قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
افراد رو به موت
دلایل عشق ورزیدن به انسانی سوء استفاده گر
ژانویه 25, 2020
تجربه ماورا
تجربه ماورا – خیره شدن به آسمان شب (نوشته نگار)
ژانویه 25, 2020

تمرکز فکر و هدف از انجام آن

دلایل عدم تمرکز فکر

دلایل عدم تمرکز فکر

تمرکز فکر و هدف از انجام آن

همه انسانها و برخی از حیوانات دارای درجات مختلفی از قدرت تمرکز فکر هستند. ولی این توانایی معمولا فقط در حد غریزی بوده و آگاهانه نیست. حیوانات شکارچی می توانند برای لحظاتی در سکوت و تمرکز فکر باقی مانده و طعمه خود را زیر نظر بگیرند. امثال این نوع تمرکز فکر که به صورت اتوماتیک و غیرارادی در انسان هم دیده می شود (مثل مشاهده تلویزیون و تمرکز بر محتوای مکتوب جذاب) اگر تحت اراده و آگاهی و قدرت روحی ما نباشد در این صورت تمرکز فکر واقعی نیست.

هنگامی که تمرکز فکر واقعی فرا گرفته شود، ذهن مانند اشعه های نوری می شود که در یک کانون جمع شده و تبدیل به نوری جستجوگر و دقیق برای کنکاش و شکوفایی قدرت های درونی و کشف حقایق جهان می شود.

تمرکز فکر به معنی یکپارچگی، وحدت و تعادل روح و جسم و ذهن است. تعادل در همه بخش های زندگی لازم است. یک نفر می تواند بیش فعال باشد و دیگر تنبل. هر دوی این افراد، نتوانسته اند خودتنظیمی را به درستی انجام دهند. افراد روشن شده و معنوی کسانی نیستند که یا زیاد در سکون هستند و یا فعالیت بیش از حد دارند. همچنین آنها افرادی نیستند که کم خوری یا پرخوری می کنند و … بلکه یک فرد معنوی روشن شده، به اندازه کافی می خوابد، فعالیت می کند، می خورد و در تعادل زندگی می کند. بنابراین او برده حالات بیشینه و کمینه یک عمل نیست و چنین فردی یک استاد واقعی است.

حفظ تعادل در هر چیزی باعث ایجاد نوعی انضباط شخصی می شود. افرادی که در کارهای مختلف از جمله تمرینات ماورایی، افراط و تفریط می کنند (یعنی یا خیلی سرد هستند و یا بیش از حد مشتاق هستند و فشار زیادی بر خورد می آورند تا زودتر پیشرفت کنند)، هر دو گروه محکوم به نابودی ادامه مسیر خود هستند. بنابراین هدف از ایجاد تعادل و انضباط این است که مسیرهای سخت و طولانی، قابل تحمل تر شوند و بدن و ذهن ما نسبت به آنها سازگاری پیدا کنند و مطیع اراده ما باشند و مستقل از شرایط بیرونی گردند. تمرینات مربوط به افزایش تمرکز فکر نیز چنین هستند.

سه حالت ذهنی

ذهن ما به طور طبیعی در سه حالت قرار می گیرد.

۱- حالت گیجی و منگی
۲- حالت بیش فعالی و آشفتگی
۳- حالت آرام و متمرکز

البته در برخی منابع، این حالات را به برخی کیفیت های مادی نسبت می دهند به طوری که در سانسکریت به ترتیب تاماس، راجاس و ساتوا می گویند. آنها در همه موجودات زنده وجود دارند و خود را در ذهن انسان به صورت های ناخودآگاه، خودآگاه و فوق آگاه تجلی می دهند.

در حالت اول، نوعی تاریکی و سنگینی بر ذهن حاکم است و فرد حتی قدرت تشخیص درستی و اشتباه را از هم ندارد و به راحتی با امیال حیوانی پست همراهی می شود.

در حالت دوم، جاه طلبی بیش حد، غرور و منیت محوری بر ذهن فرد حکم فرما است. فردی که چنین ذهنی دارد به طور بیش فعالانه ای به دنبال جلب ثروت و افزایش دارایی های خود بوده و بسیار درگیر دنیای بیرون از خود است. انرژی های او پراکنده بوده و گاهی هم به هدر می رود. مهم نیست او چه قدر به دست آورده است بلکه در هر حال احساس کمبود و نارضایتی می کند.

در حالت سوم یا ساتوا، ذهن، متمرکزتر، ساکن تر و روشن است. این حالت ذهنی برای رسیدن به توانایی های روحی لازم است.

