

طرد شدن می تواند در هر مرحله ای از زندگی رخ دهد. طرد شدگی می تواند از نوع طرد شدن عشقی، کاری و یا دوستانه باشد. برای مثال شاید مدت ها در جمعی از دوستانتان لحظات خوش و خرمی داشته اید ولی بنا به دلایلی گروه تصمیم می گیرد که شما دیگر در بین آنها نباشید و از آنها دور شوید.
هیچ کس از طرد شدن در امان نیست. زندگی نامه موفق ترین افراد را هم که بخوانید بارها این وضعیت دردناک را در زندگی آنها مشاهده می کنید. خبر خوب اینکه طردشدگی نه تنها می تواند به عنوان درد و رنج شناخته نشود بلکه می شود به آن به عنوان تکامل روحی نگاه کرد.
یقینا کسی دوست ندارد بقیه او را نخواهند ولی همین دوری ها می تواند به شخص یاد دهد که چگونه وابستگی خود را از سایرین کم کند و اگر نقاط ضعفی باعث رانده شدن او از شخص یا گروهی شده آنها را بهتر بشناسد. حتی طرد شدن می تواند به نفع او تمام شود و متوجه گردد که آن جمع مناسب او نبوده است. برای مثال شما ابتدا جذب گروهی از دوستان که به ظاهر اهل مطالعه و معاشرت های مثبت هستند می شوید ولی پس از گذشت چندی متوجه می شوید که آنها بیش از حد خوش گذران هستند و احتمالا کارهای خلاف زیادی را هم انجام می دهند. به مثبت بودن شما نگاه می کنند و احساس می کنند به گروه خونی آنها نمی خورید و کنار شما معذب به نظر می رسند بنابراین چاره ای جز طرد کردن شما ندارند تا راحت تر به کارهای نامشروع خود برسند. در اینجا شما سود کرده اید و نیازی ندارید در گروهی باشید که رفتارهای ناسالم را در خود رواج می دهد.
البته طرد شدن می تواند در ابتدا واقعا دردناک باشد و احساس کنید فردی بی فایده و فاقد اعتبار و قدرت هستید و کسی شما را دوست ندارد. اعتماد به نفس شما کاهش پیدا کرده و دیگر خود را لایق عشق و محبت دیگران نمی دانید. نگاه های غریبه افراد به شما می تواند همچون خنجری در قلب شما فرو رود.
وقتی طردشدگی به کررات رخ دهد هر بار درد عمیق تری را در ما بر جای می گذارد به طوری که دیگر از پیوستن به افراد ناامید می شویم و یا همیشه سعی می کنیم فاصله خود را با دیگران حفظ کنیم تا اگر روزی آنها هم ما را طرد کردند چندان ناراحت نشویم. دیگر نمی توانیم با شوق و حرارت قبل به مراوده با افراد بپردازیم چون صمیمیت مثل شمشیر دو لب است و وقتی بحث طرد شدن پیش بیاید می تواند حس صمیمیت را به درد و رنج و دوری تبدیل کند. به همین خاطر در جامعه با افرادی رو به رو هستیم که همیشه در روابط خود محافظ کار هستند. حتی نگران هستند بیش از حد با کسی احوال پرسی کنند تا مبادا به آنها وابسته و پس از مدتی طرد شوند. معمولا کودکان هستند که بی پروا تر دل به دریا می زنند چون هنوز تجارب طرد شدن در آنها کم است.
تجارب طرد شدگی در کودکی می تواند بر بزرگسالی تاثیرات زیادی بگذارد. ذهن کودکان نسبت به تجاربی که پشت سر می گذارند شدیدا منقلب می شود و در مغز الگوهای سفت و سختی در مورد پیش بینی رفتارها می سازند. آنها هر فرصت ملاقات با فرد جدید را نهایتا با سرانجام طرد شدگی می بینند و همین بینش تا بزرگسالی ادامه پیدا می کند.
همه ما از درد گریزان هستیم. به گفته محققین، احساس تنهایی و طرد شدگی همان مسیرهای عصبی را در ما تحریک می کند که در درد واقعی تجربه می کنیم. همین درد به ما اجازه ریسک کمتر را می دهد چون نمی خواهیم مجددا با طرد شدن آن درد طبیعی و واقعی را حس کنیم.
– همه چیز به میزان اعتماد به نفس شما و تفسیری که از طرد شدگی دارید بستگی دارد. اگر شایستگی و مقام خود را از چشم افراد دیگر نبینید و خودتان برای خود بیشترین ارزش را قائل باشید در این صورت حتی اگر جهان هم شما را طرد کند همچنان از وجود خود خوشحال هستید و قدر خود را می دانید.
– طرد شدن از طرف معشوق یا دوستان و گروه ها گاهی می تواند یک هدیه الهی باشد. آیا شما واقعا به آن افراد خائن و بی لیاقت نیاز دارید؟
– طرد شدن از محل کار می تواند نقاط ضعف کاری و میزان دانش و صلاحیت شما را نشان دهد. عیوب و نواقص خود را رفع کنید تا در جای بهتری استخدام شوید.
– گاهی وقتی دیگران از عیب های شما می گویند تنها فرافکنی انجام می دهند و به طور ناخودآگاه از عیوب خود می گویند و شما هم وظیفه ای برای رفع آن ندارید.
– وقتی از جمعی طرد می شوید شاید با گذر زمان به فکر ملحق شدن به گروه های بهتری بیفتید که لیاقت شما را داشته باشد و اگر کاستی در شما است با روی باز شما را به خاطر آن چیزی که هستید بپذیرد. همه افراد مثل هم نیستند و در کنار افراد ظالم، انسانهای خوب و دلسوز هم پیدا می شوند.
– ممکن است با بهترین افراد آشنا شده باشید و عیبی در آنها نباشد ولی مشکل واقعی شما باشید و در زمان نامناسب به آنها برخورد کرده باشید. بنابرلین نمی توانید احترام و محبتی که آنها نیاز دارند را به آنها نشان دهید و حتی با رفتارهای آزاردهنده خود که غالبا از آن بی خبر هستید دلشان را برنجانید. این افراد هم ناچارا مجبور به کناره گیری از شما هستند. نباید انتظار داشته باشید که با هر لحنی رفتار کردید دیگران شما را تحمل کنند همان طور که خودتان هم قاعدتا نمی توانید فرد مزاحمی که دائما به شما بی احترامی می کند را تحمل کنید. طرد شدگی از این نوع به شما می آموزد که هنوز به اصلاح رفتارهای خود نیاز دارید تا بتوانید با دیگران مراوده کنید و از اینکه در کنار شما باشند لذت ببرند.