

حتما شعارهای زیادی در مورد اثرات مدیتیشن شنیدید و اینکه اگر کسی اون رو تمرین کنه تبدیل به کوه آرامش و آگاهی و قدرت و روشن بینی میشه.
قطعا مدیتیشن اثرات مثبت زیادی داره و میتونه در خلق آگاهی بیشتر نسبت به معنویات و کاهش عجول بودن و خشم و همچنین بروز برخی از قدرتهای ماورایی (خصوصا اگر با روشهای دیگه ترکیب بشه) موثر باشه. هر چیز مفیدی در عالم قطعا مضراتی هم داره. نمیخوام در این پست راجب چیزهای خوب مدیتیشن صحبت کنم چون این اطلاعات به فراوانی در کتابها و اینترنت هست ولی میخوام راجب چیزی صحبت کنم که شاید کمتر کسی به اون پرداخته و اون مضرات مدیتیشن و مراقبه هست.
حتی یوگیها و مرتاض های بزرگ هم به مضر بودن مدیتیشن در صورتی که به طور صحیح و اصولی انجام نشه اشاره کردن. البته یه سری علائم منفی یا برون ریزی هایی که در فرآیند تصفیه درونی توسط مراقبه ایجاد میشه هم وجود داره و طبیعی هم هستن و اون رو در شاخه مضرات مدیتیشن نمیارم. منظورم از مضرات چیزهایی هست که باعث مختل شدن زندگی شخص برای مدت طولانی میشه و اون رو از زندگی عادی و روابط اجتماعی صحیح و کار کردن باز میداره.
تحقیقات زیادی نشون داده که مدیتیشن در افرادی که مبتلا به افسردگی هستن سبب وخیم شدن بیماری اونها میشه و اونها رو بیشتر درون گرا میکنه. این افراد باید از انواع شادی زای مراقبه استفاده کنن و از انواعی که باعث سکون اونها میشه و بیشتر در عوالم درونی فرو میبره خودداری کنن. برای مثال مدیتیشن هایی هست که به صورت رقص و حرکات هستن. انجام اونها در بیداری انرژیها و سرزندگی شون کمک زیادی میکنه و مشکلی نداره.

همچنین افراد ممکنه وقتی خیلی روی مدیتیشن کار کنن جریانات گرمایی زیادی رو به خاطر انتقال انرژی در بدن احساس کنن و واقعا براشون آزار دهنده هست. مدام حس کلافگی دارن و حتی خوردن چیزهای خنک هم کمکشون نمیکنه.
گاهی به خاطر افزایش حساسیت فرد به انرژی ها در اثر تمرینات مراقبه، ممکنه شخص گرفتگی انرژی رو در یک نقطه از بدنش بیشتر حس کنه. مثلا همش حس میکنه انرژی در بالای شکم جمع شده و درد فیزیکی هم داره. مدام این حس همراهش هست و هر چه قدرم تمرینات انرژیکی رو انجام میده تنها برای مدت کم حالش بهتر میشه ولی برای سایر اوقات روز همیشه اون حس فیزیکی چاکرا اذیتش میکنه. این فرد به خاطر همین مدام تحت فشار و تنش هست و هر کاری که در طول روز انجام میده به همراه آگاهی از اون درد هست. این تجربه رو هم خودم و هم افراد دیگه ای که باهام تماس داشتن زیاد داشتیم. واقعا حس آزار دهنده ای هست.
همچنین گاهی شخص موقع مدیتیشن ممکنه به یه حس بیخیالی از دنیا برسه و اگر ازش بپرسی هدفت چیه میگه واقعا علاقه ای به این دنیا ندارم چون همه چیز فانی و پوچ هست. از طرفی درست میگه و واقعا مادیات پوچ هستن ولی به جای اینکه در زمان حال باشه و از همون چیزهای فانی استفاده کنه تمام عمرش رو در یک لحظه خلاصه کرده و اون هم لحظه مرگ. ما هنوز نمردیم و برای خیلی از فعالیت هامون به همین چیزهای مادی نیاز داریم. البته یکی دیگه از دلایل بی میلی شدید به دنیا ترشح هرمونهای شادی آور و پاداش دهنده در مغز فرد مراقبه کننده هست. اون بدون اینکه هیچ کاری کنه از مغزش حس لذت رو دریافت میکنه در حالی که فرد عادی دیگه باید بره کلی کار و نوآوری کنه تا همون قدر حس پاداش در اون ایجاد شه. بنابراین فرد اولی نیازی به تلاش و پیشرفت مادی برای احساس خوشی نداره و همیشه سرخوشه. هر چند که این حالت خوب هست ولی تا وقتی که پدر پولداری ندارید که ساپورتتون کنه این نوع بی نیازی از دنیا نه تنها چیز خوبی نیست بلکه در آینده براتون مشکل ساز میشه و دیگه همه کارهای مادی رو بی ارزش میدونید و دنبال پول در آوردن نمیرید چون با یک لباس کهنه هم شاد هستید.
