

هیچ کس جز شخص خودمان لایق دوست داشته شدن درجه یک را ندارد و این دوست داشتن خود باید از روش های سالم انجام شود. متاسفانه ما انتظار داریم دیگران ما را دوست داشته و در مرکز توجه شان قرار دهند تا احساس ارزشمند بودن کنیم. افراد خودپسند معمولا انتظار دارند دیگران آنها را روی سر خود گذاشته و از آنها تعریف و تمجدید کنند در حالی که فردی که خودش را دوست دارد نیازی به محبت دیگران نمی بیند و حتی اگر از جانب آنها طرد شود هم باز خود را ارزشمند می داند.

وقتی بدانیم ارزشمند هستیم در این صورت یک احساس اتکا و امنیت درونی حس می کنیم و دیگر به تایید بیرونی نیازی نداریم. ما با دوست داشتن خود می توانیم زندگی را با قلبی باز سپری کنیم و عشق و همدردی خود را با دیگران تقسیم کنیم. در حالی که افراد خودپسند در درون خود ترس از تایید نشدن داشته و مایل نیستند عشق خود را با کسی تقسیم کنند مگر آنکه در ازای آن محبت دریافت کنند. افراد خودپسند عشق را یک چیز قیاسی می بینند و سعی می کنند با مقایسه خود با دیگران و برتری جویی به ارزشمندی خود پی ببرند در حالی که دوست داشتن واقعی قیاسی نیست و عشقی بدون قید و شرط نسبت به خود و دیگران است.
وقتی در سنین طفولیت هستیم هنوز معنای خود و جدا بودن آگاهی را درک نکرده ایم ولی هنگامی که بزرگ تر می شویم کم کم مرز خود و دیگران را تشخیص می دهیم و چیزی به نام خود یا ایگو شکل می گیرد. اگر این ایگو در دوران کودکی مورد محبت صحیح قرار گرفته باشد در این صورت با یک خود سالم بزرگ می شویم در غیر این صورت ایگوی ما خدشه دار شده و بخشی از آن همان کودک درونی است که عشق لازم را دریافت نکرده و بنابراین سعی می کند محبت را از منابع دیگر جستجو کند و خودش را در برابر دردهای عاطفی بیشتر محافظت کند.

– احساس عدم استقلال و کفایت
– شخصی گرفتن هر چیزی که مردم به ما می گویند
– جستجوی تایید بیرونی
– عدم توانایی در عشق ورزیدن به خود و دیگران
– گرفتن حالت تدافعی در برابر افراد و نظرات آنها
اگر دچار حالات بالا هستید در این صورت لازم است که کودک درون خدشه دار شده و ایگوی ناسالم خود را در آغوش بگیرید و دردهای آن را تایید کنید.
کودک درون شما به دنبال عشق و تاییدی است که هیچ گاه به اندازه کافی دریافت نکرده است. در نهایت به عشق کسی جز شما راضی نمی شود و تاییدات بیرونی نمی تواند مرهم دائمی برای درد آن باشد.
کودک درون خود را در آغوش بگیرید و عشق بدون قید و شرط خود را به آن نثار کنید. یکی از راه های شفای کودک درون، نوشتن خواسته های آن بر روی کاغذ با دستی که بر آن مسلط نیستید است. نیت کنید و از او بخواهید دردهای خود را بگوید. شاید حتی بخواهد برای او عروسکی بخرید. این کار را انجام دهید. هر چه می خواهد به او بدهید تا شفا پیدا کند. البته روش های شفای کودک درون خود به پست جداگانه دیگری نیاز دارد چون بحثی مفصل است.
اگر خودتان نمی توانید ایگوی ناسالم خود را شفا دهید در این صورت می توانید از مشاورین حرفه ای کمک بگیرید. حتی می توانید به یک هیپنوتراپیست مراجعه کنید تا شما را به زمان های گذشته در دوران کودکی تان ببرد و رنج ها و خواسته های آن زمان شما را شناسایی و درمان کند.
برای جبران خدشه های روحی گذشته و شروع دوست داشتن خود باید تغییراتی را در زندگی و نحوه رفتار با خود ایجاد کنید:
– به جای آنکه منتظر تایید دیگران و دنبال کردن اهدافی که آنها به شما تحمیل کرده اند باشید اهداف خود را بازشناسید و کارهایی که از ته دل دوست دارید را انجام دهید.
– حس کمال طلبی نباید مانع از آن شود که خود فعلی تان را دوست بدارید
– موفقیت های کوچک خود را جشن بگیرید و خودتان را تقدیر کنید
– هر از چند گاهی بدون هیچ علتی برای خود هدیه بگیرید و یا خود را به شام دعوت کنید تا بدانید که لیاقت عشق بدون قید و شرط را دارید
– همیشه خودتان را در اولیت قرار دهید و قربانی اهداف دیگران نباشید. از این که طرد شوید هراس نداشته باشید چون خودتان قرار است با خودتان زندگی کنید و احساساتتان را تجربه کنید. شخص دیگری بار زخم های عاطفی تان را به دوش نمی کشد.