

قبلا در مورد اگرگورها و شکل های فکری که می شه اونها رو توسط نیروی ذهن و انرژی درونی ایجاد کرد صحبت شده. ولی این بار می خوایم در مورد اینکه آیا می شه یه صحنه کامل و مفصل اختری رو توسط ذهن ساخت و به بقیه هم نشون داد صحبت کنیم.
پدیده ای که به اون اشاره شد کار راحتی نیست و هر جایی هم نمی شه چنین افراد ماورایی پیشرفته ای رو پیدا کرد. شاید سرزمین هند برای یافتن چنین موارد نادری مناسب باشه چون بلاخره مردم هندوستان هزاران ساله که به این تمرینات سخت ماورایی مشغول هستن و جو ماورایی خاصی رو برای منطقه خودشون ایجاد کردن و توانایی هاشون رو هم نسل به نسل به فرزندانشون منتقل کردن. به خاطر همین عجایب بیشتری رو نسبت به مردم غرب می تونن پیاده کنن. پس شاید فکر کنید که آیا کشور و نژاد هم توی پیشرفت ماورایی مهمه؟ بله مثلا مردم تبت به خاطر سابقه دیرینه مراقبه، به طور ذاتی مهارت های ذهنی و فکری بالاتری دارن و یه کودک از تبت نسبت به کودکی که توی غرب به دنیا اومده چندین برابر راحت تر می تونه توی مراقبه پیشرفت کنه. البته این فعلا موضوع بحث این مقاله نیست و می ریم سراغ ادامه موضوع قبل یعنی ایجاد مناظر اختری توسط ذهن و امکان نمایش اونها به افراد دیگه.
بعضی از افرادی که از غرب به هند سفر می کنن با ماجراهای عجیبی از اینکه بعضی از مرتاض ها می تونن اشیا، جانوران و گیاهان و … رو از هوا خلق کنن (بدون شعبده بازی) تعریف می کنن که مربوط می شه به همون ساخت شکل های فکری که توسط ذهن قدرتمند این مرتاض ها به وجود اومده. این یعنی که این اشیا و موجودات، واقعا خلق نشدن بلکه ماهیت اختری دارن و نوعی از اشکال فکری قدرتمندی هستن که ذهن این مرتاض ها ساخته و این نوع از توانایی ماورایی، توی هند زیاده. این پدیده می تونه خیلی از قوانین مادی رو زیر سوال ببره و هنوز به خوبی درک نشده.
یه نویسنده غربی گفته که اولین مرحله برای این کار، داشتن اراده خیلی قوی هست. بعد از اون افزایش شدت قدرت فکر و تصویرسازی ذهنی و هدایت افکار. کسی که توی هند می تونه این کار رو بکنه سال های زیادی رو توی تنهایی خودش و در مکان های خلوت، مراقبه های طولانی می کنه.
بعضی از افراد ممکنه مشاهده کنن که این مرتاض ها می تونن تصاویر مربوط به فواصل دور رو جلوی چشم بیننده بیارن و حالتی مثل سراب ایجاد کنن. برای اینکه یه مرتاض بتونه همچین تصویر مفصلی رو توی عالم اختری ایجاد کنه و حتی اون رو به حالت فیزیکی در بیاره که بقیه بتونن ببینن نه تنها باید ذهن و اراده قوی داشته باشه بلکه باید حافظه خیلی قوی در مورد جزئیات تصویری که می خواد بسازه داشته باشه. چون اول اون تصویر باید توسط ذهن مرتاض ساخته بشه. افرادی که توی جهان غرب چنین حافظه تصویری داشته باشن خیلی کم هستن و معمولا بین هنرمندان می شه یک چنین افرادی رو پیدا کرد ولی کسی که می خواد تمرینات ماورایی این سبکی رو انجام بده باید اول از همه تصویرسازی ذهنی خودش رو شدیدا قوی کنه.
یه کار ماورایی معروف از این دست که توی هند انجام می شه شعبده دانه انبه هست. مرتاض میاد یه دانه انبه رو توی زمین می کاره و دستش رو روی اون حرکت می ده و بعدش باعث می شه که کم کم گیاه از داخل دانه رشد کنه. مثلا اولش جوانه بزنه و بعدش برگ و تنه و … اون نمایان بشه. آخر سر هم یه درخت بزرگ انبه جلوی چشم همه به وجود میاد و گل و میوه هم می ده. قطعا برای اینکه این حالت توی طبیعت رخ بده سال ها زمان می خواد ولی کار این مرتاض ها در حد یه نمایش کوتاه هست. البته اونها واقعا درخت انبه رو از مرحله دانه تا درخت شدن رشد ندادن بلکه تصویر اختری از مراحل رشد اون رو توی عالم اختری ساختن و شکل فکری ایجاد کردن. درست مثل وقتی که یه فیلمی رو فریم به فریم توی ذهن خودشون تصور می کنن و همون رو به فضای اطراف منتشر می کنن. پس هیچ درخت انبه واقعی اون بیرون نبوده و همش توسط ذهن مرتاض و تاثیر روی ذهن مخاطبین بوده.
