

همه شما حتما اهداف خاص زیادی دارید. مثل رفتن به یک دانشگاه خاص، ازدواج با فرد مورد علاقه، بچه دار شدن، پول دار شدن و … ولی حتما زمان هایی را تجربه کرده اید که وقتی به هدف خود رسیده اید انگار همه چیز تمام شده و یا حتی ناراحت تر از قبل هستید. شما روزها، ماه ها و حتی سالها برای رسیدن به آن اهداف بی قراری کرده اید ولی به محض اینکه به آن دست یافتید دیگر برای شما چندان هیجان انگیز نیستند و گاهی اوقات هم خود را سرزنش می کنید که اصلا چرا برای رسیدن به این اهداف تلاش کرده اید.
واقعا چرا گاهی مسیر فتح یک قله از رسیدن به خود قله لذت بخش تر است؟
تا مدت ها دانشمندان تصور می کردند که وقتی به چیز دلخواه خود دست می یابیم ماده شیمیایی به نام دوپامین در مغز افزایش پیدا می کند. مثلا اگر خوردن فست فود را دوست دارید چنانچه این مواد غذایی را بخورید دوپامین که ماده ای شادی آور بوده و به عنوان پاداش یک کار لذت بخش است در مغز آزاد می شود. ولی تحقیقات بعدی نشان داد که خوردن فست فود و یا انجام هر کار لذت بخش دیگر باعث ترشح دوپامین نمی شود بلکه انسان را مجبور می کند که دست به آن اعمال بزند.
به طور کلی میزان دوپامین در هنگامی که افراد مواد مصرف می کنند، رابطه جنسی دارند، به موسیقی مورد علاقه خود گوش می کنند و یا غذای خوشمزه ای میل می کنند افزایش سطح پیدا می کند. البته نقش دوپامین فقط در پاداش دهی و ایجاد حس لذت و اجبار به ادامه آن کار قبلی نیست و در شرایط دیگری نیز ترشح می شود و وظایف متفاوتی می تواند داشته باشد مثل کمک به عملکرد ارگان های بدن، تعادل هورمونی و حتی نقش هایی در بروز برخی اختلالات روانی…
هنگامی که شما برای رسیدن به یک هدف بی تابی می کنید و شب و روز نمی شناسید و روز به روز تشنه دستیابی به آن می شوید، دوپامین به شما کمک می کند تا مسیر راه خود را ادامه دهید. وقتی هم که به هدف خود رسیدید موقتا حس خوبی دارید ولی یک مرتبه همه چیز تمام می شود. روانشناسی به نام دکتر داویدسون دو نوع حس مثبت در مورد رسیدن به هدف را معرفی کرده است. یکی حس خوبی که شما دنباله یک مسیر را می گیرید و برای آن تلاش می کنید و دیگری حس مثبت بعد از رسیدن به هدف است که به صورت رضایت و حس خلاصی موقت ظاهر می شود.
به عبارت دیگر، مسیر دستیابی به یک چیز شادی ماندگارتری نسبت به رسیدن به خود مقصد دارد. پس برای اینکه به حس پوچی و شادی کمی مربوط به زمان رسیدن به خود هدف برخورد نکنید تا می توانید لحظاتی را که برای دستیابی به مقصد و هدف طی می کنید را جشن بگیرید و از مراحل پیشرفت خود لذت ببرید. حالا که دانستید که مغز شما چگونه در این موضوع عمل می کند بنابراین زمانی که به خواسته خود رسیدید و خبری از شادی ماندگار نبود، ناامید نمی شوید و کار خود را بی ارزش نمی دانید.
برای اینکه از حس پوچی بعد از رسیدن به هدف ممانعت کنید سعی کنید همواره برای خود اهداف جدیدی ایجاد کنید هر چند شاید به بزرگی خواسته اولیه شما نباشد. همیشه چیزی را برای رسیدن و تلاش کردن باقی بگذارید. برای مثال اگر مدت ها است که دوست دارید با فرد مورد علاقه خود ازدواج کنید و این اتفاق هم واقعا افتاد و پی بردید این خواسته بعد از محقق شدن، چندان هم جالب و هیجان انگیز نبوده است سعی کنید در کنار همسر خود اهداف جدیدتری ایجاد کنید و مثلا قرار بگذارید هر هفته به فلان جا سفر کنید. یا اگر فارغ التحصیل شده اید و در یک رشته علمی مهارت لازم را کسب کردید به دانسته های خود قانع نباشید و همچنان عمیق و عمیق تر مطالعه کنید. هیچ گاه فکر نکنید مسیر شما پایان یافته است. البته از طرح اهداف بزرگ پی در پی خودداری کنید و خود را تحت فشار بیش از حد قرار ندهید بلکه وقتی شادی شما تمام شد چند هدف کوچک متوالی را تنظیم کنید و برای آن تلاش کنید تا شادی لازم دوباره به شما بازگردد.