قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
احساسات
روش های شناخت احساسات و هیجانات به منظور افزایش هوش هیجانی
سپتامبر 30, 2018
اعتقاد مشترک فرهنگ ها در مورد پرواز روح
اعتقاد مشترک فرهنگ ها در مورد پرواز روح
اکتبر 1, 2018

زندگی در لحظه حال، فرضیه ای ناشدنی برای اکثر مردم

زندگی در لحظه حال

زندگی در لحظه حال

زندگی در لحظه حال، فرضیه ای ناشدنی برای اکثر مردم

حتما در مقالات و مجلات روانشناسی زیاد شنیده اید که می گویند در زمان حال زندگی کنید….این جمله برای راهبان و روحانیونی که سالها به پاکسازی تنش ها و خاطرات منفی و الگوهای ذهنی غلط مشغول بوده اند درست است ولی برای افراد عادی، این نصیحت فقط یک جمله بی سر و ته است.

کافی است ذهن انسان را ده ثانیه به حال خود رها کنید تا اتوماتیک وار در گذشته و افکار عجیبی که هیج ربطی به زمان حال ندارد غوطه ور شود. حالا هی بگویید در زمان حال زندگی کن…

بیشتر رفتارهای ما ناشی از الگوهای فکری یاد گرفته شده از زمان گذشته است و ما محصولی از گذشته و اتفاقات آن هستیم (بگذریم از اینکه ژنتیک و ترتیب دوران کودکی قسمت اعظم شخصیت ما را تشکیل داده است). انکار گذشته و زندگی در زمان حال باعث نمی شود عقده های فروکش شده و خاطرات دردناکی که در اعماق ذهن ما باقی مانده فراموش شوند. اتفاقا به جای زندگی در زمان حال باید ابتدا به بررسی اثرات وقایای تلخ گذشته بر ذهن و انرژی و رفتارهای خود بپردازیم.

اگر سعی داریم در زمان حال زندگی کنیم ولی از طرفی فکر تلخ گذشته حواس ما را می رباید یعنی به جای انکار آن و لذت مصنوعی در زمان حال که به قیمت سرکوبی اثرات منفی گذشته و ته نشینی آن در اعماق ذهن ما تمام می شود (و مجددا امکان دارد خودش را نمایان کند) باید ابتدا گذشته را حل و فصل کنیم. وقتی مشکلی باقی نماند بعد می توانیم با فراغ بال در لحظه حال زندگی کنیم و نفس راحتی بکشیم.

یکی از دلایل برون ریزی انرژیکی و عاطفی در طی مراقبه و کار بر چاکراها همین است. شما در حال مراقبه هستید و یک مرتبه خاطره ای از کودکی که سالهاست آن را فراموش کردید به ذهنتان می آید و لرزه ای به اندام شما می اندازد. ممکن است کار شرمساری در گذشته انجام داده باشید و تازه الان مجددا به سطح آگاهی شما هجوم آورده و همان احساس خجالتی که قبلا تجربه کرده اید را پیدا می کنید…هر چه قدر بیشتر مدیتیشن می کنید افکار عجیب و غریب تر و خاک خورده گذشته به یادتان می آید. در این هنگام شاهد بودن و درگیر نشدن با آن افکار می تواند به آزادسازی انرژی نهفته آنها و سبکی تان کمک کند و به کل اثرات منفی آن خاطره از شما پاک شود.

همچنین بخوانید:   آیا پذیرای نعمات موجود در کائنات هستید؟

همین حالت در طی تمرینات انرژیکی و کار بر چاکراها هم دیده می شود. بدن انرژیکی ما مثل یک تور حاوی اتاقک های ریز است که انرژی ها و خواطر گذشته در آن جمع شده. کافی است به کار زشتی که دوست دوران ابتدایی شما کرده فکر کنید تا احساس درد را در چاکرای قلب حس کنید. این انرژی قبلا هم در آنجا بوده ولی این بار شما فقط از حضور آن آگاه شده اید. حالا تصور کنید ببینید چه قدر از این انرژی های سرکوب شده در وجود شماست که باعث سنگینی تان شده است؟

بودن در لحظه حال خوب است ولی با آن انرژی های انباشته شده چه می کنید؟ آنها در سطح ناخودآگاه بر رفتارهای شما اثرگذار هستند و به همین دلیل حس سبکی و نشاط دوران کودکی را ندارید.

