

با سلام من در چند سال گذشته خیلی در مورد چشم سوم خوندم ولی همیشه از باز کردنش میترسیدم. نمیخواستم چیزایی رو ببینم که قبلا نمیدیدم آخه نگران بودم نتونم خودمو کنترل کنم و تا ابد گوشه آسایشگاه بمونم. ولی از طرف دیگه کنجکاویم بهم فشار میاورد که بدونم تو دنیای نامرئی چه خبره. منم زدم و یه کتاب که در مورد این چیزا بود خریدم و شروع کردم به تمرین. هم خوشحال بودم هم هیجان داشتم. هر چی تو کتاب نوشته بود رو مو به مو انجام میدادم و منتظر بودم نتیجه شو ببینم. روش باز کردن چشم سومش هم یه سری حرکات یوگا و تنفس بود.
خیلی احساس خوبی داشتم و هر روز که میگذشت پر انرژیتر میشدم. یه بار تو دستشویی دانشگاه بودم که چشمامو بستم و یه مرتبه حس کردم چشمام تو هم مورچاله شد و سیاهی رفت و همه جا تاریک شد. خیلی سرم درد گرفت. وقتی تو کلاس برگشتم دیدم استادم دورش هاله سفید رنگه و هر جا نگاه میکردم هاله میدیدم. ولی رنگی هم نداشتن.
سردردم زیادتر شده بود و نمیدونستم چی کار کنم. هم تو چشم سومم فشار داشتم هم مدام سفیدی دور چیزها میدیدم.چند روز تمرین نکردم تا اینکه نصفه شب بلند شدم دیدم با اینکه چشمام بسته هست همه جا پر از نور و شکل های مثلث و مربع هست. خیلی هیجان داشتم و نتونستم تمرکز کنم و دیگه رفتن. بعدش امتحانام شروع شد و نتونستم تمرین کنم دیگه همه اون تواناییها رفتن و باید دوباره شروع کنم.
اسم کتاب چیه همچین کتاب هایی کجا میشه پیدا کرد
اسم یکی از کتاب های موثر ( چشم سوم)اثر سوامی ساتانانداهست. ولی یادتون باشه قبل از انجام تمرینات چشم سوم تمرینات حفاظتی رو هم انجام بدین تا دچار توهم و گل خیال و جن زدگی نشین.
منظور همون هاله دفاعی تصور نور بنفش رنگ هست ؟ چون من اکثر اوقات فکر میکنم تصور میکنم یه دود بنفش رنگ در فضا اطراف من هست که حس واقعا خوبی بهم میده و یا گوش کردن فایل هایی که مربوط به عبادت خدا میشه که باعث ایجاد یک رعد در بدنم و حس گرما آسایش میشه
درود
بله تصور نوری بنفش درخشان که به صورت یه تخم مرغ، داخل و اطراف بدن ما رو فرا گرفته.