

شاید برای شما پیش آمده باشد که فردی از شما درخواستی عجیب و خارج از توانتان داشته باشد و شما محترمانه درخواست او را به خاطر شرایط خود رد کنید ولی او عصبانی شده و شما را نفرین کند…برای مثال پولی از شما خواسته و به هر دلیلی نمی خواهید و یا نمی توانید به او قرض دهید. سپس او در خیالش شما را مستحق انواع بلایا و عذاب ها می بیند و دائم می گوید که بله….او به من خوبی نکرد و احتمالا فردا سرطان می گیرد…
یا مثلا در حق کسی به خاطر جهل و یا حتی غیرعمدی کار بدی را انجام داده اید و عذرخواهی هم می کنید ولی شخص از شما کینه گرفته و برای آن مسئله کوچک، آرزوی مرگ شما را می کند و از بدبیاری هایی که در زندگی برای شما پیش می آید خوشحال شده و تصور می کند به خاطر نفرین او است که دچار بدشانسی شدید.
اگر نگران هستید که افراد سوء استفاده گر و کینه ای شما را به خاطر دولا راست نشدنتان در برابر آنها و یا به خاطر ارتکاب خطاهای کوچکتان نفرین کنند یاد این ضرب المثل بیفتید.
به حرف گربه سیاه باران نمی آید…

نفرین این افراد آن قدر بی ارزش و احمقانه است که اصلا نیازی به اهمیت دادن به آنها ولو در حد چند ثانیه هم ندارید. مگر شما به آنها بدهکار هستید؟ آیا ارث پدر آنها را خورده اید؟ آیا شما عهد نوکری بی چون و چرا در برابر آنها را بسته اید؟ آیا اصلا وظیفه ای دارید که به آن افراد خدمت کنید؟ در نهایت چه چیزی به شما می رسد؟ آیا خون آنها از شما رنگین تر است؟ اگر هم کار بدی در حق آنها انجام داده اید و جبران کرده اید دیگر حسابتان با آنها پاک است و نیاز نیست باز هم سالیان سال شرمنده آنها باشید.
انتظار نداشته باشید که همه مردم حد و حریم خود را بدانند. برخی از آنها گاهی از اعماق وجود باور می کنند که صاحب اختیار بوده و مردم دیگر نوکر آنها هستند و نمی توانید کاری کنید که از خر شیطان پایین بیایند. حتی بحث کردن با آنها بی فایده است زیرا بحث وقتی اثربخش است که از خط منطق عبور کند. این افراد اگر ذره ای منطق داشتند درک می کردند که نباید از بقیه انتظارات بیهوده داشته باشند. حتی منطق لازم برای تشخیص وظیفه از لطف را ندارند و اگر به چنین افرادی لطف هم بکنید باز طلبکار هستند زیرا خوبی کردن را وظیفه شما می دانند.
نفرین آنها هم همچون درخواستهای عجیبشان مسخره و بی نتیجه است و فقط خودشان را عذاب می دهند.
اگر قرار بود یک صدم نفرین های مردم در جهان کارساز باشد تا کنون نسل انسانها منقرض می شد.
انسان ها دچار اشتباه می شوند چون ذات آنها اشتباه پذیر است. قرار نیست به خاطر تک تک کارهای بدی که کرده اند تکه تکه شوند. بلکه باید درس گرفته و برای رشد معنوی خود استفاده کند. اگر هم قرار است مورد مجازات طبیعت قرار بگیرند در این صورت خداوند مجازات هایی را برای تنبیه آنها فراهم می آورد تا موجب بیداری روحی شان شود. هیچ کس نمی تواند به جای خدا تصمیم بگیرد که چه بلایی سر شما بیاید و نفرین چه کسی بگیرد و نگیرد.
برخی از افراد چنان دچار کینه ورزی می شوند که حتی دست به جادوی سیاه می زنند تا دشمنان خود را آزار دهند. منکر اثرات جادوی سیاه نمی شوم ولی از طرفی از منکر حفاظت های الهی و قوانین طبیعت برای خنثی کردن این نفرین ها و جادوها در مواقعی که واقعا بیهوده هستند نمی شوم.
بگذارید دشمنانتان در حسد و کینه و نفرین کردنهایشان بسوزند….اگر محق نباشند راه به جایی نمی رود و به قول معروف:
به حرف گربه سیاه باران نمی آید و چیزی به حرف و خواسته آنها اتفاق نمی افتد…
سلام ب همه در کل ادم بد ب همه بدی میکند ادم عادی یا متوسط یا بهتر از بد چی بگم بش ب خوبان خوبی و ب بدان بدی میکند اما انسان والا ب همه نیکی میکند و بعضی مواقع ب بدان بیشتر حتی اگر بارها دشمنی و بدی ازشون ببیند شاید تلنگری بخورند و ب نیکی ایمان بیاورند –پندار نیک کردار نیک گفتار نیک هدف من است— البته من از اونا نیستم اگه کسی بهم بدی کنه و بتونم از خجالتش در میام البته حرص نمیخورم و بشون فک نمیکنم چون لیاقت حرص خوردن ندارند—خداوند کجایی حتما من کورم–