

سلام به تمام عزیزان
در ادامه موضوع فوق (افسردگی از شناخت تا درمان) من یکسری مطالبی رو آماده کرده بودم تا پیوستگی مطالب قبلی حفظ بشه و منظم بریم جلو.ولی قبل از درجشون برای ارسال منصرف شدم.چون ناخوداگاه به ذهنم رسید کسی که از این بیماری رنج میبره حوصله و حسو حال تئوریاتو نداره و تا اینجاشم اگه دوستی خونده که افسردگی بالایی داره واقعا همت کرده ولی چاره ای نبود باید موارد قبلیو که بازهم میگم درک و مطالعه اون اصول از واجبات بود باید عنوان میکردم
مطمئنا هر کسی میتونه با کمی تلاش مطالب بسیار بدرد بخوری از موضوع بدست بیاره و این مطالبی که من نوشتم اکثرا از کتب و مقالات متخصصین بود.ولی نکته اینجاست که فرد افسرده خودش شاید توان یا انگیزه و یا تمرکز لازم رو نداره و کار من اینه که واستون اینکارارو انجام بدم که خیلی کار مهمی نکردم و در واقع خودتون باید با اعتماد بنفس به خودتون کمک کنید.فقط اگه این عمل ناچیز من رو کمی مورد لطفتون میخوایین قرار بدین من یه چیز ازتون میخوام و اون اینکه امیدتون رو حفظ کنید و برای یه لحظه از این حسو حال بد خارج شید و محکم و قاطعانه با تمام وجود بگید من میخوام خوب شم.
برای بهبودی باید حداقل کمی انرژی و میل و تغییر حالو هوا در شما عزیزان وجود داشته باشه وگرنه من بشینم کلی مطالب تئوری یا حرفای قشنگم بزنم فایده نداره پس شروع میکنیم:
همین الان که دارید مطلب رو میخونید برای لحظاتی حالت بدنی،حالت چشمها،صورت،و کلا وضعیت بدنتون رو ببینید در چه حالتیه.آیا مثلا سرتون بالاس سینتون و تنتون صافه یا نه شونه هاتون افتادس،حرکات بدنیتون کند و شله؟چشاتون چی؟حس بیحالی و بی فروغی دارن؟نگاهتون به متن یا اطرافتون و کلا هر واکنش عضلانیتون سرعت متعادلی داره یا نه خیلی بی حال مثلا خودتونو جا بجا میکنید؟پاشید مثلا برید آشپزخونه یا حیا یا دستشویی ببینید از لحاظ جسمی حرکات نگاهها و تکان دادن عضلاتتون مخصوصا فرم شونه ها و کل بدنتون تو چه حالتیه؟مطمئنا بیحال،خیلی کند،حالت خموده،صورتی شلو آویزون دارین.اگه بگین نه من خیلی راحت مثلا تا تشنم میشه از جام میپرم مثل قرقی میرم لیوان برمیدارم آب پر میکنم و میخورم و حرکاتم یا راه رفتنم متعادل و راحته که احتمالا خودتونو لوس کردین که میگین افسرده این.در واقع فرد افسرده فقط تو حالو هوای ادراکات و احساسات فلج کنندشه و شاید تا حالا حتی به وضعیت جسمیتونم هیچ توجهی نداشتین.حالا اگه میپرسین که چی باید یاداوری کنم درسته افسردگی بیماریه حسی و روحیه ولی برای جسمتون هم فرم خاصی ایجاد میکنه که گفتم چیاس.پس روحیه میتونه جسمتونرو هم شل و کسل کنه حالا برعکسشم هست وضعیت و فرم جسمیتون میتونه تو روحیه بد یا خوب شما تاثیر زیادی ایجاد کنه.اولین تمرینمون پس کمک از حالات و فرم گرفتنهای خاص جسمیه.ببینید این تمرینایی که میگم شاید بگید من انقدر اوضاع روحیو حسیم داغونه که یه کم فرم دادن به جسم و نوع حرکت واقعا مسخرس.یا شاید اصلا بگید ول کن بابا کی حال داره این اداهارو دراره.بهر حال میتونید هرچند هم کوچک و بی تاثیر جلوه کنه بهم اعتماد کنید و انجام بدین و یا اینکه به امید یه معجزه و با استغاثه و گریه به خداوند التماس کنید یهو خوب شید.من کاری به انتخابتون ندارم و آزادید.