

۷۸۶
سلام و درود به همه دوستان
این پست بیشتر راجب عکس العمل افرادی است که قدرتهای ماورائی یا سایر قدرتها را دارا هستند.
می دانیم که هر کدام از انسانها قدرت و توانایی خاصی داشته و در امری متبهر هستند و به کسی ظلم نشده، امااز لطف پروردگار عدهای از انسانها به صورت ذاتی و مادرزادی قدرت و تواناییهایی داشتهاند و همراه آن پا به این دنیا گذاشتهاند. که همه آنها موهبت و لطف خداست و قدرتهای ماورایی هم یکی از انواع قدرتهاست.
حال اگر این شرایط را دارید، تا به حال از خود پرسیدهاید چرا خداوند مرا لایق این توانایی دانست؟ تفکر کردهاید قصد خدا چه بوده؟ متوجه شدهاید هر که را بیشتر توانا کند، انتظار بیشتری از او دارد و تکلیفش سنگینتر است؟ در این مورد چه کارهایی انجام دادید؟ وقتی ناراحتی مردم را دیدهاید، آیا سعی کردهاید تناسبی بین ناراحتی مردم و توانایی خود بیابید؟ اندیشیدهاید چطور یک قدرت (هر قدرتی) می تواند شما را به کمال و تعالیِ خدا پرستی نزدیک کند؟
متاسفانه بسیار می بینم افرادی که این سوالات که هرگز از خود نمی پرسند، برعکس دچار توهم غرور و خود بزرگ بینی می شوند و خود را برتر از مردم عادی می دانند و به اصطلاح خدا را بنده نیستند. چیزی که باید باعث خدمت به بندگانِ خدا می شد، باعث توهین به مردم و شکسته شدن قلب پایین دستانِ جامعه و ناراحتی آنها می شود. مثلا شخصی که بواسطه توانایی که خدا به او بخشیده است، خود را والا می بیند و بقیه را نادان. در حالیکه با کلام خوش و با سخاوتمندی خداگونه باید دیگران را تفهیم و یاری دهیم. اما می بینیم که قدرتی که برای رسیدن به خدا بوده، چطور باعث دوری از خدا می شود!
به نظر من یکی از پیش نیازهای توانا شدن (در هر مورد، حتی در مورد رسیدن به توانایی ماورایی)، خود سازی است و تا خود را نشناسیم و این عیوب را در خود از بین نبریم، هرگز توانای موفقی نخواهیم بود. در این مورد اجازه دهید سخنم را در قالب شعری به دوستان عزیزم پیشکش کنم:
آن زمان که نورِ حق بر مردمان تابیده شد
هر کسی را دانشی داد تا به آن پاکیزه شد
یک نفر شاعر، یکی نقاش، یکی بازو و زور
دیگری دانای دهر و عدهای 《جویای نور》
مردمان با نورِ او بر ذاتِ خود خیره شدند
با توانایی خود بر هر بدی چیره شدند
یک نفر دنبالِ ثروت رفت و یا مشهور شد
دیگری چون خود کسی نادید و هم مغرور شد
عدهای اما به طرزِ دیگری آگه شدند
از خدا آکنده و گویی ز خود بی خود شدند
هر چه دانش بیشتر بر قلبِ او آمد پدید
از خودش بگذشته و عشقش به خالق شد شدید
با خودش خلوت گزید، شد غرق در این سرنوشت
این توانایی چرا خالق درونِ من سرشت؟
خوب دقت کرد به خلق و دید دارد هر کسی
از سخاوتمندیِ رَب در درونش قدرتی
واضح است اجماعِ قدرتها همه نزدِ خداست
عدهای را داد و یک عده زِ آن قدرت جداست
پس بکوشید در ذکاتِ علم و هر قدرت که داشت
خوب دانست صاحبِ اصلیِ هر قدرت خداست
همچنین از قدرتش در راهِ نیکی صرف کرد
هر چه دست آورد، قدری بهرِ مردم خرج کرد
مشکلاتِ مردمان دید، دل شکست و چشم گریست
دردِ را درمان نمودن دید اصلا ساده نیست
رختِ برتر بودنش را این چنین بر باد داد
با کلام خوش همه علمش به مردم یاد داد
ظرفِ خود داد گسترش تا هر سخن را بشنود
تا زِ نقد و انتقاد هر لحظه در خود نشکند
تا نگوید 《من فقط می دانم و فهمیدهام》
من که این را از حکیمِ واقعی نشنیدهام!
