قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
کودک ایندیگو
تشخیص کودک ایندیگو
آوریل 29, 2019
مدیوم روحی
تجربه ماورایی – مدیوم راز دار (ترجمه شده)
می 1, 2019

قدرت پایین مغز در برآورد میزان خطرات

قدرت پایین مغز

قدرت پایین مغز

قدرت پایین مغز در برآورد میزان خطرات

گاهی مغز و قدرت منطق ما قادر به تشخیص اینکه واقعا باید از چه عوامل ریسکی و خطرناکی دوری کنیم نبوده و یا خیلی ضعیف عمل می کند. یکی از دلایل آن این است که مغز ما بر اساس تکامل اولیه نیاکان ما نسبت به خطرات واکنش نشان می دهد و قادر به درک واقعی خطرات مربوط به ابزارها و وسایل امروزی نیست. برای مثال یک ماشین به سرعت به شما نزدیک می شود. در بیشتر مواقع به جای اینکه عکس العملی نشان دهید در جای خود خشک می زنید زیرا نیاکان ما وقتی در معرض حمله یک شکارچی بودند خودشان را بی تحرک نشان می دادند تا شکارچی قدرت دید کمتری داشته باشد و نتواند آنها را از لا به لای شاخه و برگ ها تشخیص دهد.

ولی برای دنیای امروزی این نوع واکنش های غیر ارادی غریزی چندان به درد ما نمی خورد.

همچنین مغز ما اشتباهات دیگری هم در مورد تشخیص واقعی خطر انجام می دهد که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود:

نمونه هایی از خطاهای مغز در برآورد خطر

۱- ترس از مار به جای ترس از ماشین

ما به طور غریزی از چیزهایی می ترسیم که جنبه عاطفی منفی برایمان داشته باشند تا با طی مراحل مسیرهای مختلف شیمیایی، آدرنالین ترشح شود و به ما هشدار خطر بدهد. برای بخشی از مغز ابتدایی ما که مربوط به اطلاعات ژنتیکی نیاکانی می شود، حیوانات موذی و خطرناک دشمن اصلی آنها بوده بنابراین طبیعی است که ما حتی از فکر مار گزیدگی بترسیم ولی به راحتی از جلوی ماشینی که به سرعت از جلویمان عبور می کند و ممکن است ما را زیر بگیرد و تکه تکه کند عبور کنیم چون ماشین برای ما واکنش عاطفی منفی ایجاد نمی کند پس ترسی هم از آن نداریم. حتی اگر دیوانه وار با آن رانندگی کنیم و جان خود و بقیه را به خطر بیاندازیم.

۲- ترس از احتمالات بسیار کم

ترس موجب تحریک مغز ابتدایی و نیاکانی ما شده و واکنش ها حتی قبل از آنکه آن چیز رخ داده باشد خودش را نشان می دهد. چون ترس باعث پر رنگ شدن حافظه می شود بنابراین فجایایی مثل زلزله، سقوط هواپیما و حوادث تروریستی به شدت توجه ما را جلب می کنند. پس، از این فجایایی که احتمال رخداد آنها کم است بیشتر از خطرات روزانه ای مثل تصادف با ماشین یا سکته قلبی می ترسیم.
در اینجا نقش رسانه هم مهم است و این فجایای نادر را بسیار پررنگ می کند و باعث می شود که فکر کنیم عمومیت دارند.

همچنین بخوانید:   ده روش رسيدن به روياهاى بزرگ خود

بعد از یک حادثه تروریستی هواپیمایی در آمریکا، مردم به شدت از پرواز با هواپیما ترسیدند و تصمیم گرفتند برای تعطیلات به جای هواپیما از خودروی شخصی استفاده کنند. ولی رانندگی بسیار خطرناک تر از سفر هوایی است. نتیجه این شد که نزدیک هزار نفر بیشتر از سال گذشته اش در تصادف جاده ای جان خود را از دست دادند. اگر این هزار نفر استفاده از خودرو را به جای هواپیما انتخاب نمی کردند جانشان را از دست نمی دادند.

۳- ما از سرطان می ترسیم ولی نگرانی نسبت به سکته قلبی نداریم

مردم معمولا از عوامل خطر زایی که اثرات منفی فوری ندارند (مثل خوردن شیرینی و کشیدن سیگار) نمی ترسند. بنابراین ما چندان از خطر سکته قلبی نمی ترسیم. سکته قلبی معمولا معلول کارهای خطرناک کوچک (مثل کشیدن حتی یک سیگار در روز و خوردن یک شیرینی اضافه در روز) در طولانی مدت است. در واقع چیزهایی که در طی مدت طولانی خطرناک بودن خود را نشان می دهند برای ما خیلی ترسناک نیستند.
به همین دلیل است که مرگ و میر در آمریکا بیشتر به واسطه سکته قلبی است تا سرطان.

۴- وقتی چیزی تحت کنترل ما باشد به نظرمان کمتر خطرناک است

ذهن ما چنین خطا می کند که اگر خودمان یک کار خطرناک را به صورت داوطلبانه انجام دهیم و کنترل آن را در دست داشته باشیم ریسک کمتری دارد.
به همین دلیل است که اگر یک راننده به صندلی مسافر منتقل شود احساس می کند ماشین ها بیش از حد به خودروی آنها نزدیک است و فکر می کند الان تصادف می شود. ولی وقتی خودمان پشت فرمان باشیم ترس کمتری داریم چون می دانیم بلاخره کار مناسب را خواهیم کرد (شاید این موضوع توضیح دهد که چرا مادر شما به رانندگی تان انتقاد می کند).

