

وقتی ما کم کم به خواب می رویم قدرت عملکردهای شناختی کاهش پیدا می کند و همزمان بیشتر و بیشتر در دنیایی خیالی و توهمی فرو می رویم. مغز ما از مراحل نوروفیزیولوژیکی مشخصی در طی فرآیند به خواب رفتن می گذرد. بیشتر ما را از مراحل ظهور امواج مغزی مختلف از بیداری به خواب مثل گذر از بتا به آلفا و سپس دلتا و تتا (در مورد آخری می توانند جای خود را بسته به میزان خوابی که داشته ایم عوض کنند) اطلاع داریم پس در مورد این سطوح توضیح بیشتری داده نمی شود. به تازگی تکنیک جدیدی بر اساس آنالیز گفتاری کمیتی و با استفاده از دخالت کامپیوتر طراحی شده است و آن را وسیله جدیدی برای اندازه گیری سطوح توهمی می دانند. آنالیزها بر اساس شناسایی جوانبی از خواب مثل میزان درگیری افکار شناختی یا تصویری انجام می شوند. حتی افکاری که توسط رویابیننده کنترل می شوند و یا اینکه تنها بازتاب افکار عادی هستند هم قابل تشخیص هستند.
بر اساس این روش، ۳۹۹ گزارش از ۱۶ دانشگاه از افرادی بین محدوده سنی ۱۹ تا ۲۶ سال جمع آوری شد. آنها قرار بود در مراحلی از خواب بیدار شوند و گزارش شفافی را زمانی که به خواب می روند، هنگام خواب REM و N-REM بدهند.
یکی از داوطلبین در گزارش خود مربوط به زمانی که در حال به خواب رفتن بود گفت:
من فقط دارم به این فکر می کنم که چه قدر این گونه به خواب رفتن سخت است. من دوست دارم بدانم بیرون از اتاق چه می گذرد چون صداهای زیادی می آید.
وقتی او رفته به رفته به خواب نزدیک تر شد مناظر کوتاهی از یک پارکنیگ را گزارش کرد که این نشان می دهد افکار او بازتاب وقایع بیرونی واقعی نیستند. شما وقتی به خواب نزدیک می شوید افکار منطقی و آگاهانه شما کم شده و بعد هم خودآگاهی کم رنگ می شود و فقط ناظر چیزهایی بی ربط می شوید و بعد هم سردرآوردن از هیچ جا.
داوطلبی دیگر در زمان دیدن خواب N-REM بیدار شد و گزارش کرد که:
تعدادی مرد همسن خودم را دیدم که دور هم جمع شده بودیم و در مورد ورزش و بررسی سوددهی تجارتی که بعدا قرار بود انجام دهیم صحبت می کردیم.
در این مرحله از خواب او، هم خودآگاهی و هم آگاهی از شخصیت های دیگر وجود داشت چون او گفت “ما در مورد فلان موارد صحبت می کردیم”.
در گزارشی که مربوط به بیدار کردن یک داوطلب در زمان خواب REM که رویا دیدن در آن به شدت واضح می شود میزان تخیل و تصویرسازی خیلی شفاف شده بود ولی به نظر می رسید که قدرت تفکر در آن وجود نداشته است. برای مثال او گفت:
من در جایی بودم که همه می رقصیدند. فکر کنم من هم می رقصیدم. سپس روی یک بلندی رفتیم و بدون دلیل می رقصیدیم. حرکات ما خیلی شبیه رقص بود شاید هم فقط چرخش دور خود بود. نمی دانم…
در مورد این گزارش، خودفعال بودن و نسبت دادن فعالیت به دیگران مشاهده می شود ولی فکر کردن در آن مشاهده نمی شود و داوطلب خودش هم نمی داند چرا رقصیده است.
در کل، ۱۵۰ گزارش مربوط به زمان به خواب رفتن، ۱۱۵ گزارش مربوط به خواب N-REM و ۱۳۴ گزارش مربوط به خواب REM جمع آوری و آنالیز گفتاری شد.
وقتی آنالیز کمیتی صورت گرفت نتایج نشان داد که قدرت تفکر در زمان به خواب رفتن در بالاترین حد نسبت به سایر حالات بوده است (۷۰% دارای تفکر بودند) ولی این میزان در خواب N-REM کاهش پیدا کرد (۵۲ درصد) و پایین ترین درجه قدرت فکر در خواب REM بوده است (۴۵ درصد). در عوض، قدرت تصویرسازی ذهنی و میزان شفافیت مناظر رویا عکس حالات قبل بوده است. شفافیت تصاویر ذهنی در بین گزارشات مربوط به زمان به خواب رفتن، فقط ۱۵ درصد، در زمان خواب N-REM، ۴۲ درصد و در زمان خواب REM، ۵۰ درصد بوده است.
گاهی اوقات در خواب REM، فکر کردن همان دیدن تصاویر است و فرصتی برای سبک سنگینی و تصمیم گیری باقی نمی ماند. مثلا وقتی یک نفر در خواب خود، موسیقی شنید بلافاصله شروع به رقصیدن کرد و شاید فکر و تصمیم او برای رقص، بلافاصله به یک تصویر واضح که همان رقصیدن در یک مکان خاص در رویا بود تبدیل شده است.