

سلام .
یک شب مثل همیشه خوابیدم و از آنجایی که می دانستم تو خواب دیدن متوجه میشم که خواب هستم .خدایی با خودم گفتم خوب اگر خواب اینچنین بود فلان کار رو انجام می دم ببینم چی میشه .چون از بچگی توی خواب دیدن متوجه می شدم که دارم خواب می بینم اکثر اوقات و بیشتر سرتان را درد نیارم .خوابیدم و خودم رو تو محیط خواب دیدم اول تو خونه بودم رفتم بیرون دیدم بله خواب هستم چون با واقعیت جور در نمی اومد کمی خواب جالبی نبود سعی کردم بیدار کنم خودم رو که با یک یا دو بار بستن چشمام تو خواب و گفتن اینکه بیدار شو چشم واز میکردم و تو رختحواب بودم و همین کار را انجام دادم و بیدار شدم اما این دفعه جای دیکه ای که اولش کاملا یکی بود بلواقعیت تا اینکه برای زدن از خون بیرون آماده شدم و خیلی معمولی مثل همیشه جلوی آینه به خودم رسیدم موهامو شانه زدم و لباس پوشیدم و خداحافظی کردم رفتم بیرون حالا به عنوان اینکه ساعت یازده شده و تازه خیلی خوابیدم زدم بیرون تو کوچه هم مثل واقعیت بود رسیدم سر کوچه تا با رفیق ها ببریم بیرون واز اونجا به مدرسه تا همین که رسیدم دیدم یه دریا کنار کوچه است اصلا نمی دونستم چکار کنم خدای چی شده بیدارم خوابم دست پاچه شدم راست و از چپ تشخیص نمی دادم این حالت اولین بار بود که تو خواب دیدن بیدار شم و تو یک خواب دیدن دیگه وارد شم ..وقتی کمی خودم رو جمع و جور کردم تو را برگشتن به خونه که از خانواده بپرسم الان تو چه زمانی هستیم و رسیدم دیدم خونه ای نیست انگار تو اون کوچه اصلا خانه ما وجود نداشت ..چشمام رو بستم و گفتم به خودم بیدار شو خواب میبینی چشمم رو باز کردم دیدم هیچ هنوز تو همون کوچه و خوابم .دوباره انجام دادم فایده نداشت واقعا ترس رو حس کردم وقتی ناامید شدم و چشمام رو بستم و از خدا کمک خواستم دیدم تو رختخواب خودم بیدار شدم و تازه ساعت ۴ شب اما باور کنید برای من یک روزی زمان برده بود ..و خیلی تعجب کردم و ترس داشتم …بعد از این اتفاق چندین بار دیگه هم اینطور شد و جالب این بود که وقتی تو رخت خواب چشمام باز می شد بازم چند بار چک می کردم که خواب دیگه ای نباشه….
فوق العاده بود دوست عزیز…..اما بدونید این ترس بیهوده است که فکر میکنین دیگه بیدار نمیشین :)))) ….خداوند فرمودند که به همه چبز آگاهند یعنی هیچ وقت نباید ترس داشته باشیم و با ذکر یااللّٰه همه چیز درست میشه….موفق باشین
عه آره منم اینجوری میشم! چقدر رو مخ آدمه که تورویابینی آگاهانه ی دوست داشتنیت، یهو میبینی بیدار شدی اما خبر نداری که هنوز خوابی!
تجربه منحصر بفردو مهیجی بود دوست عزیز.من با خوندن رویای آگاهانه شما این تفکر برام پیش اومد که هر فردی تو این حوزه ها میتونه تجربیات کاملا متفاوتی با دیگری داشته باشه.
دقیقا من هم تو اولین تجربه برونفکنی تو خوابم،یهو بیدار شدم و بعدش تازه فهمیدم اون بیدارشدن،خواب بوده ! 😂
درود
سعی کنید وقتی بعد از این نوع تجربه ها بیدار شدید آزمون واقعیت انجام بدید.
ممنونم چشم،دقیقا خودمم کلی حسرت خوردم که چرا ازمون نگرفتم از خودم