حالت مشابه دیگه این هست که مرتاض ظاهرا طنابی رو به هوا می اندازه و به یه پسر بچه می گه که از اون بالا بره. اون قدر که از انتهای طناب ناپدید بشه. مرتاض به طور نمایشی از اون می خواد که بیاد پایین ولی چون به حرفش گوش داده نمی شه با چاقویی که بین دندونش قرار می ده از طناب بالا می ره خودش هم ناپدید می شه. ظاهرا بچه رو تکه تکه می کنه و قطعات بدن بچه از بالا به زمین می ریزه. وقتی مرتاض دوباره از طناب پایین میاد پارچه روی اعضای بریده شده می ذاره و پسر بچه کنار حضار، ظاهر می شه. اون پسر بچه قطعا واقعی بوده ولی در واقع هیچ وقت تو طول نمایش از جای خودش تکون نخورده بوده و اصلا از طناب بالا نرفته. بقیه کارها رو ذهن و اراده مرتاض انجام داده و اون رو توی عالم اختری به صورت شکل های فکری درآورده.
توریست های غربی تلاش زیادی کردن تا از این صحنه ها عکس بگیرن ولی عکسی که گرفتن اصلا چیزی رو نشون نداده جز اینکه مرتاض، خیلی ساکت وسط نمایش نشسته و داره تمرکز می کنه. پس به نظر می رسه شکل های فکری که این مرتاض ها می سازن فقط توی عالم اختری وجود داره نه عالم فیزیکی. پس حضار معمولی که چشم سوم فعال ندارن چه طوری می تونن این مناظر اختری ساخته شده رو ببینن؟
کسایی که تماشاچی این نمایش ها هستن در حالت عادی قدرت ماورایی خاصی برای مشاهده چیزهای اختری ندارن ولی حواس اختری اونها به طور موقت توسط قدرت و ارتعاشات مرتاض فعال می شه و می تونن چیزهایی که اون توی عالم اختری ساخته رو مشاهده کنن. خیلی کم پیش میاد که این شکل های فکری بتونن به حالت فیزیکی واقعی در بیان. به هر حال این پدیده ها فقط شگفتی هستن و نمی شه اونها رو معجزه نامید.
بعضی از مفسرین غربی هم گفتن که احتمالا اون مرتاض تونسته حضار رو به سطحی از خلسه و هیپنوتیزم گروهی ببره و کاری کنه که حضار توی ذهن خودشون اون کارهای عجیب رو ببینن. ولی از اونجا که هر کسی نمی تونه به سادگی وارد سطوح عمیق هیپنوتیزم بشه پس این احتمال، کمتر هست.
این مرتاض ها برای اینکه به این مرحله برسن چه قدر تلاش کردن؟
این نوع مرتاض ها تمرینات ماورایی سخت خودشون رو از کودکی شروع می کنن. بعضی از اونها هم این کار رو از پدر به پسر یاد گرفتن و دستورالعمل های خاص خودشون رو ممکنه داشته باشن. مهارت تصویرسازی اونها به تدریج با تمرین قدرتمند می شه. مثلا اول باید بتونن یه گل رو به خوبی تصور کنن با همه جزئیات که کار راحتی نیست و باید از حافظه شون استفاده کنن. بعدش سراغ تصویرسازی چیزهای پیچیده تر می رن. کم کم یاد می گیرن که چیزها رو از ساده به پیچیده تصور کنن و با اراده و تمرکز فکر قوی، اونها رو توی عالم اختری ایجاد کنن.
اون قدر باید تمرینات اونها ادامه پیدا کنه که کاملا آماده بشن و بعد اجازه پیدا کنن مهارت خودشون رو به طور عمومی نمایان کنن. مثلا اگه کسی از بچگی شروع کنه شاید توی میانسالی آماده بشه که بره برای بقیه نمایش هایی رو اجرا کنه که قبلا بهش اشاره شده. یعنی اینکه این مرتاض ها برای همین چیزهایی که توریست ها به عنوان یه نمایش بهش نگاه می کنن یک عمر وقت گذاشتن. توی دنیای غرب شاید محال باشه که کسی از بچگی تا میانسالی تمرین کنه که همچین کارهایی کنه. به هر حال دنیای شرق و غرب تفاوت های خیلی زیادی با هم داره.
(مطالبی که توی این مقاله در مورد نمایش های اختری این افراد گفته شد در مورد نمونه های اصیل و واقعی اون بودن وگرنه افراد زیادی هستن که به صورت شعبده بازی و تردستی و کلک زدن ممکنه حالات شبیه اون رو انجام بدن که بحث اونا جدا هست. مثلا در مورد همون مثال درخت انبه ممکنه یه شعبده باز فیک بیاد درختچه انبه رو توی قوطی زیر خاک بذاره و کم کم اون رو به بالای سطح زمین هدایت کنه. این کار، بیشتر هم زیر پارچه انجام می شه و کسی به طور مستقیم، چیزی از حالت اصطلاحا رشد گیاه نمی بینه و فقط بالا اومدنش از زیر پارچه یا سبد رو می بینه. این چیزها رو هم می شه راحت توسط دوربین شکار کرد چون دیگه فیزیکی هستن. ولی کسایی که واقعا رشد درخت انبه رو توی عالم اختری انجام می دن ممکنه هیچ تصویری ممکنه توسط دوربین از اونها ثبت نشه و نشان دهنده اختری بودن کامل اونها باشه. در ضمن، رشد یه جوانه با بالا اومدن برگ های یه گیاه فرق داره. تعدادی از نمایش های اختری مرتاض ها رو حتی شعبده بازهای حرفه ای هم نتونستن با امکانات و تجهیزات کامل تقلید کنن مثل همون مثال بالا رفتن پسر بچه از طناب و غیب شدنش که کتاب های مختلفی هم در مورد نقد و بررسی اون نوشته شده ولی هنوز نتیجه گیری برای زیر سوال بردن کامل اون موجود نیست)