همچنین بخوانید:   چند نشانه مدیتیشن عمیق

برای اینکه از حالات اول و دوم ذهن خلاص شویم باید فعالیت های ذهنی و فیزیکی خود را تغییر دهیم. این فعالیت ها باید به تعادل برسند و هدفمند شوند. همچنین ذهن ناخودآگاه باید کاملا تحت اختیار خودآگاه و خودآگاه هم به حالت ابرآگاهی تبدیل شود. این یک پروسه طبیعی در کسب قدرت تمرکز فکر و مراقبه صحیح است.

مراقبه و تمرکز فکر به هم وابسته هستند. وقتی ذهن توانست قدرت کامل خود را طریق تمرکز بر یک چیز واحد کسب کند در این صورت قرار گرفتن در حالت مراقبه هم به طور طبیعی تری رخ می دهد.

 

مراقبه و مغز

 

اگر به طور روزانه تمرینات تمرکز فکر را انجام دهیم کم کم قادر به تشخیص قدرت های ظریف تر ادراک خود می شویم. مسلما برای انجام هر کاری، ابزار مورد نیاز آن لازم است پس برای مشاهدات معنوی هم ما به ذهنی نیاز داریم که بتواند چیزهایی که ظریف تر و نامحسوس تر از ادراکات عادی ما است را حس کنیم. ذهن ما در حالت عادی ضعیف و سازمان نیافته است و توانایی این را ندارد که به دلیل شلوغی و عدم تمرکز قوای خود، اسرار مخفی جهان را ادراک کند.

البته ما نباید از حالت های ساده تمرکز فکر راضی باشیم هر چند که شاید همان میزان کم هم به سلامت فیزیکی، کسب ثروت و یا موفقیت ما کمک کند چون تمرکز فکر به انسان قدرت می دهد. ولی ما هر چه قدر هم در زمینه های مادی موفق شویم هنوز بخش هایی در ما وجود دارد که تشنه پیشرفت معنوی و متعالی شدن است. به علاوه، ما همواره در ترس و هراس آینده و اینکه چه پیش می آید هستیم. تمرینات تمرکز فکر به انسان کمک می کند تا نور درونی ایجاد شود و توسط آن همه چیز را درک کنیم و تصویری از حقیقت داشته باشیم.

هدف مراقبه هم همین است. کسی نباید دست از ادامه تمرینات مربوطه بکشد تا وقتی که آشکارا حقیقت را مشاهده کند و رابطه خود با آگاهی برتر را کشف کند. این هدف اصلی همه تمرینات روحی است. ما با تمرکز فکر بر منشا آگاهی برتر در جهان که خدا نیز نامیده می شود توجه شدید ایجاد می کنیم و سپس با انواع مراقبه ها به گشایش ظرفیت های ذهنی برای ارتباط با آگاهی برتر در جهان اقدام می کنیم تا اینکه با این آگاهی برتر یکی شده و بصیرت بالایی از او پیدا کنیم. این حالت همان وضعیت ابرآگاهی است.

وقتی ما بر چیزی که تماما نور خوانده می شود تمرکز می کنیم تاریکی های ذهن و بدن از بین می رود. ما به هر چیزی به طور مداوم فکر کنیم همان می شویم. فقط یک قدرت اصلی و هوش مطلق در جهان وجود دارد و ذهن ما تنها بازتابی از آن است. ما هر چه قدر از این منبع آگاهی اصلی دور شویم هوش و قدرت کمتری پیدا می کنیم. ولی وقتی با آن یکی شویم به روشنیدگی می رسیم.

تمرکز فکر چگونه به روشنیدگی کمک می کند؟

برای بسیاری از افراد سوال است که آیا با روش های تربیت ذهن و مراقبه می توان به معنویات دین خود نزدیک شد؟ پاسخ مثبت است. روش یکی است و فقط هدف شما مهم است. می توانید روش ها را دستکاری کنید تا تطابق بیشتری با معنویات دین شما داشته باشد. تمرکز فکر یک حالت طبیعی ذهنی است و هندوها آن را اجاره نکرده اند که بگوییم فقط مال آنها است. ما حتی برای امورات ساده روزمره مثل درس خواندن هم به تمرکز فکر نیاز داریم. روانشناسان برای افرادی که مشکل تمرکز فکر دارند روش های تربیتی خاصی برای ذهن آموزش می دهند ولی آیا آنها با این کار هندو و بودیسم شده اند؟ حرکات فیزیکی و آساناهای یوگا در ورزش هایی چون ژیمناستیک هم دیده می شود. حالا اگر کسی ژیمناستیک تمرین کند در قیامت به جهنم می رود؟ بنابراین اگر تمرینی به طور طبیعی توسط انسان قابل انجام است و فواید فیزیکی و ذهنی بالایی دارد چنانچه هدف از آن دوری از خدا نباشد مشکلی در انجام آن نیست.

