

بخشی از تجربیات فردی که جادوگر است در زیر ترجمه شده است:
همه کسانی که می گویند که جادو فقط اگر به آن اعتقاد داشته باشید کار می کند، این باعث خنده من می شود … به عنوان یک جادوگر، من می دانم که یکی از مهمترین قسمت های جادو، به ویژه جادوی سیاه، این است که به هیچ کس در مورد آن نگویید. یک بار که انجام شد، جادوگر باید کاملا آن را فراموش کند. بنابراین اگر کسی با شما تماس بگیرد و بگوید “تو را نفرین کردم!” بیشتر اوقات آن شخص بخشی از مسیر یا فرقه یا گروه یا تفکر جادویی سنتی نیست. جادو نباید ذکر شود. مطمئناً افرادی وجود دارند که به دنیا آمدهاند و میتوانند به راحتی جادو کنند و وقتی به کسی آسیب میرسانند، ممکن است اتفاق بیفتد. قدرت زیادی با برخی افراد و نیت آنها وجود دارد. اما یک جادوگر واقعی هرگز به شما نمی گوید که شما را نفرین کرده است. متاسفم. اگر این کار را کرد این یک راه مطمئن برای اینکه کار نکند خواهد بود.
بیشتر افرادی که جادو انجام می دهند بر این باورند که با هر نوع جادوی سیاه قیمتی باید پرداخت شود.
این ایده قربانی کردن است … شما باید چیزی را قربانی کنید و هر چه قربانی بزرگتر باشد، قویتر است.
به عنوان مثال، شامان ها گاهی خود را قربانی می کنند. آنها باید چیزی را که دوست دارند، بخشی از خود را قربانی کنند … چیزی که نمی خواهند بدون آن زندگی کنند.
من تقریباً مطمئن هستم که همه جادوگران و جادوگرها معتقدند که هر چیزی را که به جهان هستی می فرستند، ۳ برابر به آنها باز خواهد گشت. این به عنوان چیزهای مختلف مانند قانون جادوگران یا قانون سه در سه شناخته می شود. بنابراین آنها جادوی سیاه زیادی انجام نمی دهند زیرا می دانند که به آنها باز خواهد گشت.
بیشتر جادوگران تشریفاتی نیز بر این باورند که نوعی قیمت در آن دخیل است. مثلا اگر جادوی سیاه انجام دهند، نوعی انتظار برای داشتن دوره پر آشوب در زندگی خود دارند – این تقریباً راهی است که شما می دانید که جادو کار کرده است. فرض کنید جادوی سیاه انجام می دهید و زندگی در حال پیش رفتن است و سپس شما متوقف می شوید و ماشین شما توقیف می شود. خوب، آنها می می فهمند که جادوی آنها در آن زمان در حال کار است.
جادوگران هرج و مرج از سوی دیگر معتقدند که هیچ عواقبی برای جادوی سیاه وجود ندارد. آنها تنها کسانی هستند که به قیمت اعتقاد ندارند. جادوگران هرج و مرج در جامعه جادوگری بدنام هستند و مردم به دلیل این امر کمی از آنها می ترسند. اما جادوی هرج و مرج توسط طغیان تعریف می شود. آنها هیچ قانون یا سیستم اعتقادی ثابتی ندارند. جادوگر هرج و مرج می تواند یکشنبه به کلیسا برود. آنها هر نوع جادویی را که می خواهند و به هر طریقی که می خواهند استفاده می کنند. آنها سرکش هستند. اما ایدئولوژی پشت هرج و مرج این است که رها شود، همه چیزهایی را که در زندگی آموخته اید رها کنید. این است که در هر زمان به هر چیزی تبدیل می شوید.
من فکر می کنم برخی از مسیرها مانند voodoo و سایر جادوها آمریکای جنوبی و آفریقا هستند که خود را به عنوان سیاه یا سفید تعریف نمی کنند، بلکه اساساً همه چیز را با هم ترکیب می کنند. اما آنها نیز از قربانی استفاده می کنند، بخشی از آن برای جلوگیری از رنج جادوگر یا تمرین کننده از عواقب است.
گفته می شود که هر چیز تعادلی دارد و برای هر چیز یک چیز مخالف وجود دارد. این ایده در بسیاری از فرهنگ ها و سنت های مختلف یافت می شود و یکی از اصول اساسی بسیاری از انواع فلسفه و مذهب است. در جادو، این ایده به این معنی است که برای هر عمل جادویی، یک واکنش برابر وجود دارد. در برخی از سیستم های جادویی، این اصل از طریق ایده قربانی کردن بیان می شود. به عنوان مثال، یک شامان ممکن است در مراسم خاصی چیزی را قربانی کند تا از نیروهای شر محافظت کند. در برخی دیگر از سیستم ها، این اصل از طریق ایده تعادل انرژی بیان می شود. به عنوان مثال، یک جادوگر ممکن است از حرکات دست یا ابزارهای جادویی برای ایجاد تعادل بین انرژی های مختلف استفاده کند.
اعتقاد به این که هر عملی یک واکنش برابر ایجاد می کند، به جادوگران کمک می کند تا مسئولیت اعمال خود را بپذیرند و عواقب آنها را در نظر بگیرند. این همچنین به آنها کمک می کند تا از انجام اعمال شیطانی اجتناب کنند، زیرا می دانند که این اعمال به آنها باز می گردد.