قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
سپاسگزاری
میزان توقع از افراد برای سپاسگزاری و خدمت به ما
مرداد ۹, ۱۳۹۷
عشق بدون قید و شرط
آیا عشق بدون قید و شرط وجود دارد؟
مرداد ۱۰, ۱۳۹۷

سوء استفاده های عاطفی بین زوجها

سوء استفاده

سوء استفاده

سوء استفاده های عاطفی بین زوجها

گاهی افراد در رابطه زناشویی دچار سوء استفاده های شدید عاطفی میشوند که اگر ادامه پیدا کند می تواند منجر به سوء استفاده های فیزیکی نیز بشود. معمولا فرد سوء استفاده گر زبان تهدید و ارعاب را برای کنترل شریک خود به کار برده و قصد دارد تا می تواند از شریک خود بهره کشی عاطفی یا فیزیکی کند. چنین افرادی معمولا از کودکی روابط صحیح اجتماعی را یاد نگرفته و ممکن است خودشان نیز در معرض سوء استفاده قرار گرفتن واقع شده باشند و حال می خواهند همان کارها را روی فرد قربانی پیاده کنند. معمولا ناهنجاری روانی مثل بروز رفتارهای ضداجتماعی و خودپسندی شدید نیز در فرد سوء استفاده گر مشاهده می شود.

 

سوء استفاده

 

علائم و نشانه های مختلفی وجود دارد تا فرد بداند که آیا مورد بهره کشی شریک یا همسر خود قرار گرفته است یا خیر. برای مثال:

– فرد قربانی معمولا دارای عواطف شکننده و ضعیف بوده و فورا ناراحت می شود و این نقطه ضعف او را فرد سوء استفاده گر به خوبی میداند. هنگامی که قربانی از دستورات او سرپیچی کند فورا او را تهدید و ناراحت کرده تا به خواسته هایش تن بدهد.

– فرد سوء استفاده گر کنترل زیادی بر قربانی دارد و معمولا ایمیلها، تلفن و روابط او با دیگران را چک می کند. حتی ممکن است حسادت شدیدی در او شکل بگیرد و بخواهد که قربانی حتی با خانواده خود قطع رابطه کرده و تمام توجهش را به او بدهد.

– فرد سوء استفاده گر در تمام امور مهم زندگی که به هر دو شریک مربوط میشود مشورتی از قربانی نمی گیرد زیرا او را لایق مداخله در قدرت تام خود نمی بیند و به این طریق قدرت فرد قربانی در تصمیم گیری ها کاهش پیدا کرده و به تدریج یاد میگیرد که موجودی رام و تسلیم باشد.

– فرد قربانی به شدت در اسارت مالی قرار گرفته و کنترلی روی میزان خرید خود ندارد. شخص سوء استفاده گر تمامی حسابهای او را کنترل کرده و قربانی باید برای کوچکترین خریدی از شریکش اجازه بگیرد. این در حالی است شریک او به راحتی ولخرجی کرده و کسی حساب خرج های او را نمی داند.

– درخواستهای فرد قربانی معمولا بی جواب مانده و اهمیتی از طرف سوء استفاده گر ندارد زیرا او همیشه برنامه های خود را دارد.

– تحقیرهای کلامی نیز ممکن است در این روابط زیاد مشاهده شود برای مثال فرد، قربانی را جلوی خانواده اش مسخره کرده و قصد تحقیر و کوچک نشان دادن او را دارد.

– فرد سوء استفاده گر معمولا هیچ گاه در مجادله کم نیاورده و بحث های طولانی و تکراری را مطرح کرده تا شما را گیج و خسته و تسلیم کند.

– در چنین روابطی با فرد قربانی به عنوان یک خدمتکار رفتار می شود و انتظار می رود هر دستوری به او داده شود فورا اطاعت کند. برای مثال سوء استفاده گر ممکن است بگوید زود باش خانه را تمیز کن یا غذایم را بیاور. در واقع هیچ اثری از احترام و برابری انسانی در آنها مشاهده نمی شود. اگر هم از دستورات او سرپیچی شود سر قربانی فریاد زده و آن قدر او را عصبی و ناراحت می کند تا خدمتکار بودن را به جنگ روانی ترجیح دهد.

