

رفتار ظاهری انسان ها همیشه نه تنها نشانه ویژگی های درونی آنها نیست بلکه گاهی متضاد آن چیزی است که دیده می شوند. در این مقاله به معرفی چند پارادوکس رفتار ظاهری انسانها با چیزی که واقعا هستند اشاره می شود:
برخی از افراد به جای آنکه نقاط ضعف خود را بشناسند و سعی در برطرف کردن آن کنند نوعی اعتماد به نفس کاذب را در خود به وجود می آورند تا پوشاننده آن ضعف درونی باشد. حتی ممکن است برای مخفی کردن آن ضعف درونی به بروز رفتارهای خشن و تسلط جویانه روی بیاورند. در واقع آنها به صورت ناخودآگاه سعی دارند از اینکه کوچک یا ضعیف دیده شوند جلوگیری کنند.
افراد (خصوصا خانمها) هر چه قدر احساس کنند چهره زشتی دارند و یا ارزش عشق و علاقه واقعی را ندارند تعداد دوستان جنس مخالف خود را زیاد می کنند و به راحتی به روابط نامشروع تن می دهند تا به آن وسیله حس کنند جذاب هستند ولی در واقع احساس بی ارزش بودن می کنند.
هر چند که این موضوع کلیت ندارد ولی معمولا کسانی که ظاهرا رفتار خوبی دارند و کمک کننده و مهربان هستند عناصر تاریکی زیادی را در ناخودآگاه خود سرکوب کرده اند. بنابراین اگر فردی را دیدید که بسیار مهربان و دلسوز است و سعی دارد بقیه را راضی کند ممکن است موارد بسیاری مثل خشم و عقده های مختلف را در خود سرکوب کرده باشد که در زمانی که به او فشار وارد شود آن رفتارها طغیان کند مگر آنکه قدیس باشد و سراسر وجود او از عناصر تاریکی پاک شده باشد.
افرادی که برون گرا هستند و همه حرف های خود را بلند بلند می زنند و درونشان را تخلیه می کنند و دوست دارند همیشه در حال صحبت باشند معمولا ذهن خالی دارند ولی کسانی که درون گرا هستند و تمایلی برای معاشرت زیاد با دیگران ندارند معمولا دارای ذهنی پرحرف و سرشار از ایده های مختلف و تصویرسازی های گوناگون هستند.
تصور می شود هر چه قدر فردی شوخ طبع تر باشد یعنی درون او شادتر است. ولی چنین افرای خصوصا دلقک ها و کمدین ها معمولا از غمگین ترین افراد هستند چون شوخ طبعی را به عنوان یک مکانیسم دفاعی در برابر عواطف منفی خود به کار می برند. برای مثال اگر به کمدین های معروف مثل وابین ویلیامز، جیم کری، استفان فرای، پیتر سلر و بسیاری از کمدین های دیگر نگاهی بیاندازید غالبا یا خودکشی کرده اند یا دچار افسردگی و سایر اختلالات روانی هستند. علاوه بر اینکه شوخ طبعی نوعی مکانیسم دفاعی روانی در افراد است چنین اشخاصی دارای هوش بسیار بالایی هستند که می توانند سراب های عجیب جامعه را مشاهده کنند و از سرشت پیچیده ولی احمقانه انسانها سر در بیاورند.
تعداد رفتارهای پارادوکس انسانها بسیار زیاد است و در این مقاله فقط به پنج مورد از آنها اشاره شده است. انسانها نقاب زننده ماهری هستند و افراد کمی هستند که شهامت رویارویی با عواطف منفی خود و بیان خود حقیقی شان را داشته باشند. کسی که عناصر تاریکی وجودش را شناخته باشد و در رفع نقایص درونی تلاش کرده باشد و یا حداقل آنها را پذیرفته باشد در این صورت نیاز کمتری به بروز رفتارهای دوگانه دارد.