

کمک کردن به دیگران آن هم بدون چشم داشت می تواند زندگی شما را بیشتر از فردی که به آن کمک کرده اید دچار تحول و دگرگونی کند.
ما انسانها در طول تکامل طوری بار آمده ایم که صفات بهبود دهنده روابط اجتماعی در ما شدت گیرد. وقتی به دیگران کمک می کنیم به طور اتوماتیک در مغز پاداش هایی به صورت ترشح اندورفین و مواد شیمیایی شادی آور و آرامش دهنده ترشح می شود تا ما را تشویق کند که آن کار خیر را مجددا انجام دهیم. این بخشی از طبیعت ماست و چیزی نیست که به ما آموخته شده باشد. در کودکان زیر دو سال هم انواع محدود کمک کردن به هم نوع، همان واکنش های مثبت را در مغز ایجاد می کند.
بنابراین کمک کردن به دیگران می تواند باعث شادمانی و خوشحالی شما شود. البته این کمک کردن ها نباید حالت اجبار داشته باشد زیرا سبب بروز استرس در شما می شود.
بیشترین میزان رضایت شغلی در بین افرادی است که روزانه به طور منظم به افراد یاری می کنند مانند پزشکان، مددکاران، آتش نشانان و … بهتر است این کمکها رو در رو باشد. کمک هم فقط فایده رساندن مادی نیست بلکه حتی اگر یک لبخند شما باعث انتقال شادی به شخص دیگر شود موجب ایجاد حس خوشی و سبکبالی در شما می گردد.
در مقابل، افرادی که مدام توطئه می کنند و برای دیگران نقشه های شوم می کشند بیشتر از سایرین در معرض افسردگی و بیماری های قلبی و … هستند و زندگی شان طعم شادمانی بسیار کمی دارد.

اگر بشر چنین تنظیمات روانی را در مغز خود نمی داشت شاید از مدتها قبل منقرض شده بود. طبیعت ما را طوری بار آورده که در جهت مثبت بودن و یاری رسان بودن احساس خوب پیدا کنیم تا همان را ادامه داده و سبب بقای نسل شویم.
همچنین یاری رساندن به بقیه به صورت داوطلبانه باعث کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس شما می شود. وقتی به کسی کمک می کنید در واقع خودتان را از موضع بالاتری می بینید بنابراین احساس می کنید چیزی باارزش از درون دارید تا به بقیه عرضه کنید…
فایده دیگر کمک کردن به دیگران، ایجاد روابط اجتماعی قوی با سایرین و دریافت کمک از آنها در مواقعی که احساس درماندگی می کنید است. کمتر کسی است که مایل نباشد خوبی که به او شده است را جبران بکند مگر از عجایب حق به جانبی باشد که انتظار غلامی از افراد دارد و خودش به کسی خیری نمی رساند و خوبی دیگران را وظیفه می داند. ممکن است حتی از خودتان بدتان بیاید که چرا به آنها فلان لطف را کرده اید ولی اگر سعی کنید انتظارات خود را از افراد کم کنید و به صورت یک طرفه به آنها لطف کنید بعدا از بی مهری های آنها هم اذیت نمی شوید. در عوض برای خود کارمای خوبی را ایجاد کرده اید که توسط آن شاید از فردی دیگر همان خوبی را دریافت کنید.

یک سری افراد ممکن است به خاطر فوبیا و هراس اجتماعی نه تنها احساس راحتی را در تعامل با بقیه پیدا نکنند بلکه بدتر دچار استرس شوند و مدام پیش خودشان بگویند اگر فلانی کمک مرا طرد کرد چه؟ این افراد می توانند در کارهای خیر غیرمستقیم تری چون صدقه دادن و شفادهی انرژیکی افراد فعالیت کنند.
فایده دیگر کمک کردن به افراد، پیدا کردن هدف در زندگی است. هیچ هدفی بالاتر از خیر رساندن به بقیه نمی تواند لذت بخش باشد. اگر احساس گمگشتگی دارید و اصلا نمی دانید چرا به دنیا آمده اید در این صورت چند روز خودتان را فراموش کنید و به خوبی کردن به بقیه بپردازید. برای مثال به جای اینکه با پول خود فلان بستنی گران قیمت را بخرید همان را به یک فقیر بدهید…به جای اینکه غرق در درس خواندن شوید کمی به خواهر و برادر کوچکتر خود که در فلان درس مشکل دارد کمک کنید…به جای صرف زمان طولانی جلوی آینه و خودآرایی، کمی در کارهای خانه به مادرتان کمک کنید. بعد از چند روز تغییرات روحی را مشاهده کنید. آیا باز هم احساس پوچی می کنید و یا شادی و حس مفید بودن درونی مانع از آن می شود که حتی به خودتان تردید کنید؟