– ناراحتی ها و مریضی های فرد قربانی برای شریکش اهمیتی ندارد و کوچکترین همراهی با او نمی کند. برعکس، از او انتظار می رود که ناراحتی را زودتر کنار گذاشته و مجددا به به شریکش خدمت کند.

– شریک سوء استفاده گر سعی میکند با تحقیر و شکایت از شریک خود به خواسته هایش برسد. برای مثال ممکن است به او بگوید که اگر انسان درست و خوبی بودی فلان کار را برای من انجام می دادی ولی تو بی رحم و بی وجدانی. در واقع زبان نرم کردن شریک خود را به خوبی بلد هستند.

– فرد سوء استفاده گر وقتی نتواند چیزی که می خواهد را از شریک خود بگیرد در رابطه عاطفی و جنسی خود سرد شده و آغوش فرد قربانی را پس می زند. این کار تا وقتی که بتواند به خواسته هایش دست پیدا کند ادامه دارد.

همچنین بخوانید:   مجله اینترنتی علوم روحی و روانشناسی آرنوشا

– ممکن است شریک سلطه جو در وسط بحث از اتاق خارج شده و در را محکم ببندد تا نشان دهد که قربانی لایق یک بحث نیز نمی باشد و نمی توان با او رفتار بالغ گونه و احترام آمیز داشت.

– چنانچه قربانی کوچکترین اشتباهی انجام دهد شدیدا مورد سرزنش و توبیخ شریکش قرار گرفته و چنان او را خجالت زده و احمق نشان می دهد که قربانی واقعا حس بی لیاقتی پیدا کند.

 

سوء استفاده

 

چه طور می توانیم خود را از شریک سوء استفاده گر محافظت کنیم؟

ابتدا باید به وجود چنین رابطه ای در بین خود و شریکتان آگاه شوید و بدانید که رفتارهای او عادی نیست و شما لیاقت زندگی بهتری دارید. باید به قدری جایگاه خودتون را برای او اثبات کنید که یا مجبور به پذیرش شما شده و یا حتی اگر شده زندگی با او را خاتمه دهید. در این مورد مشورت با یک مشاور خوب ازدواج می تواند کمک کننده باشد.

به نیازهای خودتان توجه کنید و بدانید که اگر خودتان به فکر خود نباشید کسی هم به شما اهمیت نمی دهد. اگر نیاز دارید فلان لباس را خریده و یا فلان غذا را در بیرون به تنهایی بخورید این کار را انجام دهید.

مرزهای خودتان با او را مشخص کنید. برای مثال اگر به شما توهین کرد و یا شخصیت شما را پایمال کرد فورا اتاق را ترک کنید و یا به خانه یک دوست بروید تا مجبور شود از شما عذرخواهی کند.

سعی کنید با این افراد کمتر بحث کنید چون مجادله با آنها فایده ای ندارد. اگر خواستند بحثی را شروع کنند به آنها اعتنا نکنید و از آنها دور شوید.

آگاه باشید که چنین افرادی قصد تخریب عمدی شخصیت شما را دارند بنابراین از توصیفات منفی آنها در مورد خودتان ناراحت نشوید زیرا این خود واقعی شما نیست. در عوض سعی کنید زمان کمتری را با آنها سپری کرده و اوقات بیشتری را با دوستان و خانواده و کسانی که دوستتان دارند سپری کنید.

– اگر زندگی با چنین فردی برایتان واقعا مشکل و غیرقابل تحمل است سعی کنید کم کم به فکر جدایی بیفتید. می توانید کم کم پول پس انداز کرده و جایی را برای خود به صورت مخفیانه بخرید و تدابیر لازم را برای زندگی پس از جدایی آماده کنید.

