

افرادی که رویابینی آگاهانه یا خواب روشن را تجربه کرده اند احتمالا تجارب زیادی از رویارویی با موجودات مختلف در حین خواب داشته اند. این موجودات می توانند ارواح واقعی، جنها، انواع مختلف دیگر موجودات غیرارگانیک و یا صرفا شخصیت های ساختگی ضمیر ناخودآگاه ما باشند.

در این مقاله در مورد موضوع شخصیت های فاقد آگاهی مستقل که ظاهرا برخواسته از ضمیر ناخودآگاه خود ما هستند بحث هایی صورت می گیرد که حاصل تحقیقات روانشناسان برجسته مختلفی در این زمینه است.
تحقیقاتی که توسط پیشگامان علم رویابینی مدرن یعنی استفان لابرج و پائول تولی در این زمینه انجام گشته نشان داده است که شخصیت های فاقد آگاهی که در حالت رویابینی آگاهانه دیده می شوند دارای توانایی های شناختی زیادی درست مانند افراد عادی که در زندگی روزمره با آنها رو به رو می شویم دارند. آنها می توانند به خوبی حرف بزنند و نسبت به شخصیت و انتظارات شما جواب دهند. حتی می توانند طوری رفتار کنند که شما را در حالت رو در بایستی قرار دهند و تصور کنید که موجوداتی واقعی هستند هر چند که از اعماق وجود باور داشته باشید که حقیقی نیستند. آنها به قدری طبیعی رفتار می کنند که ممکن است تصور شود آگاهی مستقل دارند و ارتباطی به ضمیر ناخودآگاه ما ندارند (البته نه همه آنها). پائول تولی گاهی به قدری از استقلال آگاهی آنها متعجب می شد و نوشتار مختلفی در مورد آنها منتشر می کرد که برخی از افراد زمان او تصور می کردند او فردی است که به موجودات غیرارگانیک اعتقاد دارد و با وجود اعتبارعلمی بالا، در مورد ارواح و موجودات این چنینی صحبت می کند. خود پاول تولی واقعا چنین برداشت ماورایی از این شخصیت های عجیب در رویا نداشته ولی نمی توانسته است منکر وجود نوعی حیات شخصی برای آنها باشد.

بیشتر افرادی که رویابینی آگاهانه را در سطح متوسط و حرفه ای کار کرده اند بارها با چنین شخصیت های ظاهرا غیرمستقل و غیرآگاه در خواب رو به رو شده اند و شاهد نشانه هایی از وجود ذهنیت فوق العاده و حالاتی از استقلال آگاهی در این موجودات که گفته می شود تنها ساخته ذهن هستند بوده اند. نمی توان گفت که شخص چون در حالت خواب دیدن است و منطق او دچار مشکل شده است قادر به تشخیص میزان عقلانیت در این موجودات اشاره شده نیست بلکه اتفاقا رویابینی می تواند حتی از مغز در حالت بیداری هم آگاه تر باشد و از آنجا که شخص می تواند آزمون واقعیت یا ریالینی چک را انجام دهد و بخش کورتکس پیش پیشانی او در این حالت فعال است بنابراین قضاوت شخص رویابین در مورد اینکه یک شخصیت موجود در رویا دارای نوعی حقیقت وجودی است نمی تواند ناشی از عدم بصیرت او باشد.

چرا شخصیت های رویا که برخی از آنها به نظر می رسد دارای آگاهی و استقلال و حتی منیت جداگانه از ما دارند واقعا حقیقی به نظر می رسند؟ یکی از دلایل آن این است که شاید واقعا این شخصیت های موجود در رویا، حقیقی باشند و ناشی از فعالیت های ضمیر ناخودآگاه ما نباشند. به همین دلیل است که اجداد ما عقیده داشتند که این شخصیت های موجود در رویا ممکن است ارواح و یا برخی از انواع موجودات غیرارگانیک باشند که به خواب ما آمده و یا ما به دنیای آنها سفر کرده ایم.
کسانی که پیرو مکتب فروید هستند عقیده دارند که این شخصیت های رویا در واقع بخش های پیچیده ای از روان و ناخودآگاه رویابین هستند. این حالت شبیه اختلال چند شخصیتی است. یعنی ما شخصیت های نهفته ای در ضمیر ناخودآگاه داریم که خود ما هم از وجود آنها با خبر نیستیم. همان ها می توانند در عالم رویا به عنوان موجوداتی ظاهرا مستقل دیده شوند. البته این دیدگاه از لحاظ علمی، اعتبار چندانی ندارد. یکی از دلایل نبود اعتبار علمی در این زمینه این است که دو آگاهی مستقل نمی تواند به طور همزمان در یک فرد ظهور پیدا کند. به همین دلیل است که بیماران مبتلا به اختلال چند شخصیتی معمولا فقط در قالب یکی از شخصیت های خود فرو می روند و شخصیت های دیگر آنها در آن لحظه به فراموشی سپرده می شود. درست مانند ماجرای زنی که بسیار خشکه مذهبی بود و فشار روانی حاصل از این کار باعث شد که شخصیت دیگری در او شکل بگیرد که نقش فاحشه را داشته باشد. زمان هایی که او حالت مذهبی پیدا می کند از شخصیت فاحشه خود غافل بود و نمی دانست گاهی چنین حالتی در او پیدا می شود چون شخصیت مذهبی خود را موقتا به طور کامل فراموش می کرد در غیر این صورت احتمالا خودکشی می کرد اگر می فهمید در برخی از ساعات روز چه کارهای خطایی می کند.

