قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – تجربه اسکیزوفرنی با جزئیات (نوشته شیرین)
نوامبر 27, 2019
تجربه ماورا
تجربه ماورا – سفرهای روحی ۳ (نوشته محمد)
دسامبر 3, 2019

تجربه ماورا – سفرهای روحی ۲ (نوشته محمد)

تجربه ماورا

تجربه ماورا – سفرهای روحی ۲ (نوشته محمد)

با سلام
این دومین تجربه برونفکنی یا سفر روح منه که مینویسم. اولیش رو که شرح دادم کاملا هیجان انگیز و تا حدی ترسناک بود واسم.
دومین تجربه من شاید دو سال بعد از اولیه بود.و اینبار با خودهیپنوتیزم. من بعد چندجلسه تمرین خودهیپنوتیزم که صبحها قبل از رفتن به مدرسه انجام میدادم.حس میکردم بعد از ریلکسیشن شروع میکنم به چرخش و یا اینکه دستامو حس نمیکردم. بعدها فهمیدم این حس چرخش برای برونفکنی مقدمس. بعد دو هفته شبها موقع خواب حالت های عجیبی واسم رخ داد. مثلا یبار نیمه شب احساس کردم بیدار شدم ولی تو حالت بین خوابو بیداری بودم و یه صدتی سوت و زوزه شدید باد درونم شروع شد. اونوقتا علمم از این چیزا تغریبا صفر بود. ولی انگار میدونستم کالبد اثیریم میخواد جدا شه صدا ها خیلی شدید و دلهره آور بود. مخصوصا احساس گرد باد شدیدی که انگار درونم شروع شده بود. خیلی ترسیده بودم ولی اشتیاقم واسه تجربه اونقدری بود که تحمل کنم. همراه گردباد و صدای شدیدش یهو انگار یه چیزی برق آسا از تنم خارج شد و من خودم بیرون از کالبدم حس کردم. صداها بلافاصله از بین رفت ولی از پذیرایی صدای گوش خراش چرخ خیاطی میومد. من تعجب کردم که ساعت دو نصفه شب کی داره چرخ خیاطی میکنه. رفتم پذیرایی چیزی نبود فقط متوجه نور خیلی شدیدی شدم که فکر کنم از وسط اتاق میزد بالا. بعد نور قطع شد. از دیوار یه صدایی اومد نگاه کردم بهش دیدم یهو دیوار باز شد و یک زن با چادر سیاه امد بیرون دقت که کردم دیدم یه نوزادی هم بغلشه. یه آن خیلی ترسیدم ولی اون زن یجورایی رسوند که خطری وجود نداره. بعد اومد جلو اسممو پرسید گفتم محمد اونم با اشاره به طفل گفت اسم اینم محمده و من دارم از نگهداری میکنم و بعد سریع رفت تو دیوار. تو این تجربه من مثل تجربه اولم محیط رو واقعی و اونطور که بود نمیدیدم وسایل عوض شده بودن و من برای جسمم نگران شدم یهو که بلافاصله دیدم تو اتاقم و سپس تو جسمم هستم. چون اوایل دانش و شناخت درستی از این تجربه ها و اون زنی که دیده بودم نداشتم سناریوهای عجیبی برای خودم میساختم. ولی الان میدونم که احتمالا قصه عجیبی نبوده و شاید یک روح جذب امواجم شده و پیام خاصی نداشته .همونطور که گفتم من فقط تو اولین تجربم محیطو کاملا واقعی دیدم و دیگه تا الان اون طوری تجربه نداشتم. تجربه های بعدیم تو بعد استرال (اختری) بوده که به مرور شرحشون میدم.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورا - روش شخصی در قانون جذب (نوشته محمد.و)

 

 

علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
digarhayat
مهمان
digarhayat
6 سال قبل

درود جناب محمد,تجربه جالبی بود.موافقم با فرمایشتون; میتونسته روحی باشه که جذب فعالیت انرژیکی شما در اون دقایق شده.به نظرم این رخداد اتفاقی مفهوم جالبی درون خود داره. چرخ خیاطی..زن..کودک..همه یک سری الگوهای معنایی زنانه-مادرانه هستن.الگوهایی که در مفاهیم معنوی, ربطی به جنسیت افراد ندارن و صرفا برای زنان نمود ندارن و نشانگر مفاهیم والا و قوی از حقیقتِ حیات, کثرتی وابسته به وحدت, و نیز محافظت هستن. میتونه نشانگر تمایل کائنات و فرشته های نگهبان باشه به محافظت از موجودیت فیزیکی و انرژیکی فرد; تا هم دور از سختی و نیروهای شر باشه;و هم زندگی معنوی باکیفیت تر و… بیشتر »

M.v
عضو
6 سال قبل
Reply to  digarhayat

سلام دیگر حیات گرامی
ممنونم از نظراتتون.خیلی تعابیر و تفاسیرت زیباست.من از این ظرافت دقتتون خوشم اومد.اتفاقا من خیلی هم خواب نوزاد میدیدم تو زندگیم ولی الان چندساله خیلی خیلی کم شده.فکر کنم منظورتون از قسمت اول پاراگراف دوم این باشه که مصادیق فوق روح زنانه و مادرانه دارند مثلا کودک را هم پدر در آغوش میکشد و هم مادر ولی در ذهن ما نگهداری و محافظت بیشتر با تصویر مادر گره خورده که پر بیراه هم نیست.و این از باب کثرت غلبه میباشد.وگرنه اختصاص به یک جنس خاص ندارد.پاراگراف سومتون برام بسیار آموزنده و تامل برانگیز بود.مرسیییییی بزرگوار

Fanoos
مهمان
Fanoos
1 سال قبل

امکان داره، اون نوزاد، خود شما در گذشته بوده باشید؟!

رفتن به نوار ابزار