عده ای هم در مراقبه ممکنه دچار یادآوری خاطرات تلخ زندگی شون شن و به جای نظاره گر بودن اونها اون رو سرکوب کنن. اینکه خاطره ای رو نذارید از ذهن شما خارج شه و فقط سرکوبش کنید و به تنفسون مراقبه کنید دلیل نمیشه که از بین رفته باشه و مدام از درون شما رو میخوره و کم کم باعث تشدید افسردگی میشه. غمی که اصلا نمیدونید چرا هست.
یک مشکل دیگه که ممکنه از انجام مراقبه های طولانی پیش بیاد تنبلی هست. این افراد به یک جا نشستن و سکوت درونی عادت کردن و همونطور که اوایل، همین ساکت نشستن برای اونها سخت بوده بعدا رسیدن به تحرک براشون سخته و مدام دوست دارن در خودشون باشن و کسی کارشون نداشته باشه. این افراد در انتخاب شغل و سلایق هم مشکل دارن و تا هدف معنوی خاصی در اون نبینن نمیتونن کاری رو انجام بدن و همش میگن که چی بشه این کار. قرار نیست هر کاری معنوی باشه خصوصا کاری که قراره ازش پول در بیارید. مثلا فردی گرافیست بود و میگفت من عذاب وجدان میگیرم هی برم سر کار و طرح فتوشاپ شرکتی بزنم. پس معنویات چی؟ مشکل این هست که ما اومدیم خط کش بین مادیات و معنویات گذاشتیم و گفتیم فلان کار مادیه و فلان کار معنوی. همون شخص میتونه تو شرکت کار کنه ولی جنبه های معنوی خودش رو تقویت کنه مثلا به همکارانش احترام بذاره و زیرآبشون رو نزنه. به اونها کمک کنه تا چیزهایی که بلد هست رو یاد بگیرن و به این ترتیب بخشش رو در وجود خودش زیاد و حسادت و بدخواهی رو کم کنه. اتفاقا در چنین موقعیت هایی هست که انسان به رشد معنوی میرسه نه اینکه گوشه خونه بشینه و خودش رو در چالش های اجتماعی قرار نده و فقط مراقبه کنه.
مشکل دیگه هم که از مضرات مراقبه هست این هست که شخص گاهی بیش از همه چیز رو شل میگیره و مدام میگه این نیز بگذرد….این نیز بگذرد…..این نیز بگذرد….
بله میگذرد ولی این خودش با هدف مراقبه که زندگی در لحظه حال و لذت از اون هست در تضاد هست. برخی اون قدر به این شعار پای بند شدن که میگن زندگی هم فایده نداره و که چی بشه زندگی کنم چون زندگی هم میگذرد. این افراد عموما سابقه افسردگی هم داشتن و متاسفانه مراقبه باعث تشدید اون حالت شده و اکثرا هم غمگین هستن و لذتی از زندگی نمیبرن. بهتره به جای انجام مراقبه به کارهای هنری و شادی آور روی بیارن و مراقبه رو در سطح حفظ آگاهی از کارهایی که انجام میدن محدود کنن تا وضعشون خراب تر نشه.

از مضرات دیگه مدیتیشن رسیدن به حالت غیروابسته بودن به همه چیز هست. برای مثال معشوقشون اونها رو ترک میکنه و اصلا ککشون هم نمیگزه و میگن من به چیزی وابسته نیستم. یا مثلا وقتی از یک کار اخراج میشن با لبخند از اداره خارج میشن و اصلا هم اصراری برای بازگشت به کار ندارن. این وابسته نبودن از طرفی خیلی خوبه ولی افراط در اون باعث میشه شخص نتونه لذت چیزها رو تجربه کنه و خیلی از موقعیت ها رو الکی الکی از دست بده. افرادی هم که با این ادم سر میکنن واقعا عذاب میکشن.
