

سلام دوستان
من فاطمم ، ۲۱ ساله و کلی از آشنایی با شما خوشحالم
احساس میکنم بالاخره کسانی رو پیدا کردم که بتونم حرف دلمو بهشون بزنم و اونا هم منو بفهمن و بهم کمک کنند ، راه حل بدن .
توضیحات اضافه رو اول مینویسم اگه حوصله نداشتید بخونید رد کنید بره .
من از وقتی بچه بودم شهود و هوش خیلی زیادی داشتم ، واقعا از سن خودم بیشتر میفهمیدم ، آینده رو تو خواب میتونستم ببینم ، یه صدای راهنما از درون خیلی رسا و واضح باهام حرف میزد ، انگار همه جوابا رو میدونست ، همیشه کمکم میکرد ، انرژی عالی داشتم انگار همیشه زیر دوش آب بودم ، انگار یه روح پیر و پرتجربه تو بدن یه کودک بودم .
ولی متاسفانه تو خانواده بدی گیر افتادم ، مادرم بدون دلیل منو میزد و فحشم میداد ، پدرم کاملا بی توجه بود و مرده و زندم واسش فرقی نداشت ، سه تا برادر بزرگتر دارم که اونا هم از لحاظ فحش و کتک برام کم نذاشتن . تو مدرسه هم اوضاع همین بود . مادرم و برادرام افسردگیشونو به صورت خشم و پدرم به صورت روزانه ۱۲ ساعت خوابیدن بروز میدن .
منم با کلی مشکلات نهفته بزرگ شدم ولی دلم به حضور اون انرژی خوش بود .
خونه ما فقط دو کوچه با قبرستون فاصله داره ، تقریبا یادم میاد از سن دوازده یا سیزده سالگی بیخود و بی جهت از حتی یک لحظه تنها بودن میترسیدم . انگار خیلی محو حضور یکی دیگه رو حس میکردم ولی همش خودمو گول میزدم .
تو دوران نوجوانی واسه یادگیری زبان انگلیسی به آهنگای خارجی و هالیوودی رو کردم ، زبانم جهش وحشتناکی کرد و عاشق کاراکترهای فیلما و اهنگا شدم ، میتونم بگم قشنگ معتاد شدم، مشکلای خانوادگی و مدرسه خیلی خیلی خیلی وحشتناک تر از قبل ادامه داشت ولی هنوز اون انرژی ازم دزدیده نشده بود .
تو اون سن نمیدونم اثر اهنگا و فیلما بود یا خانواده ، شایدم دوتاش ، ولی سردرد های وحشتناک من شروع شد ، بدن درد ، افسردگی ، قلب درد شدید و … ، قشنگ حس میکردم یکی انگار با نی داره از انرژی من مینوشه ، انگار که خون بدنمو طی چند سال آروم آروم با سرنگ بیرون بکشن ، هیچکسم نبود کمکم کنه ، مطلقا تنها و بدبخت .
اگه حوصله نداشتید تا اینجا رو بخونید اصل سوالم اینجاست:
تو شونزده سالگی یه شب خواب دیدم یه موجودی اومد خونمون ، یه خانم پیر و بدقواره و بزرگ و زشت بود ، در زد من درو باز کردم و بدون اجازه اومد داخل ، یه چرخی زد و رفت تو خونه نشست پیش بابام و برادرم ، من تو خواب داشتم از ترس سکته میکردم ، تو خوابم میدیدم تو خونه راه میرفتیم و جیغ میکشیدم و التماس میکردم این موجودو از خونه بیرون کنید ولی انگار همه به چشم یه مهمون معمولی بهش نگاه میکردن . به محض اینکه از خواب پریدم در حالت بیداری صدای نویز رادیویی خیلی خیلی شدیدی رو شنیدم . تو پس زمینه این نویز انگار یکی داشت با تمام توان فریاد میکشید و میخواست به من کمک کنه ولی صداش نامفهوم بود و ارتباطش باهام کمتر میشد و بعدش یه صدای سوت بلند ، در حدی که گفتم الان کر میشم ، بعدشم بدترین و عجیب ترین تجربه تمام عمرم : حس کردم تمام اتصالم با منبع انرژی بریده شد ، انگار از شارژ کشیده شدم ، نمیدونم چطور باید توضیح بدم ولی انگار یکی همه سیم هایی که منو متصل میکرد رو برید .
از اون روز به بعد انگار من کلا یه آدم دیگه شدم ، تو این چند سال اقدام به خودکشی ، خودزنی ، شکست کاری ، تحصیلی ، دعوا و کتک کاری با عالم و ادم رو داشتم . انگار یکی اون انرژی ناب و عالی رو ازم دزدیده ، انگار فقط یه جسم خالیم ، همیشه تو وجودم یه جای خالی بزرگ رو حس میکنم ، تا حالا شده دلتون برای خودتون تنگ بشه ؟؟ من تقریبا همیشه اون غم و سوگ از دست دادن خودم تو وجودم هست .
میخواستم ازتون بپرسم شما هم این تجربه رو داشتید ؟؟
میدونید این حالتی که من تجربه کردم چیه ؟؟
و از همه مهم تر ، چطور باید انرژیمو پس بگیرم ؟؟
درود متاسفم از اینکه این تجارب دردناک رو داشتید. فعلا تا حد زیادی این موضوع باعث آسیب روحی روانی شما شده و توصیه میشه از کمک تخصصی یک مشاور روانکاو کمک بگیرید تا اینکه بهتر و سریع تر بتونید کنترل فکر و ذهنتون رو به دست بگیرید. مشکل فقط از اون منبع انرژی نیست و رفتارهای نامناسب خانوادگی هم توی ناخودآگاه شما تاثیر داشته و نیازه اون هم اصلاح شه. مواردی که توش خودزنی و خودکشی باشه مشکل بسیار جدی هست و وظیفه ماست که شما رو تشویق کنیم تحت نظر مشاورین بالینی باشید. حتی اگه نیروهای بیرونی مسبب این… بیشتر »
با سلام خدمت شما خانم محترم من هم یک زمانی این تجارب رو داشتم اما خیلی خیلی خیلی خفیف تر. اول از همه کاملا سعی کنید ارتباطتون رو با این موزیک ها قطع کنید . پیام های ناخودآگاه این نوع موزیک ها وحشتناک هستند و یقینا باعث اتلاف انرژی ، تضعیف هاله ، طلسم های روحی شدید و… میشوند . و پیشنهاد من به شما آغاز تلاوت قرآن هستش. این واقعا معجزه میکنه . حتما روزانه قرآن رو تلاوت کنید مخصوصا چهار قل بعد ختم های مهم مثل سوره یاسین ، سوره فتح و در آخر ختم کل قرآن رو… بیشتر »
من چجوری میتونم تجربه پسرم رو به شما انتقال بدم و ازتون راهنمایی بخوام
درود
لطفا همینجا مطرح کنید.