ولی اگه احیانا میخوایید روشها و حرفای منو انجام بدین پس مصمم و بدون هیچ پیش داوری حداقل تا چند روز اول فقط عمل کنید.حالا رو پاتون وایسید و آگاهانه سرتونو شل کنید کمرتونو کمی خم کنید شونه هاتونو شلو افتاده کنید چشاتونو بی حال و لباتونو لپو گونتونو بندازید کلا فرم یه آدم کاملا درمونده و بیرمقو بگیرید تا الان تا حدودی کم یا بیش این حالتارو داشتید ولی ناخوداگاه بوده و متوجهش نبودین حالا فقط با آگاهی خودتون این حالات رو بوجود بیارید.بعد ببینید چه حسی دارید مطمئنا همون حس افسردگی و غم.حالا به طور ناگهانی و تند یه نفس عمیقه صدادار بکشید و حالتارو برعکس کنید سینه رو بدین جلو شونه رو عقب بکشید زانو هاتون صاف و پاهارو محکم سرتونو بدین بالاتر چشاتون بازتر کنید تا جایی که حدقه چشم بزنه بیرون نترسین محکم و یه دفه همه این حالتارو ایجاد کنید و همزمان با دم عمیقتون همشو باهم انجام بدین.چند لحظه نفسو حبس کنید و حالات ایجاد شدرو حفظ کنید.نفسو بدین بیرون و بازم برگردین به حالت شلو ولو افسرده.کاملا افسرده و بیحال.فقط باید این حالات رو آگاهانه و با اگاهی انجام بدین که خیلی مهمه.چند ثانیه تو همین حالت باشین و بعد دوباره نفسی محکم بکشیدو مثل حالت اول شید بعدش حبس نفسو چند ثانیه حفظ حالت جسمیه مقتدرانه.و بازدمو … این روند شل کن سفت کن رو چندبار انجام بدید.اگه قراره افسرده و شلو ولم باشید چرا افسارتون رو دست ذهنتون بدین خودتون آگاهانه ایجادش کنید.در ضمن وقتی نفس بلند کشیدینو سر سینه رو بالا دادینو اینا ابرو هاتونم بدین بالا حتما و لبخند بزنید.آره ساختگیه و فقط ادا بازیه ولی انجامشون بدین.پنج دقیقه بیشترم نمیخوام وقت بزارید اگه بیشترم شد که چه بهتر.فقط اگه تو اتاقید درو ببندین یا زمانی باشه که استرس نگرید که نکنه کسی بیاد منو ببینه چون از لحاظ روحی خیلی حساسین شاید این موارد ذهنتونو همش درگیر کنه من میخوام کامل دل بدین.از روزی سه بار حداقل شروع کنید اگه بیشتر بشه که عالیه.بعد باید با راه رفتن اینکارارو کنید همه مراحل بالارو دقیقا انجام میدیدین ولی راه میرین تو حالت اول و دم خیلی محکم و سریعتر راه میرید و با بازدم یهو بدن شل افتاده… و بی حال و کند را برید.نکته مهمی رو باید بدونید.احنمالا با شروع همین حرکات خیلی ساده ولی آگاهانه هم احساس کنید بیشتر اذیت دارین میشین طبیعیه و خیلیم خوبه چون معلوم میشه ذهنتون داره درگیر میشه و اوایل خوشش نمیاد و اذیت میشه و میخواد همونطور ولو غرق تو حالات عادتیه قبلیتون باشید.فقط تحمل کنید تحمل تحمل.بعد چند روز دفعتا همه چی یه تغییر اساسی میکنه.هر چی میتونید در طول روز بیشتر انجامش بدین یکبار به مدت یک ساعت به طور مثال اصلا جای سه بار ولی هر دفعه مثلا ده دقیقرو نمیگیره.تعداد دفعات هرچه بیشتر بهتر.من وقتی درگیر شدم روزای اول تا هفته ها یهو تو خونه وقتی نشسته بودم یه حس بی قراری بسیار بدی که دیوونه کننده بود میومد سراغم طوری که مثرا ساعت یک شب پا میشدم مثل دیوونه ها با همون وضعیت و پوشش میدویدم بیرون فقط میدوییدم تو خیابون.چون اگه ساکن و بیحرکت میشستم قطعا دیوونه میشدم نمیدونم چه مرضی بود ولی کابوس بود.بیرون از خونه ام با دوستام یا وقتی جایی میرفتم حال خیلی بدو عجیبی داشتم.وقتی یادش میفتم میگم شکر.بعدش که بیقراریهام کمتر شد استرس و اضطراب بدی شروع شد با تپش قلب درد قلب فشار بالا.