از مشکلات دیگه مراقبه این هست که شما ممکنه اوایل خیلی راحت یک سری قدرت رو به دست آورده باشید و تجارب معنوی داشته باشید بعد در مراتب بعدی هی سعی دارید دوباره اون حالات رو ایجاد کنید و وقتی نمیتونید دوباره به اونها برسید افسرده و ناامید میشید و حس میکنید دارید پس رفت میکنید.
سلام
در پست قبلي سوال نوشتم و پاسخ داديد سپاسگزارم .حال با توجه به اين پست برايم اين سوال پيش آمده كه در طي اين مدت دوماه كه در حال انجام مديتيشن در نيمه هاي شب هستم در حين تمركز بر نفسها افكاري به سراغم مي آيد كه تمركزم را قطع ميكند و مجددا به تمركز بر نفسها ادامه ميدهم ولي فكر و يا خاطره خاصي كه باعث ناراحتيم بشه و بخوام سركوبش كنم نداشتم آيا بايد خودم بطور عمدي شروع كنم خاطرات بد و ناراحت كننده گذشته رو به ياد بيارم و در موردش فكركنم؟ممنون
سلام. خیر خاطرات منفی باید خودش خود به خود از ناخودآگاه بربخیزه و به سطح آگاهی بیاد و شما تنها نظاره گرش باشید تا انرژیش تخلیه شه و بره و تبدیل به یک خاطره بدون بار و معمولی بشه.
خخخخخ درسته ولی همه اینها طوفانها و سونامی ذهنی است که در انجام مستمر مدیتیشن به حالت های روانی و رفتاری تبدیل میشود…. اما یکی از دلایل این مسله تمرینات بدونه داشتن راهنما و اگاهی لازم از هدف مراقبه است .. که اگر اصول اموزشی صحیح و از ابتدا درست باشد میتوان به راحتی از بحرانهای مراقبه به سلامت عبور کرد و از ادامه راه لذت برد
بزرگوار سوالاتي دارم كه جسارتا با شماره ميپرسم: ١-پس يعني روش مراقبه من اشتباه هست كه اين خاطرات و افكار بروز نميكنن؟ يااينكه واقعا اين احساسات رو ندارم؟چطور ميتونم اين رو تشخيص بدم؟البته در حالت غير مراقبه خاطرات غم انگيزي هم دارم كه وقتي اونها رو بياد ميارم ناراحت ميشم ولي نميدونم منظور اينه كه حتي با بياد آوردن خاطرات غم انگيز و تلخ احساس ناراحتي هم نكنيم ؟پس چه حسي بايد داشته باشيم وقتي اين خاطرات رو بياد مياريم تا مطمئن بشيم كه احساس سركوب شده اي درمورداونها نداريم؟ ٢-آيا با بيدارسازي كنداليني و رسيدن به سامادهي ،چشم سوم… بیشتر »
۱- تو مراقبه باید نسبت بین توجه و تمرکز رعایت شه. برخی دچار سندرم بودای سنگی میشن یعنی به قدری تمرکزشون بالا میره که هیچ فکری از اونها بیرون نمیاد. قرار نیست مراقبه این جور باشه بلکه باید اجازه داده بشه افکار هم به سطح آگاهی بیان ولی بهشون توجه نکنید. بهتره به جای بالا بردن شدت تمرکز، تنها از تنفس یا هر چیزی که روش مراقبه میکنید آگاه باشید. ترجیحا چیز خسته کننده ای باشه تا جذبش نشید و دنیای درونی تون رو فراموش نکنید. اگر در حین مراقبه اون افکار و احساسات غم انگیز ظاهر نمیشن در طول… بیشتر »
سلام خدمت دوست عزیز
میخواستم بگم پرواز روح ربطی به فعال بودن کندالینی نداره ولی باعث بهترشدن پرواز روح میشه
واینکه تمام مطالبی که ادمین عزیز گذاشتن در یک جمله خلاصه میشه در مراقبه افکار منفی و مثبت به ذهن میاد که باید در عینی که تمرگزمون بالاتر میره رهاشون کنیم تا تخلیه فکری بشیم در اصل اگر مراقبه درست انجام بشه ضرری نداره که با مراقبه و تمرین بیشتر برای رهاسازی مشکل حل میشه …… اینم بگم که ما مراقبه رهاسازی هم داریم
درضمن اگر کتابی برای آموزش جامع خواستین میتونم کمکتون کنم
ممنون از مطالب خوب سایتتون
سلام. برای پرواز روح باز بودن چاکراهای اصلی و فرعی کافی هست ولی کندالینی تاثیر خیلی زیادی داره. بله اگر مراقبه به درستی انجام شه عالی هست ولی اگه انجام نشه آسیبهاش میشه مواردی که گفته شد و متاسفانه چنین افرادی که به خودشون آسیب میزنن و بدتر آشفته و افسرده میشن زیاد هست. بدترش اینکه مراقبه رو در این مرحله رها میکنن و اجازه نمیدن پاکسازی بیشتری رخ بده.