همچنین بخوانید:   شما در ذهن، چگونه با خود صحبت می کنید؟

برای استفاده از تمرکز فکر برای امور معنوی، شاید تمرکز بر مفاهیم درونی مثل خدا، عشق، انسانیت و صفات مثبت دیگر سخت باشد به همین دلیل است که معمولا ابتدا یک چیز بیرونی و واضح در نظر گرفته می شود تا ذهن توسط آن اندکی تربیت پیدا کند. مثلا می توانید عکس یکی از قدیسان را مقابل خود قرار دهید و فقط به آن تمرکز کنید. مسلما افکار مزاحم و بی ربط، هر چند وقت یک بار در ذهن شما ظاهر می شوند ولی هر بار به آرامی توجه خود را به سمت عکس برگردانید. می توان از اجسامی مثل کاغذی سیاه که نقطه ای سفید در وسط آن رسم شده و یا شمع و چیزهای دیگر هم استفاده کرد. حتی می توانید توجه بر تنفس خود را انتخاب کنید. البته به یاد داشته باشید که این نوع تمرین تمرکز فکر که قرار است بر چیزهای خارج از ذهن توجه شود شکل خیلی ساده و پایینی از تمرکز است و نباید به عنوان تمرین اصلی ذهنی تا سالهای طولانی انجام داد چون ارزش معنوی بالایی ندارد و فقط استارتی است برای تقویت تمرکز فکر.

بنابراین بعد از مدتی باید بر چیزهای درونی تمرکز فکر کنید. اگر در ذهن خود افکار پاک و یا افکاری مربوط به افراد پاک را مجسم کنید کم کم ناپاکی از وجود شما خارج می شود. اگر به این تمرین مداومت شود ذهن بیشتر و بیشتر نورانی می شود.

حتی اگر بتوانید در تمرینات خود به مدت سه یا چهار دقیقه پشت سر هم بر مفاهیم الهی، خدا، نیکی و چیزهای مشابه تمرکز کنید در این صورت موجود متفاوتی خواهید شد و آرامش، نور و معنویت را احساس می کنید.

گاهی غرق شدن در تمرکز فکر می تواند موجب شود که ما موقتا چیزهای بیرونی را متوجه نشویم. مثلا چیزی نشنویم یا نبینیم و خلاصه همه حس های فیزیکی ما خاموش شوند. اینها به خاطر بالا رفتن قدرت تمرکز فکر بر یک موضوع ذهنی است.

 

چند روش ساده مدیتیشن | مدیتیشن آسان

 

این تمرکز فکر شدید کم کم به مراقبه حقیقی می انجامد. البته مراقبه اندکی سخت تر است و باید بتوان حضور خدا را در درون احساس کرد.

بالاترین مرحله مراقبه، فکر نکردن به همه چیزهای بیرونی است. در عوض ذهن باید کاملا در آن مفهوم درونی (مثل خدا) که انتخاب کرده ایم غرق شود. اوایل ممکن است کار کمی سخت باشد و تصویری در ذهن خود تصور کنیم تا ذهن ما راحت تر تمرکز کند. بعد از آنکه به حقیقت پشت آن پی بردیم ذهن ما می تواند بر آن مفهوم تمرکز فکر کند و حقیقت را ادراک کند.

ما بر هر چیزی به مدت طولانی مراقبه و تمرکز فکر کنیم کم کم رشته هایی بین افکار ما و موضوع مورد تمرکز پدید می آید و با آن چیز یکی می شویم. بنابراین وقتی بر چیزهای پاک و معنوی تمرکز فکر کنیم ما هم کم کم پاک می شویم. شاید شنیده باشید که در برخی کلاس های اخلاق اسلامی، شاگردان حتی به خاطر نشستن در محضر استاد و مجذوب سخنان و شخصیت او شدن، کم کم صفات پست اخلاقی از آنها دور می شود و صفات مثبتی که آن استاد اخلاق دارد را پیدا می کنند. هر چه قدر او به خدا نزدیک تر باشد فکر کردن به آن شخص هم ما را به خدا نزدیک می کند چون او مظهری از نور الهی شده است. برخی کشیشان نیز حضرت مسیح را به عنوان موضوع مراقبه و تمرکز فکر انتخاب می کنند.

