

من قبلا تمرین چشم سوم انجام می دادم ولی جوابی نگرفتم دو سال بعد دوباره شروع به تمرین کردم بعد یک مدتی رفتم داخل تخت رفتم بخوابم وقتی چشام رو بستم یه دایره سبزی دیدم به اون نگاه کردم انقدر نگاه کردم یک دفه ان دایره داشت مثل شیشه میشد بازم نگاه کردم بعد مدتی چشام بسته بود همه جارو دیدم یک نفر که روح مانند بود کنارم دیدم بعد چشام رو باز کردم احساس می کردم که بدن درحال تکون خوردن بود ولی تکون نمی خورد دو ساعت خوابم نبورد بعد دو ساعت تصویرایی با سرعت شدیدی از جلوی چشم می گذشت بدم شدید تکون می خورد تصویر شدید می شد بعد کم میشد چشام رو بستم تلاش کردم خودم رو آروم کنم چشام رو که بستم یک فیلم رو پشت پلکم دیدم چشام رو بسته بودم بدنم هم هشیار بود ولی یک فیلمی میدم انگار گوشی گرفته بودم داشتم فیلم نگاه می کردم خیلی واقعی بود بعدا که گذشت هر شب که خواب می دیدم چه کابوس چه عادی می تونستم خوابم رو کنترل کنم تو کابوسا می توانستم با تمرکز راحت ان خواب رو کنترل کنم یا خوابایی که هرچی داد میزدم صدام نمی امد می توانستم کنترل کنم هم خواب رو با هشیاری بالا نگاه کنم و بدنم رو کترل کنم و تکون بدم دیگه هیچ خوابی نبود که توش هشیاری نداشته باشم مثل دنیای واقعی بود تو هر خوابی می تونستم راحت ان منتقه رو خراب کنم دیگه هیچ کابوسی نبود که من رو بترسونه تو همه خوابا میتونستم پرواز کنم ولی بعده مدتی خواب هام رفت و هر وقت می خوابیدم خوابی نمی دیدم و تا چشام رو می بستم فردا صبح بیدار می شدم راستی داخل خواب هام می تونستم خواب رو تغیر بدم یعنی مثلا خوابی که کابوس بود رو تغیر بدم به خواب خوب بروم. داخل خواب هام هم وسط پیشونیم همون احساسی که در بیداری داشتم حس می کردم مثل چشم سوم که درحال باز شدن بود