

وقتی شروع به روند پاکسازی چاکرا ها می کنیم و برای مثال آنها را در معرض انرژی ای با فرکانس بالاتر از وضعیت فعلی آنها قرار می دهیم تا به تدریج با آن هماهنگ شده و ارتعاش بیشتری پیدا کنند در این صورت قفلها و گرفتگی های انرژی از بین رفته و انرژی جدید در چاکراها و بدنهای لطیف تر ما جریان پیدا می کنند.
منتها انرژی های قدیمی که قبلا در داخل هر یک از چاکراها محبوس شده اند محتویات خود را مجددا به سطح آگاهی ما می رسانند و انگار که دوباره از اول در همان موقعیت و تجربه ناراحت کننده قبلی هستیم. پس تعجبی ندارد اگر در طی این پاکسازی، ترسها، خشمها و دردها قبل از پاکسازی کامل چاکرا، برای آخرین بار ظاهر شوند. ممکن است در هنگامی رویارویی با آنها احساس ناراحتی، عصبیت و خستگی کنیم ولی این حالت موقتی بوده و با ورود انرژی جدیو به داخل چاکراها و مسیرهای انرژی، می توانیم بلافاصله احساس شادی و آرامش عمیق پیدا کنیم.
از این رو چنین پاکسازی هایی نیاز به شهامت و تحمل بالا دارند. برخی از افراد به خاطر اطلاعات کم تصور می کنند که پاکسازی باید همه اش آرامش بخش باشد و رویارویی با زخمهای کهنه عاطفی را نوعی شکست می دانند. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم زمانی پیشرفت می کنیم که بتوانیم بدون قضاوت به افکار و احساسات سرکوب شده که معمولا به صورت خود به خودی ظاهر می شوند نگاه کرده و در نهایت آنها را رها کنیم.
برای درک بهتر این ظهور افکار ناخودشایند قدیمی به سطح آگاهی مثالی می زنم. آیا شده است که مثلا در حال استراحت و لذت بردن از مناظر اطراف باشید و یک مرتبه یک خاطره بسیار شرم آور خود به خود به یادتان بیاید و نفستان بگیرد و عرق شرم بریزید و بدنتان را منقبض کنید تا آن خاطره زودتر از آگاهی شما محو شود؟ برای مثال در کودکی یک سوتی خیلی بدی داده باشید و ظهور مجدد خاطره آن در ذهنتان یک مرتبه شما را غافل گیر کرده و حتی هی به خودتان بگویید عه نه! تمومش کن….
خب آیا با سرکوب کردنش آن را تمام می کنید یا دوباره سر جای اصلی خود بازگشته و در فرصتی دیگر شما را مجددا اسیر می کند؟ به علاوه فراموشی موقت آن خاطره نشان دهنده پاک شدن انرژی های آن در وجود شما نیست بلکه ۲۴ ساعته به صورت انرژی سرکوب شده در ژرفای وجود شما مانده و بر رفتارهای شما را به صورت ناخودآگاه تاثیر می گذارد. بنابراین لازم است که شهامت این را داشته باشید که یک بار برای همیشه با این احساسات فروخورده رو به رو شده و اجازه بدهید که کاملا وجودتان را ترک کنند.
سلام خسته نباشید من مدتی هست که دارم مراقبه های دکتر جو دیسپنزا رو انجام میدم حدود یک ماه و نیم شده و هفته چهارم کسی که خیلی بهش علاقمندم بی جهت دیگه با من سرد شد و جواب پیاما و تماسامو نمیده و این مسئله خیلی منو به هم ریخته حتی خیلی بیشتر از اتفاقی که افتاده و حس میکنم عکس العملی که من نسبت به این قضیه دارم خیلی بیشتر از حد متعارفه و من این حالت عاطفی رو فقط سال های خیلی دور که عشق اولم رو از دست دادم داشتم و دیگه برای هیچکس اینجوری نبودم… بیشتر »
با سلام.
مراقبه در طولانی مدت باعث شکوفایی آگاهی و تغییر سلیقه در انتخاب دوستان می شود ولی تاثیری بر ذهن دیگران به منظور قطع ارتباط ندارد مگر از راه های جادوی سیاه. شاید آن فرد دلایل شخصی برای قطع رابطه دارد. از او دلیل رفتاری که دارد را پرسش کنید و اگر ادامه این رابطه ممکن نیست و راه به جایی نمی برد مسیر دیگری در زندگی خود انتخاب کنید.