همچنین بخوانید:   فرق مدیتیشن و خلسه

البته این موضوع می تواند در جهت منفی هم کار کند. وقتی ذهن با موضوعات شیطانی درگیر شود در این صورت موجودات و افکار هم سنخ خود را جذب می کند و شخص پس از مدتی تجلی گر خود شیطان می شود. بنابراین مراقب باشید که بر روی چه چیزی تمرکز فکر می کنید. ذهن ما مدام در حال فعالیت و توجه به چیزهای مختلف است. افراد پیشرفته معنوی از لحظه به لحظه افکار خود و موضوعی که به آن تمرکز فکر هر چند کوتاه می کنند آگاه هستند. آنها اجازه نمی دهند که ذهن سرپیچی کرده و جذب موضوعات منفی که می تواند بخشی از وجود انسان گردد شود.

اگر کسی مدام به معشوق انسانی خود فکر کند در واقع خود را از درون با او یکپارچه کرده است. ممکن است این وحدت، به درد او نخورد ولی اگر تمرکز فکر بر روی خداوند باشد به قدری او دارای فضیلت و نیکی است که وحدت حتی با کمی از آن صفات می تواند زندگی فرد را دگرگون کند.

هر موضوعی را برای تمرکز فکر خود انتخاب کردید تا مدتها آن را تغییر ندهید چون دیگر قدرت تمرکز فکر ساخته نمی شود.

برنامه تمرکز فکر و مراقبه بر اساس مطالب یاد شده

۱- پس ابتدا تمرینات اولیه یعنی تمرکز فکر بر موضوعات بیرونی (مثل عکس، شمع، نماد و …) را هر روز انجام دهید به قدری که بتوانید تا پنج دقیقه به صورت پشت سر و بدون حواس پرتی در این بازه زمانی پنج دقیقه، فقط بر چیزی که انتخاب کرده اید تمرکز کنید.

۲- سپس یک مفهوم درونی و ترجیحا مقدس را انتخاب کنید که بتوانید برای آن یک تصویر ذهنی انتخاب کنید. سپس به این تصویر درونی تمرکز فکر کنید و غرق در آن شوید. هیچ موضوع دیگری نباید در ذهن شما باشد. کم کم قدرت تمرکز بالاتر می رود و چنان قدرت درونی ایجاد می کند که شما را قادر به درک حقیقت آن تصویر ذهنی حاوی مفهوم الهی می کند.

۳- سپس آن تصویر ذهنی را کنار گذاشته و بر حقیقت و مفهومی که در مرحله قبل به آن دست پیدا کردید تمرکز و مراقبه کنید تا وجود شما کم کم با آن چیز یکی شود و مظهر آن چیز شوید.

البته مراحل گفته شده فقط نگاهی گذرا به مراحل مراقبه بود و هر مرحله خود دارای مباحث طولانی تری است که در پست های دیگر در مورد آن بحث می شود.

 

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest

3 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
رضا
مهمان
رضا
6 سال قبل

عالی بود ممنون از شما

Hana
مهمان
Hana
6 سال قبل

سلام.من خواب دیدم که رفتم روی صندلی نشستم که برونفکنی کنم و اصلا کنترل خودمو نداشتم یعنی خواب شفاف نبود.توی خواب اونقدر روی صندلی نشستم که روحم خارج شد و وقتی روحم خارج شد تونستم کنترل خودمو بدست بگیرم و همه چیزو حس کنم!میتونید اینو توضیح بدید که چطور توی خوابی که هیچ آگاهی نداشتم برونفکنی کردم و آگاه شدم!؟

علی خانی (مشاور سایت)
ادمین
Reply to  Hana

با سلام. مشابه این اتفاق برای بنده هم رخ داده است. در عالم رویا در مکانی بودم که هیچ آگاهی نداشتم ولی خود به خود در حال تجمع انرژی درونی برای برون فکنی و کسب آگاهی بودم و بعد از چند ثانیه انفجاری از انرژی را در خود حس کرده و با حالتی بسیار سرحال و حسی واقعی گونه و با آگاهی شفاف، در محل دیگری ظاهر شدم و کاملا علائم برون فکنی را داشتم. دلیل این اتفاق را نمی دانم و فقط یک بار برای بنده رخ داد ولی شاید مربوط به تلاش ناخودآگاه برای طی مراحل آگاه شدن… بیشتر »

رفتن به نوار ابزار