همچنین بخوانید:   چگونه روز به روز آرامش بيشترى حس كنيم؟

مثال دیگر اینکه وقتی ما سم پاشی گیاهان باغچه خود را انجام می دهیم کمتر نگران سموم هستیم تا وقتی که همسایه ما همان کار را در باغچه مجاور و با همان غلظت سم انجام دهد. در اینجا نه تنها عامل کنترل اوضاع توسط خود مطرح است بلکه چون فایده سم پاشی به خودمان می رسد پس خطر آن کمتر به نظر می رسد.

در واقع هر کجا حس کنیم یک چیز خطرناک می تواند مفید هم باشد خطر آن کمتر به چشم ما می آید.

۵- وقتی کمربند ایمنی را می بندیم سریع تر رانندگی می کنیم

انسان ها تصور می کنند اگر ایمنی را در یک جا رعایت کنند می توانند در جای دیگر کار خطرناک تری کنند. در واقع ایمنی برای آنها یک مقدار ثابت دارد که می تواند با رعایت کردن یک کار، خطر کار دیگر را افزایش دهد. ولی این فقط مربوط به قدرت پایین مغز در برآورد میزان خطرات است.

در یک آزمایش، تعدادی ماشین با ترمزهای بهتر به افراد داده شد. در انتها هیچ تغییری در کاهش تصادف دیده نشد چون داشتن آن ترمز خوب به راننده این جرات را می داد که سریع تر رانندگی کند و در نتیجه تصادفات ناگهانی زیادی انجام دهد.

۶- تصور می کنیم استفاده از بخش منطق مغز بهتر است

والدین همیشه نگران هستند که نکند فرزندان آنها در سنین نوجوانی معتاد شوند و یا کارهای خلاف دیگر کنند. آنها می دانند اگر فرزندشان بالغ شود و به سنین جوانی برسد بیشتر مصون شده است.

طبق تحقیقات والریا رینا، روانشناس دانشگاه کرنل، نوجوانان بسیار بیشتر از بزرگسالان در مورد ریسک کردن، منطقی فکر می کنند ولی این منطق به کارشان نمی آید. او در یک آزمایش از دو گروه بزرگسال و نوجوان پرسش کرد که آیا مایل به نوشیدن فلان نوشیدنی الکلی خطرناک هستند؟ بزرگسالان به طور شهودی نه گفتند ولی نوجوانان کمی در مورد آن فکر کرده و سپس جواب منفی دادند. اسکن مغزی آنها نشان داد که وقتی نوجوانان در مورد انجام چیزهای خطرناک فکر می کنند ابتدا از بخش منطق مغز خود استفاده می کنند ولی بزرگسالان بخش های عاطفی مغز خود را به کار می گیرند.

همچنین بخوانید:   آگاهی جمعی و کاربردهای آن

وقتی فردی به طور منطقی تصمیم گیری می کند فوایدی مثل مستی موقت الکل و احساس خوشی کاذب ممکن است باعث شود که خطرات واقعی را نادیده بگیرد. بنابراین اینکه بخواهیم به طور منطقی نوجوانان را از انجام کار خلاف باز داریم فایده چندانی ندارد. در عوض بهتر است که واکنش های احساسی آنها را تحریک کنیم برای مثال به آنها بدترین اتفاقی که ممکن است برای آنها به خاطر انجام فلان کار خلاف رخ دهد را نشان دهیم تا مانند بزرگسالان احساسی تصمیم بگیرند.

البته تحقیقات نشان داده است که نمی توان سرعت توسعه تفکر بالغانه را در نوجوانان زیاد کرد. تمرین و تکرار لازم است تا قضاوت های عاطفی تقویت شوند و این معنی را می دهد که باید یک بازه زمانی طولانی برای این کار صرف شود.

۷- ما از نور خورشید نمی ترسیم ولی از انرژی هسته ای چرا

به نظر ما هر چیزی که طبیعی و برایمان آشنا باشد ریسک کمتری دارد. برای مثال ما خطر نور خورشید را دست کم گرفته و نگران انفجار یک مخزن اتمی هستیم در حالی که تعداد افرادی که به خاطر تشعشات خورشید مرده اند بسیار بیشتر از تشعشعات هسته ای است. ولی چون خورشید یک پدیده طبیعی است احساس راحتی بیشتری با آن می کنیم.

یا در منطقه ای از کالیفرنیا مردم از بین دو سم گیاهی و شیمیایی ترجیح دادند که از سم گیاهی استفاده کنند چون چیزهای شیمیایی را مضر می دانستند و تصور آنها این بود که هر چیزی طبیعی اش خوب است ولی نتیجه ای برعکس به دست آمد.

از همه اینها نتیجه گرفته می شود که انسان ها هنوز قدرت تشخیص دقیق خطر و کنترل آن را کسب نکرده اند و لازم است تجدید نظرهایی در مورد دید خود نسبت به عوامل خطرزا انجام دهد.

 

 

نیلوفر
نیلوفر
- دانشجوی روانشناسی بالینی و مترجم. - وظایف: مشارکت در ترجمه مقالات ماورایی و روانشناسی برای سایت - علایق: علوم ماورا و مراقبه، روانشناسی بالینی، فلسفه، روانشناسی عمومی، قانون جذب، شمنیسم، عرفان و ...
اشتراک
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
رفتن به نوار ابزار