بعد هم افسردگی کامل قرصای دکترا روم اثر نداشت جز دوتا یکیشو میگم چون آرامبخش بیخطریه کلردیازپوکساید پنج یا ده یادم نیست.ولی چند وقت پیش که یکی دوبار استفاده کردم مثل قبل نبود.خلاصه گفتم یا مرگ یا زندگی و این موارد بالارو شروع. کردم انجام دادن.دو سه روز اول خیلی سخت بود ولی بعد از چندروز بهتر شدم راستی باشگاه بدنسازیم که از سالها پیش میرفتم رو بازم شروع کردم اینم خیلیییی کمکم کرد شنا یا کوه نوردی،و حتی حرکات یوگا همشون عالین ورزش رو هر طور شده مجبورید انجام بدین.فقط شروع کنید نذارید این بیماری عوارض بدتر پیدا کنه پیش دکتر متخصصم برید و با شرح دقیق حالاتتون ازش داروی خوب بخواین اگه دیدین به حرفتون گوش نمیکنه یا مثلا نظر میدین ناراحت میشه پاشین خارج شین درشم محکم بکوبین.نترسین فقط هدفتون خوب شدن خودتون باشه با قاطعیت.امیدوارم اینارو انجام بدین تا مطلب بعدی که چیزای زیادی واسه گفتن مونده.
آقا محمد گرامی، این تمرینی که ارائه کردید بنظرم خیلی خیلی نتیجه بخش است. من در اون زمان که افسردگی شدید داشتم از این مطالب بی بهره بودم. اما یادمه از اونجایی که ماهها در اتاق خودمو حبس کرده بودم، استخوان درد هم گرفته بودم-علاوه بر مشکل قلبی و زخم معده- بهمین دلیل بعضی وقتا به طور ناگهانی دلم میخواست در اتاق کمی نرمش کنم و میدیدم حالم عوض میشه و از اتاق میرم بیرون و غذا میخورم. هر چند کمی بعد دوباره برمیگشتم به زندانم. پس دوستانی که افسردگی دارید، خواهش میکنم این تمرین را انجام بدید. آقا محمد… بیشتر »
سلام anni عزیز خوشحالم که شما بدرستی این شرایط رو درک میکنید و مشخص است تجربیات خوب و بدی در زندگی داشته اید.و خیلی درست منظور و مطلب من رو شرح دادید.من از این تمرینات شروع کردم و چندروز اول خب خیلی سخته به قول شما آدم پیله ای که دور خودش پیچیدرو ترک کنه و «دست به اقدام» بزنه.من خیلی تاکید کردم دوستان افسرده این اقدامات ابتدایی رو انجام بدن و چند روز یا دو سه هفتس منتظرم یه دوستی بیاد بگه من انجام دادم اصلا بگه نتیجه نداشت و مطلب منو رد کنه.ولی متاسفانه هیچ نظری دریافت نکردم… بیشتر »
آقا محمد عزیز، شما خیلی هم کار بزرگی انجام دادید، مطلب نوشتن و راهنمایی در مورد افسردگی موضوع خیلی مهمی است چرا که طبق آمار بالای ۵۰ درصد افراد افسردگی خفیف تا شدید دارند. در کوچه و بازار هم اگر خودمان مشاهده میدانی داشته باشیم که بنظر من ۹۹ درصد افراد جامعه افسردگی دارند و به طُرُق مختلف بروز میدهند. این از این. اما در مورد نظرات، من مطمئنم خیلی از این افراد مقاله شمارو خواندند و حتی کم و بیش در حال انجام هستند، شاید چند ماه دیگه چندین نفر بواسطه همین مقالات شما بهبود پیدا کنه ولی دیگه… بیشتر »
سلام anni دوست خوب من
ممنونم از جنابعالی.امیدوارم که همینطور باشه و افراد برای رفع افسردگی«اقدام» کنند.
شروع به اقدام برای بهبودی این بیماری خیلی مهمه.من بدنبال نتیجه ام فقط و بارها نیز گفته ام خیلی دوست دارم بقیه عزیزان مخصوصا جنابعالی که مطالبی بسیار زیبا مینویسید زحمت
بکشند و در این مورد بنویسند.مطالب من شاید خوب باشد ولی قطعا بهترین نیست من میخواهم
بهترینها مانند شما در مورد ناهنجاریهای اجتماعی که متاسفانه بسیاری از ما را درگیر نموده مقاله ارائه دهند.متشکرم