

بیان خود حقیقیمان اثر بسیار قدرتمندی داشته و همه ما شاهد این بوده ایم که چگونه حقیقت می تواند باعث حس آزاد بودن شود. ولی برای اینکه بتوانیم حقایق درونی خود را بیان کنیم و خودمان باشیم باید اعتماد به نفس ما بالا بوده و احساس امنیت کنیم.
در واقع باید در مورد چیزی که هستید راحت باشید و ترسی از نمایش خود حقیقی تان نداشته باشید. شما نمی توانید عمیقا صاحب اعتماد به نفس باشید اگر خودتان را نپذیرید و یا نشناسید.
برای اینکه خودتان را قبول کنید باید ابتدا خودتان را بشناسید. باید کاملا به شخصیت و ویژگی های خود اشراف داشته باشید و بدانید قادر به انجام چه کارهایی هستید.
متاسفانه ممکن است ما در خانواده و جامعه ای بزرگ شده باشیم که از کودکی به ما القا کرده باشند که تو خوب نیستی. به نظر دیگران شما باید دارای فلان ماشین، فلان خانه و فلان مقدار پول باشید تا لایق احترام شوید.
ولی حقیقت این است که تنها راهی که قرار است توسط آن به شما ارزش و اهمیت داده شود این است که شما خودتان را دارای ارزش و لیاقت بدانید.
اگر مدام به دنبال جلب توجه افراد و راضی کردن آنها باشیم در این صورت خود را در موضع ضعف دیده و احساس می کنیم باید کارهای بیشتری انجام دهیم تا باز هم مورد رضایت واقع شویم.
بنابراین یک چرخه نامتناهی ایجاد می شود و شما مدام حس می کنید باید خودتان را باب میل دیگران اصلاح کنید تا به چیزی که می خواهید بشوید تبدیل گردید.
حقیقت این است که شما همین الان هم کامل هستید. شما نیازی به ماشین و فلان لباس و داشتن چهره خاص نیستید تا باارزش تلقی شوید.
وقتی شما به این درک برسید و بفهمید که نیازی نیست چیز خاصی شوید و انتظارات دیگران از شما مهم نیست در این صورت اعتماد به نفس شما بالا می رود.
البته داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که از چیزی نمی ترسید و همه چیزتان از روی حساب و کتاب است. بلکه منظور از اعتماد به نفس این است که به خودتان اعتماد کنید و بدانید که در هر مسیری از زندگی پیش بروید وضعتان خوب خواهد بود.
رسیدن به حد مناسبی از اعتماد به نفس موجب می شود که شهامت دنبال کردن چیزهایی که در زندگی دوست دارید را داشته باشید و شهامت بیان کردن خود حقیقی تان را پیدا کنید. همچنین موجب می شود به خاطر چیزی که هستید به خودتان افتخار کنید.
وقتی اجازه دهید نور واقعی شما بدرخشد در این صورت دیگران را هم تحت تاثیر قرار داده و باعث می شوید که آنها هم راهی مانند شما را دنبال کنند.
همچنین کم کم به این نتیجه می رسید که نظر دیگران برای شما مهم نیست چون آنها تحت کنترل شما نیستند و شما هم مسئولیتی در قبال آنها ندارید. وظیفه شما نیست که به فکر مردم در مورد خودتان توجه کنید. فقط مهم این است که شما در مورد خودتان چه فکری می کنید.
در تمام روز و شب تنها کسی که با شما زندگی می کند خودتان هستید و افکار و احساسات شخصی را تجربه می کنید بنابراین این حق را دارید که راحت باشید.
البته رسیدن به این درجه از اعتماد به نفس یک شبه رخ نمی دهد و به تدریج توسط تمرینات زیر حاصل می شود:
– گفتن جملات عاشقانه و مثبت به خود
– قبول هر آنچه که الان هستید
– قبول اشتباهات
– دانستن اینکه شما ارزشمند هستید
– بخشش خود و دیگران
– مراقبه
– یادآوری اینکه شما اینجا هستید تا رشد پیدا کنید و یاد بگیرید و قرار نیست از اول بی عیب باشید
– قبول اینکه هر کسی به بهترین شیوه ای که در توان دارد با شما رفتار می کند
– پذیرش شکست به عنوان بخشی از موفقیت
– بهترین دوست خود شدن
به تدریج با پذیرش خود و بالا رفتن اعتماد به نفستان قادر خواهید بود بدون هیچ ترس و نگرانی، خود حقیقی خود را به بقیه نشان دهید و نقاب هایی که بر صورت خود زده اید را بردارید.
❣با سلام به سرکار خانم نیلوفر عزیز🌹🌹🌹
واقعا مطلب جالبی بود….اینکه انسان به مرتبه ای از شناخت برسد که خود را بشناسد و بداند راهی که در پیش گرفته و طرز فکری که دارد درست است یا اشتباه….
و به این ترتیب بتواند به خود اعتماد کند …این یعنی به آرامش درونی رسیدن ….و احساس خوشبختی داشتن و به خدای خود نزدیکتر شدن….بهترین احساسی هست که هر شخصی میتواند داشته باشد.
با سپاس از مطالب عالی شما.
موفق باشید.❣