

عشق ورزیدن عملی نیست که فقط در برابر انسانهای شایسته و با کمالات اخلاقی انجام شود. انسانها می توانند شیفته افرادی شوند که دست کمی از حیوانات درنده و بی رحم ندارند. اما چرا این اتفاق می افتد؟ چرا برخی افراد اتفاقا جذب کسانی می شوند که پایین ترین درجه اصول اخلاقی را دارند؟
در این پست موضوع عشق ورزیدن به افراد سوء استفاده گر مورد بررسی قرار می گیرد.
البته نباید کسی خود را به خاطر عاشق یک انسان سوء استفاده گر سرزنش کند چون این افراد معمولا با چرب زبانی های بسیار، شخص قربانی را اسیر و شیفته خود می کنند به قدری که اگر ذات واقعی آنها هم برملا شود فرد قربانی به خاطر عشق و وابستگی هایی که به راحتی از بین نمی رود مجبور است با آن فرد سوء استفاده گر زندگی کند و ادامه حیات خود را بدون وجود او غیر ممکن می داند.
هنوز دلیل قطعی در مورد آن وجود ندارد و این موضوع خارج از کنترل و آگاهی فرد است. به هر حال نزدیک ترین دلایل مربوط به این وضعیت عبارت اند از:
وقتی فردی دارای اعتماد به نفس پایین است و در خانواده ای بزرگ شده است که توجه کافی به او نشده است در این صورت وقتی در مواجه با یک فرد سوء استفاده گر قرار می گیرد خود را لایق چیزی بهتر از این نمی بیند و رفتارهای نامناسب شریک خود را انکار می کند. البته این انکار به این معنی نیست که قربانی نمی داند چه اتفاقی در حال افتادن است بلکه اثرات منفی سوء استفاده گری های شریک خود را دست کم می گیرد و حتی آنها را طبیعی فرض می کند تا با این استراتژی غلط ذهنی به حیات خود ادامه دهد.
افراد سوء استفاده گر روش های خود را برای رام کردن شریک خود دارند. آنها پس از مدتی سوء استفاده کردن، دوباره روی عاشق پیشه بودن خود را نشان می دهند. این چرخه در زندگی این افراد مدام تکرار می شود تا فرد قربانی دست از وابستگی نکشد و باور کند که قول های فرد سوء استفاده گر واقعی است و روزهای خوب هم فرا می رسند.
برخی از قربانی های این روابط چنان اعتماد به نفس کمی دارند که باور می کنند سرزنش ها و رفتارهای کنترل گرایانه فرد سوء استفاده گر، واقعی است و آنها مجبور هستند به شکلی در بیایند که او می خواهد از آنها بسازد.
افراد سوء استفاده گر به طور عمد این کار را انجام می دهند تا میزان قدرت و کنترل خود را بر فرد قربانی بالا ببرند. قربانی اگر احساس کند از قوانین تعیین شده سرپیچی می کند کار خطای بزرگی انجام داده و از عشق محروم می شود.
اگر والدین فرد قربانی رفتارهای تربیتی درستی در دوران کودکی شخص نداشته اند عشق واقعی را به فرزند خود نداده اند و فقط رفتارهای کنترل کننده و نامناسب داشته اند در این صورت فرد دنبال شریکی می گردد که شبیه خصوصیات والدین خود را داشته باشد تا عشقی که در کودکی نتوانسته از آنها دریافت کند را از آن فرد جدیدی بگیرد تا احساس کند ماموریت عاطفی او به خوبی تمام شده است. غافل از اینکه مشکلات خود را پیچیده تر می کند. او ممکن است گرفتار افراد سوء استفاده گر که متوجه نقطه ضعف او است شود و به خاطر این وابستگی که قربانی به آنها دارد درجه سوء استفاده خود را بالاتر ببرد.
چنانچه فرد قربانی نسبت به شریک سوء استفاده گر خود احساس دلسوزی بالایی داشته باشد ولی به خودش رحم نکند در این صورت فرد سوء استفاده گر به راحتی می تواند توسط برانگیختن احساس گناه در قربانی، سرزنش او و اغراق در مورد مشکلات خود، دل قربانی را به درد بیاورد و حمایت بیشتری از او طلب کند.
همان طور که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد افراد سوء استفاده گر می توانند رفتارهای جذابی داشته باشند و تا مدتها قربانی را شیفته خود کنند درست مثل افراد نارسیست که بسیار خوش زبان و جالب هستند و افرادی به آنها زندگی می کنند با وجود سوء استفاده هایی که از آنها می شود معاشرت با آنها را لذت بخش می دانند.
مثال دیگر در مورد افرادی است که اختلال شخصیت مرزی دارند. وقتی حال آنها خوب است قربانی را به وجد می آورند. کسانی هم هستند که به طور عمدی رفتارهای جذاب از خود بروز می دهند تا اهداف شخصی و خودخواهانه خود را پیش ببرند. سپس موقتا قربانی را پس می زنند و خاموش می مانند و یا عشق سابق را به او نشان نمی دهند. در این صورت فرد قربانی متعجب شده و به هر قیمتی حاضر است تا مجددا عشق قبلی را دریافت کند حتی اگر مورد سوء استفاده قرار بگیرد.
گاهی افراد چنان به معشوق سوء استفاده گر خود معتاد می شوند که لازم نیست اقدام مثبتی از او ببینند بلکه همینکه آسیب کمتری به آنها وارد شود و مورد خشونت کمتری قرار بگیرند برای آنها نشانه لطف از جانب فرد سوء استفاده کننده است.
برای رهایی از این نوع رابطه سموم، ترجیحا با یک روانشناس و مشاور در این مورد صحبت شود. همچنین سعی کنید خودتان را دوست بدارید و خط قرمزهایی بین خود و شریک سوء استفاده گر تعیین کنید. اگر آن فرد شما را یاد یکی از والدین تان می اندازد سعی کنید خود را روانکاوی کنید و افکار و احساسات خود را بنویسید تا شفای عاطفی، سریع تر رخ دهد.
شما هم مانند بقیه انسان هستید و از همان آب و گل و روح هستید و هیچ کس ارزش مازادی نسبت به شما ندارد که بخواهد شما را تحقیر کرده و شروع به سوء استفاده نماید.