قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
تجربه ماورا
تجربه ماورا – کمک خواستن از امام علی (نوشته طاهره)
بهمن ۱۷, ۱۳۹۸
مقالات اعضا
آجنا چاکرا چشم دل (نوشته محمد.و)
بهمن ۱۷, ۱۳۹۸

تجربه ماورا – اسم اعظم (نوشته محمد.و)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورا – اسم اعظم (نوشته محمد.و)

سلام به همه دوستان
این مطلب مربوط میشه به یکی از برونفکنی های اخیرم که با ذکر یکی از اسامی خداوند انجام شد.
حدودا چند ماه پیش بود که من چون تعداد تجارب برونفکنیم خیلی کم شده بود هرشب قبل از خواب حدودا نیم ساعت به این فکر میکردم که چه روشهایی که تا آنزمان آموخته بودم میتونه برای سرگیری تجاربم بکارم بیاد یا اینکه خودم چه روشهایی رو تو این سالها ابداع کردم که خوب بوده.که یاد ذکر… افتادم که تو مطالب اولیه ام از برونفکنی در سایت کامل توضیح دادمش.ولی اون ذکر رو چند سال بود که به دلیل شبهه دار بودنش نمیگفتم‌.و همینطور که بدنم طبق عادت همیشگیم ریلکس میکردم به نامهای خداوند که ما مسلمونا اطلاع داریم فکر میکردم که مثلا الله یا صمد یا لطیف و همینطور تک تک اسمایی که یادم میومد رو با توجه به مفهومش و اینکه کدوم برای برونفکنی میتونه مناسب باشه انتخاب کنم.معروفترین ذکر ماورایی ذکر هو بود ولی نامهایی مانند وتر احد واحد هم با توجه به مجرد بودنشون و اینکه هدف منم یگانگی و تجرده در اصل ذهنمو به سمت خودش برد خلاصه اینکه واقعا نمیدونستم کدوم ذکر رو که برای شخص من میتونه مفید باشه باید انتخاب کنم همینکه داشتم بدون تمرین و اجباری که برای تمرینات ماورایی و نتیجه دادن اصولا به کار میبریم با آرامش به اسامی خداوند فکر میکردم اصلا متوجه نبودم که دارم یه مدیتیشن قوی رو نا خوداگاه انجام میدم.تو یه لحظه کاملا آگاه و بیدار داشتم یکی یکی اسمها و مفاهیمشو مرور میکردم و لحظه بعدش خیلی نا محسوس دیدم بدنم کاملا خوابه و ذهنو آگاهیم بیدار و تصاویر اسامی نامها وضوح شدیدی تو ذهنم گرفته بود و مفاهیم بسیار دقیق و بکر از هر اسم خداوند تو ذهنم جون میگرفت.هر اسم خدا گستره ای از معانی عمیق و دقیق از همه چیزهای مرتبط بود نمیدونم چطور توصیفشون کنم البته بعد از تجربم که بیدار شدم تغریبا تمامی اون چیزا از یادم رفته بود.خلاصه یکی از ذکرهای خدا با صدا تو ذهنم پیچید و همزمان تصویرشم دیدم و فهمیدم که ذکری که برای برونفکنیم تو اون لحظه دنبالش بودم اونه.خلاصه چندبار با توجه و دقت و تمرکز افزایش یافتم تکرارش کردم و زیر یک دقیقه از جسمم خارج شدم متاسفانه کوچکترین جزئیات تجربم رو غیر از لحظه جدا شدن از بدنم بیاد نیاوردم.و حتی با اینکه بعد از اتمام تجربه و حس کشیده شدن به بدنم ذکر رو چندبار تو ذهنم مرور کردم فردا شبش اصلا یادم نمیومد.و هرچی فکر میکردم مثل زمانی که میگیم یه اسمی نوک زبونمونه ولی یادمون نمیاد منم همونطوری بودم و کمی هم از خودم عصبانی بودم که چرا دیشب بعد از برگشتن به حالت عادی سهل انگاری کردم و بدون یادداشت کدن اون سریع خوابیدم.