قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
رویابینی
استفاده از رویابینی برای جلوگیری از تکرار اشتباه
خرداد ۹, ۱۴۰۰
تولپا
تولپا یا Tulpa چیست؟ (پست ویژه)
خرداد ۲۷, ۱۴۰۰

نگاهی عمیق تر به بحث شنیدن صدا در ذهن

شنیدن

شنیدن

نگاهی عمیق تر به بحث شنیدن صدا در ذهن

شنیدن صدا در ذهن می تونه علت های مختلفی داشته باشه. قبلا در مقاله های متعددی این موضوع بررسی شده (لینک ۱، لینک ۲). در این مقاله هم دلایل مختلف علمی و ماورایی بر اساس مطالعات دیگه آورده شده.

موضوع رو با آوردن مثالی از زندگی خانم جسیکا شروع می کنیم:

جسیکا دونر یک روز در خونه فامیل خودش روی تخت خواب دراز کشیده بود که دید روح مادربزرگش که چند سال قبل فوت کرده بود جلوی اون ظاهر شده و بهش میگه من می دونم که می تونی من رو ببینی…و لازمه که کاری در این مورد انجام بدی….

جسیکا اون موقع دوران تنهایی از زندگیش رو سپری می کرد و از خانوادش هم دور بود. پس فکر می کرد روح مادربزرگش این رو فهمیده و اومده باهاش صحبت کنه. جسیکا بلاخره موضوع رو به خانواده خودش میگه. با اینکه پدر و مادرش نگران شدن ولی به جای هراس برداشتن سعی کردن این موضوع رو درک و دخترشون رو حمایت کنن.

از وقتی این حادثه اتفاق افتاد، تا دو سال بعد هم روح ها به ملاقات جسیکا می اومدن. روح های متوفی بیشتری جلوی اون به صورت مه گونه ظاهر می شدن. علاوه بر این هم تجربه شنیدن صدا در سر داشت. در حالی که این تجارب برای جسیکا خیلی شدید بودن و احساس می کرد داره دیوانه میشه تعداد دفعات این تجارب کم بودن و جسیکا اونها رو به عنوان منبع واقعی درد نمی دونست.

بلاخره جسیکا به خونه خودش برمی گرده و به عنوان تکنیسین داروخانه کار می گیره. توی تمام این مدت سعی داشته بفهمه دلیل دیدن این ارواح و شنیدن صدا در ذهن چی بوده. با راهنمایی های همکارش، در یک موسسه مدیومی در سال ۲۰۱۳ ثبات نام می کنه و بهش گفته میشه که توانایی اون یک نوع هدیه الهی هست. به یک مدیوم روحی هم میگه که اون می تونه صداهایی رو بشنوه که بقیه نمی شنون و یا چیزهایی رو ببینه که بقیه نمی بینن. شدت این اتفاقات در هر زمان فرق داشته و بیشترین میزان شنیدن صدا از طریق گوش راست اون بوده.

جسیکا توسط دوستش به یک روان شناس به نام کارلت و یک روان پزشک به یک اسم آلبرت پاورز فرستاده میشه. کارلت پس از بررسی های مختلف میگه که:

در خیلی از مواقع، اگه کسی میگه که حالت شنیدن صدا در ذهن داره، شما بلافاصله فکر می کنید دچار بیماری های روانی مثل دوقطبی و اسکیزوفرنی شده. ولی حالت شنیدن صدا در ذهن اون قدر هم عجیب نیست و گفته میشه که بین ۱۰ الی ۱۵ درصد جمعیت آمریکا، در طول زندگی خودشون چنین توهم هایی رو داشتن اون هم بدون ابتلا به هیچ گونه بیماری روانی. تحقیقات دیگه هم در حال رسیدن به این نتیجه هستن که شنیدن صداهایی که بهش توهمی می گیم نمی تونن همیشه به عنوان یک نشانه از بیماری روانی باشن.