پس تفکر باید و از خود جدا باید شویم
من رها سازیم، زِ اصلِ ماجرا آگه شویم
عاشقِ ابرو و چشمِ ما نبود پروردگار
قدرتی داده که بر خلقش شویم آموزگار
هر چه را ترویج دهی، علمِ تو را افزون کند
گر نگه داشتی زِ خود، از علم تو را محروم کند
دردِ دنیا را دوا کردن، توانِ بنده نیست
تو به قدرِ خود دوا کن، دیگری دستِ تو نیست
پس نگو من دست تنهام، بارِ خود بر دوش کن
دستِ تنها هم صدا دارد، صدایش گوش کن
من بگفتم، انتخابش با شماست ای دوستان
کبر ورزید یا که بخشنده شوید چون بوستان
سلام anni جان
یاداوری بجا و خوبی بود.چیزی که بیشتر از همه خطرناکه غروره.غره شدن یعنی فریب خوردن.غرر یعنی ضرر کردن پس غرور فریب خوردنیه که نتیجش ضرره و تمام.این رو من تجربه کردم نه اینکه آدم مغرور و فخر فروشی باشم.من فریب خوردم تو این قضیه که توانایی دارم زندگیمو هر وقت تا هرجا که دچار مشکل بشه درست کنم.ضربه بسیار بدی میزنه.مرسی از مطلب ارزنده و خوبت
سلام محمد جان، بله درست فرمودی هم غرور و غره شدن آخرش جز ضرر برای ما چیز دیگری نداره. آدم وقتی که بعد از مدتها به خود میاد و سعی در اصلاح اشتباهاتش میگیره، تازه میفهمه عجب زندگیش آشوب شده. ولی نگران نباش چون خیلیا مثل ما هستن و همیشه جای جبران هست.
خوشحالم راضی بودی.
موفق باشی
به زندگی نگاه کردم دیدم در زندگی هر شخص علاوه بر داستانی که مانند پس زمینه برای هر شخص وجود دارد
در کنار آن قدرت اختیار و انتخاب هم هست
و اگر برخلاف پس زمینه داستان زندگی یا اختیار و انتخاب که به دست خود باشد عمل کند به همراه مسئولیت است
سلام Yasmin گرامی، تعبیر جالبی نوشتید، بله در هر صورت مسئولیت عمل با خود شخص است.
ممنون از وقتی که گذاشتید.
سلام و درود به دوست خوبم Annihilation عزیز و دوست داشتی از مطلبی که فرستادی بسیار لذت بردم و تشکر میکنم که به اینگونه موارد میپردازی و صادقانه بگم شما رو بخاطراینگونه اعمال و افکاری که داری باید ستایش و قدردانی کرد خصوصاً چند بیت آخر شعری که فرستادی (که البته اسمی از شاعرش نیاوردی) به زیبایی حق مطلب رو ادا کرد در تکمیل صحبتت بنده هم علاقمندم اشاره ای کنم به دوستان که این روزها که مصیبت ویروس کرونا و بیماری کووید ۱۹سراسر کشورمون رو فرا گرفته خیلی مهمه که به دیگران کمک کنیم و الان افراد زیادی هستند… بیشتر »
با سلام.
فکر کنم خود ایشان شعر را نوشته بودند…
موفق باشید
سلام جناب آقای خانی عزیز،
بله درست فرمودید، ممنونم که آن را منتشر کردید.
سپاس فراوان
سلام بهروز جان دوست خوبم، با تعاریفی که از بنده کردید مرا شرمنده نمودید، خوبی از خودتان است و شما لطف دارید، قدر قلب مهربانتان را بدانید دوست عزیز.
کاملا درست فرمودی، از همین گوشه کنارها باید برای خوبی کردن استفاده کرد که تاثیرات عظیمی به جا میگذارد.
الان که شرایط بسیار سخت و عجیب پیش آمده، بنظر من در واقع سفرهای پهن شده برای کسانی که دنبال نیکی کردن و کسب نظر خداوند هستند. از این فرصت استفاده کنیم.
در مورد شعر هم نام شاعرش نام همین بنده حقیر است. خوشحالم خوشتان آمد.
همیشه شاد و سلامت باشید
ممنون که اطلاعاتتون رو در اختیار بقیه قرار میدین. خیلی خیلیییی به من کمک کرد اطلاعات سایتتون