عصبانیت و ناراحتیم بیجا هم نبود چون همیشه تو تجربه هام با روشهای مختلف زود بازده ترین روش گفتن ذکر بود که برخلاف روشهای دیگه که زیر سی یا چهلو پنج دقیقه نمیشد با ذکر کمتر از یک دقیقه بلا استثنا بیرون از کالبدم بودم.امشب داشتم مطالبی در مورد خضر نبی که تو برهه ای از سنم که شیفته شخصیتش بودم و زیاد به کوه خضرنبی تو قم میرفتم و چند تجربه معنوی و ادراکاتی خاص ازش داشتم میخوندم که رسیدم به اسم اعظم و علم لدنی جناب خضر نبی.و داستان جالبی رو به نقل پیامبر خطاب به یکی از اصحابش در مورد خضر و بزرگیو مردونگیش میخوندم.که اگر هر کس ایشون رو به لفظ«وجه الله»قسم بده ایشون نمیتونه حاجت شخص رو رفع کنه و این اسم و سوگند براش بالاتر از هر قسمیه.همچنین چند مورد جالب هم در مورد اسم اعظم خداوند خوندم که گفتنش براتون شاید خالی از لطف نباشه.من چیزی که زیاد در مورد اسم اعظم شنیدم آیاتیه تو پنج سوره از قرآن که با ذکر«الله لا اله الا هو»شروع میشه و اینها نقطه ندارن و ذکری مجربه مثلا تو سوره بقره و قسمت آیت الکرسی که من بهش معتقدم و سوره نسا و سه تا سوره دیگه که یادم نیست عینا تو آیاتی از اونها همین ذکر اومده.و از دیگر اسامی اعظم یا حی یا قیوم بود که تا دیدمش یادم اومد همون ذکریه که یادم رفته بود.البته جهت علاقه مندان بگم اسامی دیگر خداوند هم در موارد مادی و ماورایی کاربرد داره که میتونید تو اینترنت یا کتاب ختوم و اذکار پیداشون کنید.در ضمن کسی اگه حاجتی داره بد نیست وتوسل به حضرت خضر نبی بشه و با کلمه وجه الله قسمش بده من خودم با ایشون رابطه معنوی عجیبی پیدا کرده بودم.و یه دوستی هم وقتی من از حضرت خضر و تجاربم گفتم بغض کرد که وقتی آروم شد تجربه عینی بسیار جالبی از شهرستانی که دانشگاه میرفت و موقع برگشت به شهرش مستاصل وسط بیابون بی کسو تنها و بی پول گیر میکنه و از قضا اون زمان خانم جوانی هم بوده برام گفت که شخصی تو تاریکی شب پیداش میشه بهش پول میده و میگه الان یه ماشین سواری با این مشخصات میاد و میگه من از طرف خضری اومدم بهش اعتماد کن سوارشو تا برسوندت و بعد غیب میشه و همون اتوموبیل با مشخصات گفته شده میاد و سوارش میکنه و خیلی زود که اصلا این خانم متوجه زمان نمیشه میبینه میرسن و تو شهر خودش و جلوی درب منزلشونه.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورایی - عاقبت کلاهبرداری (نوشته زیبا)

 

 

admin
admin
درباره ردای سیاه (ادمین): تمرین کننده و نشر دهنده علوم روحی و روانشناسی (بیشتر)
اشتراک
اطلاع از
guest

2 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
مولانا
مهمان
مولانا
5 سال قبل

زبان عربی از اول نقطه نداشت بعدا اضافه شد. قرآن هم همین طور. به هر حال ممنون

M.v
عضو
5 سال قبل
Reply to  مولانا

سلام
جالبه من نمیدونستم.البته زبان عبریم که خیلی قدیمیه فکر کن کلماتش نقطه ندارن اگه اشتباه نکنم.موضوع جالبه دیگه اینه که بعضی از کلمات قرآن ریشه فارسی دارن.مثلا کلمه «کَوَّرَت»از کلمه«کور» خودمون به معنی نابینا،یا در مفهومی نابود و تاریک شدن گرفته شده

رفتن به نوار ابزار