همچنین بخوانید:   بررسی دیدگاه های مربوط به موجودات اختری (پست ویژه)

گروه محققانی که با جسیکا کار می کردن به دنبال افرادی بودن که تجربه شنیدن صدا در سر رو حداقل روزی یک بار داشته باشن و سابقه بیماری روانی هم نداشته باشن. بعضی از این افراد باور داشتن که تجربه اونها برای دیگران عادی نیست و نمی شه وارد جمعی غریبه شد و گفت من مدیوم روحی هستم و همه قبول کنن. چیزهایی که ما اونها رو غیرعادی تلقی می کنیم بستگی داره که کجا و با چه فرهنگی بزرگ شده باشیم. برای مثال کسی که در جوامع متمدن به عنوان یک بیمار اسکیزوفرنی شناخته میشه شاید در بین جوامع سنتی اکوادور، یک شمن دونسته بشه. به هر حال ما باید چیزی رو به عنوان بیماری روانی بدونیم که باعث رنج و درد خود شخص و اطرافیان اون میشن.

از دو دهه پیش تمایل دانشمندان برای اینکه پدیده شنیدن صدا در ذهن رو خارج از حیطه بیماری های روانی مطالعه کنن بیشتر شده. مثلا در کتاب The Voices Within، روان شناسی به اسم کارلس فرنیهو دیدگاه های جلب و متنوعی در این مورد ارائه کرده.

در کتابی به اسم Hallucinations یا توهم ها، فردی به اسم اولیور سک در مورد یک مطالعه جالب صحبت کرده که در اون هشت داوطلب در بیمارستان های مختلفی از آمریکا حاضر شدن و ادعا کردن که فقط تجربه شنیدن صدا در سر دارن. همه اونها بدون معطلی به عنوان بیماران روانی تشخیص داده شدن و به مدت ۲ ماه در تیمارستان نگهداری شدن. این افراد هیچ گزارشی از هیچ نوع علائم اختلال روانی و یا سابقه خانوادگی در این جور موارد نداده بودن. فقط عامل شنیدن صدا در سر کافی بود که اونها رو به عنوان روانی بستری کنن!

کسانی که مبتلا به اختلالات روانی هستن هم ممکنه توهم شنیداری رو تجربه کنن ولی هر کسی که صدا شنید بیمار روانی نیست! به گفته روان پزشکی به اسم آن شین، ۷۰ تا ۷۵ درصد مبتلایان به اسکیزوفرنی و حدود یک سوم تا یک دهم کسانی که مبتلا به اختلال دوقطبی هستن در برخی از اوقات تجربه شنیدن صداهای توهمی دارن.

نوع تجربه تلخ و خوشایند بودن شنیدن صدا هم تا حد زیادی بستگی به فرهنگ فرد مبتلا داره. مثلا لورمان گفته کسانی که در هند به این حالت دچار میشن معمولا این صداها رو دوستانه و کمک کننده می دونن ولی برای آمریکایی ها به خاطر اینکه بروز این حالت رو نشان دهنده بیماری روانی می دونن این صداها حالت خصمانه و آزار دهنده تر داره.

همچنین بخوانید:   تفاوت خود پسندی با دوست داشتن خود

بررسی پدیده شنیدن صدا در بین افراد ماورایی

تحقیق جالب دیگه ای که کارلت و پاورز انجام دادن جمع آوری گروهی از مدیوم ها و کسانی که در کار تاروت و امور ماورایی هستن بود. همه این افراد قدرت شنیدن صدا در ذهن داشتن. وقتی با اونها مصاحبه شد فهمیدن که چیز عجیبی این وسط وجود داره. همه این افراد ماورایی تجربه شنیدن صدا رو با بلندی صدا و تعداد تکرار مشابه توصیف کردن. این دو دانشمند که این افراد رو بررسی می کردن به این نتیجه رسیدن که شاید واقعا اونها صداهای واقعی رو دریافت می کنن که همه شون همون تجربه رو دارن.

