

سلام ستایش هستم. می خوام تجربه ماوراییم رو براتون تعریف کنم…. خودم از خوندن تجارب بقیه مشتاق و هیجان زده میشم امیدوارم تجربه ی من براتون جالب باشه.
من از بچگی (کودکی) فلج عضلات رو زیاد تجربه میکردم و همین باعث شد که مدتی بعد رویابینی آگاهانه داشته باشم چون اوایل تو فلج عضلات آگاه می شدم.
بارها برام اتفاق افتاده بود که خودم رو روی تخت خواب و در اتاق خودم یا تو یک مکان دیگه می دیدم که نمی تونم حرکت کنم و حرف بزنم. وحشت زده می شدم و تقلا می کردم که جیغ بکشم و کمک بخوام اما نمی تونستم و تو خواب گریه می کردم.
ولی بعد از چند بار , وقتی فلج عضلات برام اتفاق میفتاد , دفعه های قبلی رو به یاد می آوردم که بعد از بیدار شدن فهمیدم که این فقط در زمانی که من خواب بودم اتفاق افتاده _و الان هم من خوابم_. و منتظر میشدم و دعا میکردم که زود تر بیدار شم چون قطعا این حالت آزار دهنده است.
تو مراحل بعدی از جام بلند می شدم. واقعا نمی دونم چجوری انقد سعی میکردم و بیدار هم نمی شدم و حتی تو رویای آگاهانه وارد میشدم. چند وقتی هست که اینجوری نمیشم و وقتی تلاش میکنم تکون بخورم, کلا بیدار میشم. ولی گاهی خواب روشن می بینم, وسط رویا , یا وقتی وارد رویا میشم, می فهمم که خوابم.
کلاس چهارم یه تبلت برام خریدن. یکی دوسال بعد تو اینترنت دربارش خوندم و فهمیدم اسمش فلج عضلاته , قبل از اون از بزرگتر می شنیدم که بختکه.
اطلاعاتی از اتفاقاتی که بعد از فلج عضلات برام رخ می داد و خواب روشن, نداشتم تا اینکه اتفاقی تو اینترنت مطالب ماورایی پیدا کردم و خییلی علاقه مند شدم.
تجربه ای که برام ناخوشایند بود منو به رویابینی که خوشایند ترین تجربه ام بود رسوند . تجربه پرواز کردن و از در و دیوار رد شدن و… . باخودم فکر میکنم _اینکه چیزی نیست. باید. پرواز روح رو یاد بگیرم._
فکر کنم چیز دیگه ای که باعث قطع نشدن این اتفاق بود , تصور دوست خیالیم بود. من دوستی داشتم (و هنوز هم گاهی تصورش میکنم) که همیشه کنارم بود و زمانی که نیاز داشتم بهم روحیه می داد.
حتی یکبار که فلج عضلات وحشتناکی رو که با توهم یا هر چیز دیگه همراه بود رو تجربه کردم هم اون پیشم بود و بهم میگفت آروم باشم.
من هیچ وقت فکر نمی کردم که اینها دلیل این اتفاق جذاب باشن.
چیزی که ازش متنفرم منو به لذت خواب روشن برد.
به احتمال قوی عوامل دیگه که تا الان رویابینی رو برام نگه داشته تمرین بوده. اغلب تو تمرینام فلج عضلات میشم و هنوز هم از این حالت بدم میاد و وقتی دچارش میشم استرس میگیرم. حتی جدیدا بیشتر از قبل ازش می ترسم. اما فکر کنم باید انقدر خودمو تو این وضعیت قرار بدم تا ترسم از بین بره.
از همه گردانندگان آرنوشا ممنونم.
سلام
ستایش عزیز، سوالی داشتم. آیا تا به حال دوست خیالی خود را در رویابینی به صورت واضح دیده اید؟ رفتارهای او به نظر، مستقل تر از افکار شما نبوده است؟ احتمال می دهید هوشی مستقل باشد؟
سلام ستایش گرامی
ممنونم که تجارب خودتونو ارسال میکنید.قطعا تجارب ماورایی همه مفیده.لااقل برای من اینطوری بوده
سلام. وقت بخیر. ببخشید نمی دونم چرا پاسخم هی پاک میشه… .خواستم بگم که فکر میکنم فقط تخیلمه و تاحالا به صورت واضح تو خواب ندیدمش
سلام
ممنون ستایش عزیز. نه پاک نمی شود. وقتی آی پی شما عوض شود کامنتی که ارسال کردید در صورتی که تایید نشده باشد برای شما قابل مشاهده نیست.