و مناجاتم از بین رفته و دیگر هیچ شکلو شمایلی برای پروردگار ترسیم نمیکنم.شخصی از مولا علی میپرسد آیا شما خداوند را میبینی حضرت میفرماید خدایی را که نبینم نمیپرستم که همه شنیده ایم.منظور حضرت چه بوده؟آیا خداوند را با چشم فیزیکی دیده است مسلما خیر و اگر منظورش دیدن بصری بوده باشد نوعی کفر تلقی میگردد که حضرت از چنین خصایصی مبراست.من سالها به ماهیت خداوند فکر میکردم اوایل گفتم خداوند را مانند هوا بدانم که در همه جا هست ولی نمیبینیم خیلی زود چنین قیاسی را مردود دیدم.هوا فقط خلا را پر میکند.پس چه بدانم ماهیتش را به قران رجوع کردم «الله نورالسموات و الارض»ایده بهتر و کاملتری بود واقعا خداوند نور است ولی خب خورشید و ماه نیز نور دارند منظور خداوند نمیتواند نوری که ما در علم فیزیک میشناسیم باشد.خدایا پس چرا خود را نور خوانده ای.نور زمینی و نور خورشید تند و زننده است و نمیشود مستقیم به آن نگاه کرد ولی خداوند چنین نقصی در ذاتش راه ندارد.بیاد افراد نا بینا افتادم که به ایشان میگویند روشن دل.اوایل فکر میکردم من باب مسامحه و احترام گذاشتن به آنها روشن دل میگویند ولی با کمی تحقیق متوجه شدم اکثر کسانی که نا بینا شده اند دید و نوری برتر به آنها عطا شده مانند وکیل نا بینابی که میشناسم و بسیار راحت از موانع و پله ها عبور میکند و براحتی افراد اطرافش را قبل از حرف زدنشان موقعیت یابی میکند.پس نور معنایی برتر و والاتر از آنچه به ظاهر میشناسیم دارد.همیشه فکر میکردم اگر نا بینا شوم قطعا دق خواهم کرد ولی وقتی در سطح جامعه چنین افرادی را دیدم گویا آنچنان هم ندیدن ترسناک نیست پس بخاطر کثرت استفاده از حس بینایی ما فقط آگاهی را فقط در آن متمرکز تموده ایم و حواس دیگرمان ضعیفتر شده اند.تا اینکه به این نتیجه رسیدم که آگاهی قلبی و درونی یا شهود دیدنیست فراتر و کاملتر و واضحتر از هر دیدن به واسطه چشم فیزیکی.پس خدا را در زندگی ام دیدم.حضورش را کنارم حس کردم بویش را استشمام کردم.و متوجه شدم که «یدالله فوق ایدیهم»هم وجود دارد و شعار نیست چون دست خداوند را در بسیاری ار لحظات زندگیم دیدم(ادراکی فراتر از دیدن تنها)گاهی گوشم را مانند پدری دلسوز میکشید و گاهی مسیرم را با دستش میبست و به مسیر دیگری که خود درست میدانست هل میداد.و گاهی هم دست بکار شده و خرابکاریهای اساسی زندگیم را با قدرت و بدون توجه به گناهان و بی معرفتیم در ارتباط با خودش درست میکرد.گاهی هم مانند بزرگتری که به فرزندش اعتماد دارد زمانی طولانی اجازه میداد تا بدون گرفتن دستانش راه رفتن را بیاموزم ولی من زمین میخوردم کم کم سختگیرتر شد و من که زمین میخوردم و منتظر بودم طبق معمول دستم را بگیرد دیدم خبری نیست البته او کنارم بود و حسش میکردم هنوز هم دوستم داشت و نگرفتن دستم بخاطر بد بودن من و دور شدنم از او نبود چون گرچه من با سرعت از او دور میشدم ولی او همچنان کنارم بود.من او را فراموش میکردم شاید ماهها یا سالها یا جسارت میکردم و میگفتم تو مرا در آغوشت گرفتی و بدعادت که شدم رهایم کردی ولی میگفت من تورا رها نکردم تو آغوشم را ترک کردی و راست میگفت چون همیشه میدیدم که دستانش را همچنان باز گذاشته تا به آغوشش بروم.دیده اید پدری که میخواهد فرزند عزیزش را در آغوش بگیرد مینشیند و دستانش را باز میکند تا فرزند با اشتیاق و شادمانی خودش به طرف پدر بدود.این حقایق زندگی من است آیا برای شما نیز آشنا نیست حتما هست اگر میگویید نه میگویم بیشتر و منصفانه تر فکر کنید باز هم بگویید نه من همان را میگویم.قسم به ذات پاکش او ما را قضاوت نمیکند در کلاس درس او همیشه اسامی خوبها با ذکر نام تک تک ما نوشته شده و لیست بدهایی وجود ندارد.حال شما بگویید ماهیت وی چیست؟«عشق خالص».
ولی باز انگار کسی نهیب میزند الله اکبر.باز هم بالاتر «خداوند باز هم بزرگتر»است.
واقعا دقیق و زیبا نوشتید
مطلبی که عرض کردید در مورد صفاتی که خدا معمولا نسبت به مومنین نشون میده هست. ولی صفات دیگه خدا مثل متکبر و جبار و خیرالماکرین رو از قلم میندازه. در قرآن بارها گفته شده که خدا کافران را دوست ندارد. پس اگه خدا سراسر عشق باشه نمیشه نسبت به موجوداتی که خودش خلق کرده ابراز بیزاری کنه.
عالی نوشتید آقا محمد ودادی.
قلم بسیار خوبی دارین.
و خداوند را با قلب پاک خود لمس کردین.
خداوند پناه شما و همه جوانان دنیا باشند.🌹🌹🌹
سلام خانم بوشهری
شما خودتون منبع الطاف خداوند هستید.و خیلی تشکر میکنم که با تشویقهایتان به تمام دوستان و من قوت قلب میدهید
این بیان رو من قبلا تنها در صحبت های یک روحانی که از لحاظ علمی در سطح بالایی بودند شنیدم. این سطح از علم و بصیرت شما من رو شگفت زده می کنه
سلام رضوان گرامی ممنونم از عنایتتون برای اینکه متن و پاسخ طولانی نشود من فقط موارد اشاره شده از جانب شما را در مقام دفاع تحلیل میکنم.مورد جبار که شما فرمودین به معنی جبر کننده بالاجبار است یعنی خداوند هرگاه دلش بخواهد و تشخیص دهد در روند تکاملی انسان بالاجبار دخالت کرده و جبری بکار میبرد که بنده خود را به مسیر خودش برگرداند هر چند با مصیبت و سختی برای بنده اش همراه باشد پس نوعی مصلحت بنده را خواستن است.متکبر از ریشه کبر و بزرگی است.«ومکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین»در اینه آیه پس از مکروا به معنی… بیشتر »
سلام mahdi عزیز
این بصیرت و علم من نیست قدرت و بزرگی خداست که به من مدد رسونده.اگر مطلبم برایتان جالب بود اراده و خواست خدا بوده که درون تمام عاشقانش فطرتا این اقوال و احوال مطمئنا وجود داره.ولی من باب رعایت ادب از لطفتون قدردانی میکنم
سلام
لطف دارید
با سلام به همه دوستان
جهت محبت دوستانی که نظر دادن باید بگم در مورد نور بودن خداوند که در قران آمده و اشاره کردم نور بودن خداوند نوری فیزیکی نیست و منظور نور معنویست این بخش را از توضیحی از یک کارشناس روحانی که در جایی خواندم الهام گرفتم