تفاوت مهم دیگه ای که تجربه شنیدن صدا در این افراد ماورایی و افراد بیمار روانی وجود داشت این بود که دسته اول، این صداها رو الهی و مثبت می دونستن که امنیت و آرامش میاره ولی برای افراد بیمار روانی این صداها حالت خشمگینانه و عذاب آور داشت.

همچنین پاورز گفته که تجربه شنیدن صدا بین این دو گروه تفاوت های زیادی در میزان کنترل کردن اونها داره. مثلا جسیکا قبل از اینکه در دوره های مدیومی شرکت کنه صداهای بدون منبع بیرونی رو هر از گاهی بدون کنترل خودش می شنیده ولی وقتی یاد گرفت چه طوری اونها رو کنترل کنه فقط به اراده خودش می تونه دریافت کننده این صداها باشه. این در حالی هست که بیماران روانی که صدا می شنون کنترلی روی میزان و زمان ظهور این حالت ندارند.

به عقیده لورمان هم بعضی از افراد ماورایی می تونن این صداها رو به کمک تمرین های خاصی بشنون. گروه های ماورایی هستن که وقتی تمرینات غیب شنوایی انجام میدن به طور تخمینی، یک پنجم اونها می تونن صداهایی که باور دارن مربوط به موجوداتی غیر از خودشون هست رو بشنون. بعضی از این افراد روزی دو ساعت تمرین می کنن تا به این درجه برسن. ولی بیماری های روانی نیازی به تمرین و تلاش نداره و چیزی هست که به طور غیرارادی گریبان گیر افراد میشه.

ارتباط صحبت درونی و شنیدن صدا در ذهن

فرنیهو در کتاب خودش که The Voices Within هست سری آزمایش هایی رو گفته که شواهد بین صحبت درونی و شنیدن صدا رو مشخص می کنه. در یک آزمایش، داوطلبان به صدای ضبط شده دیگران به همراه صدای ضبط شده خودشون گوش می کردن با این تفاوت که صدای خودشون اندکی مبهم و مخدوش بود. از اونها خواسته شد که تشخیص بدن که این صدا برای اونها هست یا بقیه. اونهایی که تجربه توهم داشتن به سختی می تونستن صدای تغییر یافته خودشون رو متوجه بشن. در یک آزمایش قدیمی تر هم مشخص شد که نوعی تغییرات بطنی ناآگاهانه بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی وجود داره به این صورت که وقتی اونها شروع به شنیدن صدا می کردن محققان متوجه می شدن که حرکات خیلی خفیفی در ماهیچه های مربوط به صحبت کردن در اونها دیده می شه. به عبارت دیگه اونها صدای توهمی نمی شنیدن بلکه صدایی که توسط گلوی خودشون به طور ناآگاهانه تولید شده بود رو می شنیدن.

همچنین بخوانید:   قدرت تکرار

پس این مطالعات نشون میده که بعضی از توهم های شنیداری در نتیجه این هستن که ذهن و بدن نمی تونن گاهی اوقات فعالیت های خودشون رو کنترل کنن.

شین (روان پزشک دانشگاه هاروارد) توضیح میده که وقتی مغز شما دستور میده که حرکتی انجام بشه سیگنال هایی هم به طور موازی ایجاد میشه که میگه این مال منه و از محیط بیرون نیومده. این باعث میشه که به فرد این حس داده بشه که در مکان، کجا قرار داره و مثلا دست اونها متعلق به اونها بوده و از نقطه ای به نقطه دیگه حرکت می کنه. به همین صورت، بدن می تونه حرکات خودش رو برچسب بزنه و ممکنه برچسب و سیگنالی هم برای صحبت کردن و فکر کردن وجود داشته باشه. وقتی افراد ادعا می کنن صدا می شنون ممکنه همون افکار برچسب نزده درونی خودشون رو بشنون که به عنوان فکر خودشون تشخیص داده نشده.

 

 

مهدی کریمی
مهدی کریمی
مهدی کریمی. علاقه مند به طب اسلامی، ترجمه مقالات معنوی، انرژی درمانی، دعا درمانی و سایر علوم ماورایی
اشتراک
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
رفتن به نوار ابزار