بعد ادمین عزیز
این که گاهی به خاطر افزایش حساسیت فرد به انرژی در اثر تمرینات منظورتون درد فیزیکی که برای پاکسازی . بازشدن . تحریک چاکرا ها است
بله و این در مورد افرادی هست که هنوز به ورود انرژی در اون چاکراها و پاکسازی شون عادت نکردن و غلیان شدیدی رو در اون حس میکنن. افراد حرفه ای در این زمینه، جریان انرژی رو به صورت گرمای لذت بخش حس میکنن.
یه سوال دیگه مدیتیشن باعث فعال شدن چشم سوم میشه؟ از فعال شدن چشم سوم خیلی میترسم به خاطر همین سعی کردم اصلا نخونمش و اکه فعال بشه چطوری میشه غیر فعالش کرد جواب سوال آخر برام خیلی مهمه ممنون میشم واضح بگید …
بله میشه ولی خیلی طول میکشه. افرادی رو میشناسم سالهاست میدیتشن میکنن خبری نیست
من یه مدت کابوس میدیدم به توصیه یکی قبل از خوب وضو میگرفتم بعدشم بهم میگفتن که ذکر رو تو ذهنت بنویس برای خودت به ترجمه ذکری که میگی هم دقت کن چند وقت پیش که سایتتون رو دیدم بعضی چیزا مثله برون فکنی مثله اینکه انجام میدادم ولی هیچ وقت فکر نمیکردم واقعا روحم جدا بشه و معمولا بعد از برون فکنی نمیدونم فک میکنم بازم خواب میدیدم میشه ؟ یا خیلی کوتاه برام انجام میشد برون فکنی . مدت طولانی میشه کاری که به من گفته بودن شروع کرده بودم فک کنم ۳٫۴ الی میشه تاثیرات مثبت زیادی… بیشتر »
سلام ادمین عزیز،یه سوال داشتم،
مدیتیشن کردن و تمرکز بر روی وسط دو ابرو برای چشم سوم
خوبه این روش!؟ یا تنفس سایشی یا دیگر روش ها بهترن،
ممنون میشم جواب بدید.
بسته به هدفتون هر کدومش میتونه مناسب باشه به شرطی که طولانی مدت تمرین کنید وگرنه هیچ کدوم فایده ندارن.
من تیک عصبی شدید دارم میتونم با مدیتیشن بهبود ببخشم یا راه دیگه ای هست
با سلام. بستگی دارد تیک عصبی شما چه منشائی داشته باشد. توصیه ما به همه افراد این است که اگر مشکلشان به حوزه روانپزشکان و عصب شناسان مربوط می شوند ابتدا به آنها مراجعه کنند و اگر مشکلی نداشتند سراغ تمرینات عادی ذهنی و ماورایی بیایند.
سلام.من هر وقت خواستم مراقبه کنم به خاطر حالت هایی که بعدش برام به وجود می اومد رهاش میکردم.تقریبا ۲۰ دقیقه هر شب قبل از خواب مراقبه می کردم ولی وقتی میخواستم بخوابم همش استرس و ترس از چیزهای ناشناخته داشتم یا اینکه مثلا یکی پشت سرمه یا حسایی مثل اینکه نمیتونستم خوب نفس بکشم و این باعث میشد تا صبح بی خواب میشدم.آیا اینا برون ریزیه و در صورت ادامه دادن مراقبه از بین برن و چه مدت طول میکشه
با سلام. اگر از محیط تاریک اتاق می ترسید مراقبه را در روز تمرین کنید. اگر حس ها و انرژی های جدیدی را تجربه می کنید علائم برون ریزی هستند و بسته به شدت آنها و میزان تمرینات شما بعد از چند مدت کمتر می شوند (معمولا چند ماه).