مثال از یک چنین روابط:

سارا و رضا به عنوان زن و شوهر در خانه ای که با پول هر دو خریداری شده بود ولی به نام مرد سند خورده بود زندگی می کردند. سارا با اینکه کارمند بود ولی باید کار خانه را هم به دقت انجام می داد و غذاهای خوب میپخت. این در حالی بود که رضا فقط یک شیفت کار می کرد و سپس به خانه آمده و جلوی تلویزیون ولو می شد. او عقیده داشت که زن خوب هم باید در مخارج خانه سهیم باشد و هم خانه دار خوبی باشد.

رضا از اینکه خانواده همسرش به منزلشان بیایند ناراحت بود و هر کاری انجام می داد تا همسرش از خانواده اش جدا شود. برای مثال به مادر او تهمت می زد یا همیشه قبل از آغاز مهمانی دعوایی تلخ راه می انداخت و خلاصه سعی می کرد خانواده سارا را از جلوی چشم سارا بیندازد و روابط را کم یا حتی قطع کند.

این در حالی بود که رضا رابطه خوبی با خانواده خودش داشت و مدام پدر و مادرش را به خانه خود دعوت می کرد. انگار که فقط او حق ارتباط با خانواده اش را دارد.

سارا هر پولی که در می آورد را باید به رضا گزارش می داد و تمام حساب کتاب هایش را رضا کنترل می کرد. سارا حتی اجازه نداشت برای خود یک لباس بخرد!

هر پولی که سارا در می آورد را رضا صرف کارهای خود می کرد و به نام خودش سند می زد زیرا او معتقد بود نباید چیزی را به نام زن زد! در واقع نوعی دوگانگی رفتاری داشت. از یک طرف معتقد بود که زن و مرد با هم برابرند و هر دو باید خرج زندگی را بدهند از یک طرف عقیده سنتی داشت که همه چیز باید به نام مرد باشد. در واقع هر چیزی که به نفع خود بود را در ذهنش جمع آوری کرده بود و به آن اعتقاد داشت.
هر بار سارا از او چیزی مطالبه می کرد رضا خشمگین و عصبانی می شد حتی اگر مربوط به امور درمانی و حیاتی سارا می شد. انگار برده ای گرفته است که حتی اجازه مریض شدن و صرف خرج درمان را هم ندارد.

همچنین بخوانید:   شرم سمی چیست؟

مثال دوم:

همیشه مردان در چنین روابطی به عنوان سوء استفاده گر نیستند. گاهی زنان هم می توانند به مردان زور بگویند. نمونه اش داستان زندگی سمیه و بهروز است. بهروز با اینکه موقعیت اجتماعی بالا و ثروت زیاد داشت ولی از اعتماد به نفس کمی برخوردار بود. وقتی با سمیه آشنا شد احساس کرد با زنی زبل و اجتماعی و دانا ازدواج خواهد کرد ولی نمی دانست زرنگی سمیه، روی خود بهروز هم اعمال خواهد شد.

سمیه ابتدا از بهروز خواست خانه ای را به نامش بکند و جواهرات آن چنانی برایش بخرد. مراسم عقد که هزینه اش با عروس بود در خانه شخصی و با کمترین امکانات برگزار شد ولی مراسم عروسی که خرجش با داماد است در بهترین سالنهای پذیرایی با تمام امکانات گرفته شد.

عروس معتقد بود نباید با خود جهیزیه ای بیاورد و داماد باید خانه را با وسایلش آماده کند. بهروز نیز تماما به حرف او گوش می داد چون شیفته عشق و چرب زبانی آن دختر شده بود.

سمیه بعد از چند مدت شروع کرد به ایجاد اختلاف و تفرقه بین بهروز و خانواده اش. زیرا نمی خواست مادر شوهر و خانواده داماد را ببیند و آنها را مزاحم می دانست. برای مثال وقتی مادرشوهرش به خانه شان می آمد عمدا چیز با ارزشی را قایم می کرد و می گفت که مادرشوهرش دزدیده است. یا همیشه سعی می کرد مادر بهروز را فردی هیولا جلوه بدهد که از کودکی با بهروز بد بوده است. طولی نکشید که حرفهای او موثر واقع شد و بهروز واقعا با خانواده خودش قطع رابطه کرد. در عوض شیفته مادر زنش بود چون سمیه خیلی از مادر خودش تعریف می کرد و در خانه او به روی خانواده سمیه و حتی دورترین فامیل او باز بود.

