

کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند معمولا حسی از توقف زمان یا کند شدن آن را تجربه کرده اند.
کند شدن شدید زمان در زمانی که اتفاق خیلی ناگواری می افتد و یا حوادث وحشتناک رخ می دهند نیز تجربه می گردد. در این هنگام مردم گزارش می دهند که جهان نسبت به شخص نظاره کننده حرکت نسبتا کندتری نیز دارد. علت برخی از این حالات به خاطر بالا رفتن حساسیت های فیزیولوژیکی در وضعیت جنگ و گریز که در بازه زمانی کوتاه به حداکثر می رسد است.
کسانی که تجربه مواجه شدن با عوامل تهدید کننده حیات را دارند و یا از خطرات جانی مثل سکته قلبی نجات پیدا کرده اند به سطحی از حالت فراآگاهی می رسند که تجربه نزدیک به مرگ خوانده می شود. تحقیقاتی که در زمینه تجارب نزدیک به مرگ انجام شده است بر روی یک موضوع خاص یعنی احساس توقف زمان نیز متمرکز بوده است. برای مثال تحقیقات چندین ساله بروس گریسن در سال های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ نشان داده است که ۶۰ تا ۷۰% کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند توقف زمان را احساس کرده اند.

در تحقیقی دیگر که توسط Marc Wittmann و همکاران او صورت گرفته و در مقاله آلمانی Zeitschrift für Anomalistik به چاپ رسیده است تجارب ۱۹۶ نفر در این زمینه مورد آنالیز قرار گرفته است. تجارب سه دوره زمانی یعنی از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱، سال ۲۰۱۰ و ژانویه تا مارچ ۲۰۱۷ بررسی شده و از داوطلبان سوال شده که آیا شما در هنگام تجربه نزدیک به مرگ احساس کند شدن زمان را داشتید؟ سه گزینه برای پاسخ به این سوال وجود داشت:
۱- خیر
۲- زمان نسبت به حالت عادی، کندتر یا تندتر بود
۳- به نظر می رسید همه چیز با هم رخ می دهد و زمان یا متوقف شده و یا معنای خود را از دست داده است
علاوه بر پاسخ به این سوال، شرح کوتاهی از تجربه آنها نیز گرفته شد.
آنالیزهای اطلاعات نشان داد که ۱۲۷ نفر از ۱۹۶ داوطلب، تغییراتی را در حس گذر زمان احساس کرده بودند (۶۵% آنها). ۱۲۰ نفر از این ۱۲۷ نفر گفتند که زمان برای آنها معنا نداشته است (۹۴%). تجارب آنها اندکی متفاوت بود ولی همه آنها به این اشاره داشت که گزینه سوم را انتخاب کرده بودند.
مثال هایی از تجارب آنها عبارت اند از:
– زمان کاملا مشوش بود. نمی شد فهمید کوتاه یا بلند بود. اصلا معنا نداشت.
– من می توانستم جاودانگی را حس کنم. من هم می توانستم بفهمم کی در آنجا حضور یافته ام و هم نبود زمان را حس می کردم. من بعدا که به زندگی بازگشتم خیلی متعجب شدم که فقط کمتر از ۳۰ ثانیه مرگ موقت من طول کشیده است.
– زمان چیزی نبود که بتوان در مورد آن فکر کرد.
– زمان یا وجود نداشت و یا همه چیز لحظه حال بود.
هنوز دلیل اینکه چرا در زمان تجربه نزدیک به مرگ، معمولا چنین احساس می شود که زمان متوقف شده است کشف نشده است. احساس نبود زمان در بین کسانی که تجربه های فراآگاهی را در زمان مدیتیشن و یا توهم های دارویی دارند نیز دیده شده است. افرادی هستند که روزی ۱۰ ساعت مراقبه می کنند ولی وقتی زمان مراقبه آنها به پایان می رسد فکر می کنند فقط چند دقیقه مراقبه کرده اند. در ذهن این افراد، موقتا چیزی به نام مسیر خطی سیر زمان یعنی گذشته و آینده معنا ندارد و زمان ناپدید می شود.
شاید منطقی باشد که وقتی روح انسان برای مدتی از بدن جدا شود وارد ابعادی از حیات می شود که زمان و همچنین مکان در آن تعریف نشده است. این تحقیقات شاید بتواند به افراد کمک کنند تا مفهوم جاودانگی پس از مرگ را باور کنند.