با عرض ادب. بنده از دو روز پیش و دقیقا پس از آخرین مدیتیشن و تمرکز روی ورود انرژی به چاکراها درد نسبتا اذیت کننده ای رو تو شکمم احساس می کنم. البته این درد روی نقاط چاکراهای دوم و سوم نیست بلکه بین قسمت های چپ و وسط شکمم در نوسان هست. با توجه به صحبت های شما اگر مساله از بلاک های انرژی ناشی میشه چطور میشه این موضوع رو حل کرد؟ و سوال دوم اینکه من پس از ورود انرژی به چاکرای ریشه که می تونم اون رو حس کنم وقتی می خوام به چاکرای دوم و… بیشتر »
با سلام. نقاط دیگر بدن که از چاکراهای فرعی زیادی تشکیل شده هم می توانند دچار گرفتگی شوند و با فرستادن انرژی بیشتر می توان مشکل را حل کرد. البته گاهی ممکن است به دلیل نشت انرژی از یک چاکرا به مناطق اطراف باشد. یعنی شما مثلا روی چاکرای دوم کار می کنید ولی چون چاکرای سوم بسته است انرژی اضافه چاکرای دوم به اطراف شکم می رود و حالت گرفتگی و یا پر بودن را ایجاد می کند که با باز شدن چاکرای سوم که بالای چاکرای دوم قرار دارد این مشکل تا حدودی رفع می شود. در مورد… بیشتر »
سلام.من دیشب برای اولین بار مراقبه یاریلکسشن انجام دادم.چون اولین بارم بود خیییلی حس عجیب وخوبی بودانگار توی یه دنیای دیگه رفتم.بخاطر این حس خوب ک اولین بار بود تجربه میکردم ۲تا مراقبه رو پشت سرهم انجام دادم(اولی ریلکس کردن خودمون بود و دومی واسه جذب خواسته ها).بعد ک تمام شد رفتم راغ گوشیم عجیب همه چیو تار میدیدم و دچار دوبینی شده بودم.خوندن نوشته های گوشی واسم سخت شده بود.اولین بارم بود ک اینطور همه چیو تار میدیدم.خیییلی ترسیدم واز اون مراقبه حتی پشیمون شدم.براثر مرور زمان کم کم خوب شدم.دلیل این چی میتونه باشه؟دیگه مراقبه انجام ندم؟
با سلام. وقتی وارد خلسه می شوید حتما در آخر خودتان را توسط جملات تلقینی مربوط به بیدار شدن، به سطح کامل هوشیاری برسانید وگرنه تا مدتی در حالت مستی و خلسه باقی می مانید که خطری ندارد مگر وقتی که بعد از آن بخواهید کارهایی مثل رانندگی که به هوشیاری بالا نیاز دارد انجام دهید.
سلام. من بیش از شش ماه هست که هر شب مدیتیشن میکنم. چند ماه اول فوق العاده خوب بودم. ارامش خاصی داشتم و خیلی از حالات روحی بدم از بین رفت. اما حدود دو ماهه که احساس میکنم تمرکزم کمتر شده و البته کمی هم منزوی شدم و همه چیز برام تکراری شده.و خیلی چیزها جذابیتشونو برام از دست دادن و کمی کم حرف تر شدم. مضاف بر اینکه خیلی بیشتر از قبل نقاشی میکنم و بااین وجود هم باز علاقه دارم به مدیتیشنم ادامه بدم. ممنون میشم بهم بگید باید چکار کنم تا مثل ماههای اول بشم. ممنون
با سلام. ممکن است در مرحله شب تاریک روح یا dark night of the soul باشید. از دست دادن علاقه زیاد به مسائل مادی نشانه خوبی است ولی نباید باعث انزوا و بی حسی شود. سعی کنید هدف متعالی برای خود تعیین کنید و مراقبه خود را بر مفاهیم زنده و پویا انجام دهید و مدام بر چیزهای بی جان مثل تنفس مراقبه نکنید.
موفق باشید
سلام من یه دخترم
من به مدت ۲۱ روز مدیتیشن جذب یه پسریو داشتم.این پسر همکلاسی منه و کم باهم صحبت میکنیم چن وقتیه حس میکنم شدیدا باهم تله پاتی داریم.طوریکه یه بار قبل کنفرانس دادنش تو کلاس کامل از مطالب کنفرانسش میدونستم و حتی از قبل میدونستم میخاد چی بگه.حتی فیلما و سریالایی ک اون دیده رو منم دیدم.یا اهنگایی ک گوش میدیم مثل همه.هردومون عاشق یه هنر و یه ورزش خاصی هستیم.یا اینکه هرلباسی میخاد بپوشه از روز قبلش میدونم چ رنگیه یاخیلی مثالای دیگه…دلیل اینهمه شباهت فکرامون وچیزای مورد علاقمون چیه؟
با سلام. گاهی تمرکز بر اشخاص به مدت طولانی باعث ایجاد پیوندهای روحی، به خصوص در افرادی که روحیه ها و هاله های مشابه دارند می شود و تله پاتی در بین آنها راحت تر صورت می گیرد. فقط مراقب احساسات خود باشید و مطمئن شوید که رابطه شما هدفدار خواهد بود تا خدای ناکرده دچار شکست عشقی نشوید.