موفق باشید
سیما جان اگر با مراقبه های دکتر دیسپنزا آشنایی دارید احتمالا کتابهایش رو هم خوانده باشین. کلا هدف از مراقبه بالابردن فرکانس و انرژی بدن و بالانس کردن چاکرا ها است. در این حین میدان مغناطیسی بدن هم قویتر میشه و ما دچار برونریزی هایی در زندگیمون و در بدنمون میشیم. در زندگی به این شکله که آدمهایی که هم فرکانس با ما دیگر نیستن از ما دور میشن یعنی یه رابطه هایی قطع میشن و در عوض رابطه های جدید تری که هم فرکانس تر با شما هستن شکل میگیره. الان هم نترسین…چیزی نشده…مشاهده گر بمونین و واکنشی با… بیشتر »
سلام استاد خسته نباشید
آیا خمیازه درحین مراقبه هم نوعی برون ریزی محسوب میشه؟؟؟
من معمولا صبح ها به مراقبه میپردازم (اما خواب آلود نیستم) درحین تمرکز و نفس های عمیقی که میکشم ، همش خمیازه های غیرارادی به سراغم میان .
دلیلی براش وجود داره ؟
با سلام.
شاید به خاطر نوع تنفس اشتباه باشد که اکسیژن کم به بدن وارد می شود و در طول خمیازه بدن مجبور به جبران آن می شود. سعی کنید فشار زیادی بر تنفس خود نیاورید و ریتم آن را کم کم عمیق کنید.
موفق باشید
سلام اگه میشه پاسخ بدید واقعا برام ضروریه.
من حین گوش دادن به سابلیمینالها،موسیقیای چاکراها و تجسمات(قانون جذب) دقیقا برعکسش برام رخ میده.مثلا من تجسم و احساس قدرت میدم اما خاطراتی به سطح خوداگاهم میرسه ک پر از ضعف بودم یا اتفاقاتی میوفته ک احساس ضعف کنم.این مقاومت ناخوداگاهه یا برون ریزی؟ اگ مقاومته چطور رفع میشه
سلام
قبل از ورود یک تلقین جدید به ناخودآگاه باید اول تلقین های مخالف آن از ضمیر ناخودآگاه حذف شود. جملاتی هم باید بگویید که ناخودآگاه شما باور کند مثلا اگر بگویید من الان قوی هستم باور نمی کند چون ضعف های شما را می داند. بهتر است از تلقین من روز به روز بهتر و قدرتمندتر می شوم استفاده کنید تا ضمیر ناخودآگاه شما فرصت هضم این اطلاعات و بهبود تدریجی را داشته باشد.
اینکه بعد از مراقبه، دیگه ذهنمون نمیپذیره مراقبه رو و عبارات تاکیدی رو و استاپ میکنه،برون ریزی هست و اگر جواب مثبته، چی کاری باید انجام بدیم؟ ممنونم
با سلام
بهتر است ابتدا از زمان های کوتاه شروع کنید تا ذهن شما خسته نشود. کم کم ذهن شما قوی تر شده و می توانید مدت طولانی تری مراقبه کنید.
موفق باشید
سلام ممنون میشم کمکم کنین.من چندوقته دارم مدیتیشین انجام میدم و کلن تصمیم گرفتم آگاهیم رو بالا ببرم بعد از مراقبه حالم خوبه ولی خیلی حساس و عصبی شدم یعنی تا یه اتفاق کوچیک میفته همه زخمای کهنه م سر وا میکنه.خیلی عصبی میشم طوریکه همه فک میکنن دیونه شدم نمیتونم خودمو کنترل کنم .مخصوصا رو پدرم خیلی حساس شدم یعنی دنبال بهونه م باهاش دعوا کنم بابام خیلی دوسمداره ولی تا چندسال پیش معتاد بود یادم نمیره یه خانم آقایی بودن همسایمون مواد فروش بودن یه باراول ابتدایی بودم از مدرسه اومدم بابام بهم پول داد برم مواد بگیرم… بیشتر »
با سلام
تلاش های شما برای داشتن یک زندگی خوب قابل تحسین است. برانگیخته شدن افکار منفی در مراقبه تا حدودی طبیعی است به شرطی که نسبت به آنها واکنش نشان ندهید. می توانید مراقبه بخشش را تمرین کنید تا پدر خود را ببخشید. می توانید تمرینی مشابه مراقبه دو قلب را انجام دهید. همچنین این پست و این پست را هم مطالعه نمایید. چون سابقه خودکشی داشته اید حتما از یک متخصص بالینی هم کمک بگیرید. مراقبه فقط مکمل شفادهی است و احتمالا به مشاوره یک متخصص نیاز بیشتری خواهید داشت.
موفق باشید
بعضی وقتا یه سری خاطرات بار انرژی منفی سنگینی دارند که با یاد آوری دوباره حال به هم میریزد با گذشت زمان کم رنگ می شوند اما هنوز اثر اولیه دارند ….با مطالب خوبی که یاد گرفتم همیشه میگم:اون این کار و کرده!کمی سبک می شوم