قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
هیپنوتیزم بازگشت به گذشته
استفاده از هیپنوتیزم بازگشت به گذشته برای شفای ذهن ناخودآگاه
تیر ۱۲, ۱۳۹۸
حس ششم
چند حقیقت جالب در مورد حس ششم و شهود
تیر ۱۵, ۱۳۹۸

تجربه ماورا – دود مریم گلی (نوشته شقایق)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورا – دود مریم گلی (نوشته شقایق)

با سلام و ادب خدمت مسئولین ارنوشا و اعضای سایت.
چند روزیه که با این سایت آشنا شدم و معمولا مطالبشو سعی میکنم کامل مطالعه کنم.تو یکی از پست ها درباره ی گیاه مریم گلی و خاصیت پاک کنندگیش خوندم که شدیداً انگیزه پیداکردم که حتما تهیه کنم چون شب که میشه فضای خونه و مخصوصا یکی از اتاق خواب ها که پنجره نداره و تاریک هم هست برام سنگین میشه در صورتیکه صبح اصلا چنین چیزی نیست. بالاخره خردیمش و اون شب درو پنجره هارو بستم و با اسفند همه جا دودشو چرخوندم باورتون نمیشه ولی به طور شگفت آوری جو خونه خیلی سبک شد و اینو به راحتی می تونستم حس کنم اما مشکلی که پیش اومد ای بود که موقع خواب بدنم سبک میشد و تکون تکون می خورد و تا صبح خواب های عجیب دیدم البته ترسناک نبودن هرچی بود مربوط به روحم بود به نظرتون چی بود ؟ من قبلاً پای یکی از پست ها این موضوع رو که می خوام بنویسم نوشتم ولی نمی‌دونم ارسال شد یا نه. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و نمازامو به سرعت نور می خوندم طوری که اصلا نمی فهمیدم چی میگم یه چادر صورتی هم داشتم که عمم داده بود ولی یه کم کوتاه بود و وقتی اصطلاحا سجده می رفتم که البته بی شباهت با شیرژه رفتن نبود چادر سر می خورد و تا کمرم بالا می اومد. دو شب پشت هم یه خواب و دیدم اونم اینکه در حال نماز هستم و موقع سجده رفتن چادرم همون شکلی روی کمرم سر خورد یه هو بدنم شروع به تکون خوردن کرد و موجوداتی که نمی دیدمشون منو به حالت افقی درآوردن و به طرف یه تخت دو طبقه بردن و خوابوندن جالبه که بدونید حدودا هفت سال بعد ما یه تخت دو طبقه خریدیم که طبقه بالاش دقیقا مال من شد. اما بعد از اون خواب ها هر شب موقع خواب توی بیداری همون تکون ها سراغم می اومدن و تا سال ها هر شب و هر شب همین بساطو موقع خوابیدن داشتم به محض اینکه تمرکز میکردم بخوابم سراغم می اومد الان ۲۷ سالمه و صاحب یه پسر چهار ساله هستم و از اون چیزهاهم خبری نیست ولی به صورت غیر ارادی برون فکنی دارم که البته یک بار به طور کامل اتفاق افتاد که تو یه پست دیگه براتون تعریف میکنم و چون ترسیدم الان دیگه اجازه نمیدهم مراحلش کامل بشه و سرمو به شدت تکون میدم منظورم از گفتن این خاطره این بود که بعد از سالها بعد از دود کردردن مریم گلی اون تکونها اون شب دوباره تجربه کردم اگر راهنماییم کنید مچکر میشم چون واقعا نمی‌دونم چیه؟
با سپاس

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - پرواز روح بعد از چند ماه تمرین (نوشته کنستانتین)

 

 

مقالات مرتبط

علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

1 دیدگاه
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
رفتن به نوار ابزار