موفق باشید
آیا مدیتیشن برای بی خوابی مفید است
با سلام.
بله تمرکز فکر شدید می تواند باعث خوابیدن سریع شود.
موفق باشید
با سلام ، من دو شب هست که مدیتیشن انجام میدم که تمرکز میکنم از پا تا سر و سعی میکنم حس کنم که داخل آب فرو میرن ، اما بعدش یه حالت حساسیت به صدا ها و کلا انرژی های اطرافم بهم دست میده ، حالت عصبی بهم دست میده احساس دل تنگی تو سینم میکنم ! من فک میکردم باید آروم بشم اما بعدش خیلی حالم بد میشه اصلا بدنم همش مور مور میشه و خیلی حس بدیه !!! دارم اشتباه انجام میدم ؟ با اتفاق بدی داره برام میوفته ؟؟ چرا اینطوری میشم ؟
با سلام.
احتمالا فشار ذهنی زیادی به خود می آورید. ابتدا خود را ریلکس کنید و بعد اجازه دهید ذهن شما به آرامی بر موضوعی متمرکز شود. اگر فکری به ذهن شما آمد آن را شاهدانه نگاه کنید ولی در آن غرق نشوید. افکار را سرکوب نکنید چون تنش را بیشتر می کند.
البته در ابتدا به خاطر ورود انرژی زیاد از چاکرای تاج به بدن، ممکن است حالت ارتعاش و برون ریزی رخ دهد که پس از مدتی تمرین این وضعیت بهتر می شود.
موفق باشید
سلام ممنون بابت مطالب جالب و مفیدی که به اشتراک گذاشتید. من مدتها میشه که مراقبه انجام میدم ولی به صورت پیوسته نبوده در دو بار آخری که مراقبه انجام دادم یه حس گرفتگی و فشار زیادی رو تو ناحیه قلبم حس کردم به طوری که اصلا نتونستم به مراقبه ادامه بدم و تحمل کنم، این حالات برای اولین بار در چند سال اخیر اتفاق افتاده، میخواستم بدونم که دلیلش چی میتونه باشه و راهکاری برلی رفع این حالت وجود داره!؟ ممنون
با سلام
در طی مراقبه ممکن است احساسات و عواطف قدیمی به سطح آگاهی بیایند و برون ریزی رخ دهد. قلب هم که مرکز این حس ها است. اجازه دهید افکار دارای بار عاطفی و انرژی های آن به بیرون بریزند و پاکسازی روانی و انرژیکی انجام شود. فقط شاهد آنها باشید و درگیر محتوا نشوید.
موفق باشید
سلام وقت بخیر
با سپاس از زحمات شما
بنده چند روز پیش زیر یک پستی یه سوالی کردم و الان هر چقدر میگردم نمیتونم پست و سوال و پاسخ رو پیدا کنم.
ای کاش یه یخش پرسش و پاسخ هم داشتید
سایتتون خیلی کاربردی و عالیه اما ایمیل یا یخش مجزا برای سوال و جواب نداره
ببخشید من چون اون پست رو پیدل نمیکنم کجا میتونم مجدد سوال بپرسم؟ایمیلی هست ؟
با سلام.
با افزونه جدیدی که نصب شده است هر گاه به نظر شما پاسخ داده شود ایمیلی به شما فرستاده می شود (بخش اسپم ایمیل خود را هم چک کنید) و آدرس همان پست در آن موجود است. با این کار مشکلات مربوط به گم شدن نظرات از بین رفته است.
موفق باشید
سلام و خسته نباشید.
من به مدت یک ماه و نیم هستش که مدیتیشن رو شروع کردم.
امشب توی یه جمعی نشسته بودیم و یهو ضربان قلبم بالا رفت و تپش قلب داشت. اصلا نمیدونستم چرا.آیا این هم جزئی از برون ریزی میتونه باشه؟
(سابقه ی بیماریهای قلبی ندارم و اولین بار بود این حس بهم دست داد)
سلام
شاید چاکرای قلب شما فعال شده یا اینکه در خلسه بودید و سطح انرژی شما بالا رفته و از علائم برون فکنی بوده