البته ما همیشه گفتگوهای درونی و تعارضات باورها را به طور عادی تجربه می کنیم ولی شخصیت های رویا حالاتی فراتر از این را داشته و ارتباط پیچیده ای با شخص رویابین دارد.
شاهد دیگری که ثابت می کند شخصیت های به ظاهر فاقد آگاهی در حالت رویابینی، می توانند موجودات واقعی و مستقل باشند این است که آنها گاهی می توانند اطلاعاتی را به فرد بدهند که آن شخص هیچ گاه در زندگی خود با آنها مواجه نشده است. اگر این شخصیت های رویا بخشی از ضمیر ناخودآگاه بودند در این صورت غیر ممکن بود که اطلاعاتی را بدون آنکه خود ما از جهان اطراف کسب کرده باشیم بدهند. نمونه های مختلفی از این گزارشات در آزمایش های پائول تولی دیده می شود. بحث رویاهای صادقه و گرفتن اطلاعات حقیقی از آینده از این موجودات هم خود گواهی است از اینکه همه شخصیت هایی که در حالت رویابینی و حتی خواب معمولی دیده می شوند توهمی نیستند و ممکن است دارای شعور و آگاهی جداگانه باشند. برخی از شمنها از این موجودات برای یافتن روشهای درمان جدید بیماری ها استفاده می کردند و اطلاعات مفیدی هم از آنها کسب می کردند و این امور در بین آنها بسیار عادی و رایج بوده است.
تجربه های بنده در این زمینه نیز نشان داده است که در خواب معمولی و یا رویابینی آگاهانه، امکان برقراری با موجودات مستقل از آگاهی ما به راحتی وجود دارد و همه محتوای رویا، ساخته ی ضمیر ناخودآگاه نیست. بارها صحبت هایی با شخصیت های رویا داشته ام که مضمون سخنان آنها در آینده درست از آب در آمده اند مخصوصا اگر آن موضوع برای زندگی من بسیار مهم بوده و احساسات زیادی را تحریک کرده و یا سوال مهم زندگی ام باشد.
مهم نیست ظاهر آنها چگونه باشد بلکه مهم اطلاعاتی است که از آنها دریافت می کنید. برای مثال یک بار موجودی را در حالت رویابینی مشاهده کردم که ترکیبی از چند موجود شناخته شده دیگر بود و در آن لحظه فکر کردم از آنجا که ضمیر ناخودآگاه نمی تواند چهره های جدیدی را در رویا بسازد بنابراین آن موجود هم توهمی است ولی پس از شروع صحبت با آن موجود متوجه شدم که ظاهر او ربطی به دانش و اطلاعات او ندارد و چیزهایی را گفت که چند ماه بعد برای من اتفاق افتاد آن هم بدون اینکه مختصر انتظار یا آگاهی در مورد آن مسئله داشته باشم.
بنابراین حتی اگر بقالی سر کوچه خود را هم در حالت رویابینی دیدید شاید واقعا بازسازی چهره او در عالم خواب نباشد و اصلا ظهور چهره بقال ربطی به پیامی که قرار است به شما برسد نداشته باشد. پس ذهن خود را باز بگذارید و گفتگوی خود را با او شروع کنید. شاید ظاهر او نماینده موجود دیگری است که بنا به دلایلی نتوانسته توسط سانسورهای ضمیر ناخودآگاه شما عبور کند و یا خود آن موجود علاقه ای به بر ملا کردن چهره خود ندارد ولی همچنان حاضر است اطلاعات مفید خود را در اختیار شما قرار دهد.
با این حال، همه شخصیت های رویا هم مسلما واقعی نیستد و برخی از آنها توهم محض هستند. شاید تعدادی از آنها رفتارهایی را نشان می دهند که انتظار دارید فلان شخص در عالم واقعی انجام دهد. تعدادی از آنها هم به قدری کم هوش بوده و رفتارهای عجیب و غیرمنطقی دارند که مشخص است زایده ذهنی خسته که در حال از دست دادن آگاهی در رویا است هستند.
با سلام و احترام به ادمین عزیز. آیا منظور از شخصیت های به ظاهر فاقد آگاهی همان اگرگورها هستند که قبلا در موردشان نوشته اید؟؟؟ و اینکه در قانون جذب گفته میشود یک شخصیت ساختگی و یک استاد ذهنی برای خود در ذهن بسازید مثلا از شخصی که بهش اعتقاد قلبی دارین که ایشون شخصی با ایمان و عالم هستند …مثلا من به آیت الله بهجت اعتقاد دارم یا آیت الله قاضی و یا در مسائل علمی انیشتین و سوالات خود را از او بپرسید به صورت نا خودآگاه در خواب و بیداری آن شخص به سوالات شما جواب می… بیشتر »
با سلام. آن طور که از مقاله بر می آید دانشمندی که این تحقیقات را انجام داده نتیجه گیری خاصی نکرده و فقط گفته است که موجوداتی هم وجود دارند که مستقل از آگاهی ما می توانند در عالم رویا فعالیت کنند. شاید از دید اسلامی آنها همان جنها و یا ارواح رفتگان باشند و یا از دید هندوها همان خدایان و از دید سایر فرقه ها، نام های دیگری برای آنها انتخاب شود. ممکن است اگرگورها هم باشند چون آنها هم مانند موجودات غیرارگانیک ادراک می شوند. بله موجودات خیالی که در ذهن می سازیم ممکن است در صورتی… بیشتر »
سپاسگزارم از پاسخ شما❣🌹🌹🌹🌹🌹