سمیه تمام حسابهای بانکی شوهرش را چک می کرد و از تمام در آمدهای او خبر داشت. خانه دیگری را هم به نام خودش خریداری کرد.

سمیه ارزشی برای خود بهروز قائل نبود و او را ماشین پول در آوردن می دانست. مدام شوهرش را پیش برادرانش مسخره می کرد و او را به خاطر کوچکترین اشتباهاتش تحقیر می کرد. حتی رابطه جنسی درست و کاملی هم با او نداشت و یا از آن به عنوان اهرم کنترلی همسرش استفاده می کرد به طوری که هر وقت کارها مطابق میلش پیش نمی رفت اتاقش را عوض می کرد یا به خانه مادرش می رفت.

مادرش نیز نقش زیادی در کنترل زندگی دختر و دامادش داشت و مدام در زندگی آنها دخالت می کرد و نقشه های شوم جدیدی را به دخترش یاد می داد. جالب اینکه مادر او خود زنی شکست خورده و طلاق گرفته بود و زندگی سیاه خودش را به زندگی دخترش فرافکنی می کرد و می خواست نقشه هایی که خود عرضه اجرایش را نداشته توسط دخترش انجام دهد.

بهروز حوصله بحث کردن با زن پرحرفش که هیچ گاه در بحث کم نمی آورد نداشت به خاطر همین سریع تسلیم او می شد. اوضاع وقتی بدتر شد که آنها صاحب فرزند شدند و سمیه که قدرت خودش را در زندگی بهروز مستحکم تر می داد تاخت و تاز شدیدتری می کرد و رفتارش به کلی از یک زن زبل و زرنگ به یک زن هیولای سلیته تغییر پیدا کرد.

شاید چنین داستانهایی برای شما آشنا به نظر برسد. هیچ چیز دردناک تر از زندگی با شریکی که به جای مامن عشق و حامی بودن به یک هیولای زورگو و تحقیرکننده تبدیل شده است نیست. اگر شما نیز چنین زندگی را تجربه می کنید بهتر است هر چه سریع تر در مورد آن چاره ای بیندیشید چون گذر زمان فقط شما را به افسردگی و مظلومیت بیشتر فرو برده و شریکتان را قدرتمند و هارتر می کند. هاری ای که گاهی درمانی برای آن نیست چون شخص سوء استفاده گر از این قدرت خود لذت برده و تمایل زیادی برای تغییر دادن خود ندارد و حتما باید اقدامات اساسی برای مقابله با آن انجام شود.

همچنین بخوانید:   دلایل تکاملی برای گوش دادن به یک آهنگ تکراری

هر چه قدر شما در زندگی بیشتر کوتاه بیایید غلظت وحشی گری در خون آنها بالاتر رفته و پیاده کردن آنها از دوشتان دشوارتر است. محبت کردن در حق این افراد مثل ریختن بنزین به در آتش است که تنها به شعله ور شدن آن کمک می کند.

سایر روابط سوء استفاده آمیز

چنین سوء استفاده هایی تنها در بین شرکای زندگی و زن و شوهر دیده نمی شود بلکه ممکن است در بین والدین و فرزندان و حتی دوستان و فامیل هم مشاهده شود.

شاید همه شما داشتن فامیل یا دوستی سربار را تجربه کرده باشید. برای مثال افرادی هستند که در مدرسه تنها و بدون هیچ دوست رفیقی اند. ولی وقتی موقع امتحانات فرا می رسد شاگردان تنبل دور آنها را فرا گرفته و از آنها تقاضای کمک درسی می کنند و خود را به عنوان دوست و رفیق جا می زنند. ولی وقتی خرشان از پل می گذرد و امتحانات تمام می شود دیگر حتی جواب سلامشان را هم از کسانی که به آنها کمک کرده است دریافت نمی کند. انگار آنها را فقط به خاطر درس خوبشان می خواستند و نه خودشان.