در لحظه حال زندگی کردن نباید به قیمت ادامه سرکوب عواطف و انرژی های فرو خورده تمام شود. زیرا آنها همیشه آماده پرتاب به بیرون هستند و باید خیلی به خودتان فشار بیاورید تا در لحظه حال زندگی کنید و به چیزهای دیگر فکر نکنید و در نهایت احساس جدایی از خویشتن و پیدایش نوعی افسردگی که حتی دلیلش را هم نمی دانید رخ می دهد.

اجازه دهید در طی مراقبه و پاکسازی چاکراها، برون ریزی ها رخ دهند و به سطح آگاهی شما بیایند ولی عمدا به آنها فکر نکنید. یکی از نشانه های سرکوب عواطف، ایجاد حس گرفتگی در ناحیه شکم (چاکرای دوم) است.  اگر برای حل یک مشکل بغرنج نتوانستید کاری کنید حتما از تکنیک های روانشناسی و حتی مراجعه به روانکاو استفاده کنید.

همچنین بخوانید:   چگونه مهربانی خود را در مواقعی که جهان بی رحمانه عمل می کند حفظ کنیم؟

افرادی هستند که سالها مراقبه می کنند ولی میزان حواسپرتی آنها به همان میزانی است که در ابتدای شروع مراقبه داشته اند و این چیز بدی نیست چون مرحله به مرحله، عواطف و افکار قدیمی مشغول هضم هستند و تا تمام نشوند صافی ذهن و تمرکز فکر ممتد ایجاد نمی شود.

البته افرادی هم هستند که به زور به خودشان فشار می آورند تا روی یک چیز تمرکز کنند و همه افکار و احساسات خود را سرکوب می کنند که این کار هر چند در زمان های کوتاهی از روز که به تقویت تمرکز مشغول هستند خوب است ولی اگر به عنوان مراقبه اصلی انتخاب کنند کم کم حالت خودبیگانگی و کرختی و کاهش شدید خودشناسی احساسی در آنها رخ می دهد و تبدیل به مجسمه ای بی احساس که گاهی پرخاشگری های بی علت دارد می شوند.

بنابراین جمله زندگی در زمان حال هر چند زیبا و پرمعنی است ولی در سطح عمیق و به طور عملی، قابل اجرا نمی باشد مگر آنکه مسئله حل نشده ای از گذشته باقی نمانده باشد که بخواهد فوران کند و به سطح آگاهی ما بیاید. در بهترین حالت می توانیم آنها را از دور تماشا کنیم و فکرمان را درگیرشان نکنیم و اجازه دهیم این افکار بیایند و

بروند ولی به هر حال بخشی از آگاهی ما متوجه آنها شده و چندان نمی توان ادعا کرد که کاملا در لحظه حال هستیم.

همچنین بودن و لذت بردن از لحظه حال نباید مانع نقشه کشیدن برای آینده شود و همواره دوراندیشی خود را هم باید داشته باشیم ولی این حالت هم نباید به یک استرس و وسواس تبدیل شود و مدام به فکر اتفاقاتی که هنوز نیفتاده اند باشیم. اگر آن مشکلات را هم نشناسیم باز هم می تواند برای ما مشکل ساز باشند. برای مثال فردی نگران است که مبادا والدین او فوت کنند و تنها بماند. شاید بتواند موقتا این فکر را سرکوب کند و در لحظه حال بماند ولی این فکر در نزد ضمیر ناخودآگاه حاضر است و می تواند ناخواسته و ناخودآگاه به زندگی ما جهت دهد. برای مثال شخص ممکن است دچار حملات هیجانی شود و بیهوده گریه کند ولی دلیلش را نداند چون خودش اجازه نداده مشکلات درونی اش را بشناسد.

همچنین بخوانید:   تشریح چهار مهارت مهم در هوش هیجانی یا EQ

بنابراین حل مشکلات و تعارضات درونی و شناخت آنها بسیار مهم تر از عمل کردن به جمله ساده زندگی در لحظه حال که تقریبا بی معنی به نظر می رسد است مگر در جاهایی که خودمان عمدا بخواهیم غرق در افکار بیهوده و دنباله دار شویم که در این صورت بهتر است به زمان حال برگردیم و اجازه دهیم افکار و احساسات سرکوب شده، خود به خود ظاهر شوند و خودمان پی آنها نباشیم.

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
رفتن به نوار ابزار