اینکه فرد نه به خاطر خودش بلکه به خاطر ویژگی هایش دوست داشته شود می تواند زمینه ساز شکست عاطفی، کاهش اعتماد به نفس و حس حقارت درونی در فرد شود. البته باید واقعا اعتراف کرد که در این دور و زمانه کسی دیگران را به خاطر خودش نمی خواهد و شاید پدر و مادر تنها افرادی باشند که فرزندشان را بدون قید و شرط دوست دارند آن هم چون از خون آنها است و چندان بدون قید و شرط هم نیست.

بنابراین نباید انتظار زیادی از افراد دیگر داشت خصوصا که مردم خودشان خودشان را هم دوست ندارند بنابراین عشقی ندارند که بخواهند آن را با شما تقسیم کنند مگر در مواقعی که به شما نیاز دارند.

سوء استفاده در بین فامیل هم معمولا به صورت قرض گرفتن پول و یا امید به دست آوردن فلان موقعیت انجام می شود. برای مثال ممکن است فامیل شما حتی سالی یک بار هم احوالتان را نپرسد ولی ناگهان با شما صمیمی شده و ازتان بخواهد که فرزند آنها را هم با خود به خارج ببرید!!! جالب اینکه اگر به خواسته آنها توجه نکنید در نظر آنها تبدیل به کثیف ترین و بدجنس ترین آدم شده و همان ارتباط سالیانه خود را نیز قطع می کنند.

مقالات مرتبط

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
علی
مهمان
علی
7 سال قبل

سلام
من یه ذره گیج شدم
شما گفتید که همیشه اینجور افراد مردا نیستند که یعنی اکثر اینجور افراد مردا هستند منم داشتم درباره همین موضوع یه کم توی گوگل سرچ می کردم ولی بدتر گیج شدم
گویا یه روانشناس به نام آرچر یه پژوهش روی هزار نفر توی آمریکا انجام داده و برعکس انتظارشون پرخاشگری نسبت به شریک زندگی و رفتار کنترلگرانه شریک زندگی توی زنا نسبت به مردا بیشتر بوده اینم یه لینک درباره پژوهش
https://www.telegraph.co.uk/men/relationships/10927507/Women-are-more-controlling-and-aggressive-than-men-in-relationships.html
این موضوع درسته؟

علی خانی (مشاور سایت)
ادمین
Reply to  علی

با سلام. به نظرم شاید بهتر باشد این مسائل را به صورت محلی بررسی کرد. قطعا آزادی، جایگاه و استقلال یک زن در آمریکا با زنی که در کشوری جهان سوم است یکی نیست. در کشورهای جهان سوم معمولا زن به دید کالا و بدون استقلال و موجودیت قابل ارزش مطرح است و کنترل زندگی بر گردن مردان است در غیر این صورت خشونت های کنترل نشده بر علیه زنان مشاهده می شود. ولی در کشورهای غربی مثل آمریکا زن جایگاه اجتماعی حتی بالاتر از مردان دارد و در موقعیت های شغلی اگر زن و مردی شرایط برابر داشته باشند… بیشتر »

M.v
عضو
5 سال قبل

سلام عزیزان مقوله بسیار مهمی ارائه شد سپاس.چند نکته هست بنظرم. اول اینکه اگر بخوام بدون غرض ورزی قضاوت کنم من در موارد بسیاری از نزدیکان گرفته تا همسایه ها اکثریت با سو استفاده گری زنها بوده.البته دو سه موردی از مردها هم یادمه که در حد بسیار ناجوانمردانه ای رفتار کرده اند. دوم اینکه سواستفاده عاطفی بین زوجین بنظرم از بدترین و کثیفترین جنایات شخصیتی و روحیه. سوم اینکه امان از وقتی که قربانی زندگی و همسرش رو بسیار دوست داشته باشه.تنگنای سختی میشه.این مورد حالتیه که قربانی قدرت مقابله به مثل و برخورد شدید رو از لحاظ رفتاری… بیشتر »

رفتن به نوار ابزار