

عرض ادب و احترام به شما
ماجرای من برمیگرده به موضوع مالی و مشکلاتی که برای خانوادم پیش اومد. ما سرمایه چند ساله خودمون رو جمع کرده بودیم که اقامت خارج بگیریم چون می خواستم بچه هام خارج مدرک بگیرن و همون جا کار کنن چون دو تا پسرام با اینکه یکی لیسانس مدیریت و یکی ارشد عمران داشتن بیکار بودن. البته کارهایی که ربطی به تحصیلات اونها نداشت مثل کار کردن برای آبمیوه فروشی و کار در رستوران رو انجام می دادن ولی حیف بود اون همه درس و دانشگاه و آخرش این.
ما سرمایه مون رو دادیم به یه شرکت واسطه گرفتن اقامت و ویزا. از جزئیات این ماجرا می گذرم و میرم سر اینکه بعد از چند مدت دیدیم مدیر اونجا متواری شده و رفته. همه سرمایه ما و امثال ما رو هم دزدیده برده. شوهرم سکته کرد و با اینکه به موقع به دادش رسیدیم هنوز نصف بدنش لمس بود. کارمون به شکایت و دادگاه هم کشید ولی فایده ای نداشت.
من دلم نمیومد اون کلاهربردار رو نفرین کنم. سپردمش دست خدا. گفتم اگه مال ما حرام بود همون بهتر که از دست ما رفت ولی اگه حلال بوده لطفا به خاطر سرنوشت بچه هام کمکم کن. روزی دهنده تویی و با این سرمایه ای که به باد رفته نمی دونیم چی کار کنیم. لطفا از ما محافظت کن و اگه سهمی از مال دنیا برای آرامش بچه هام هست لطفا بهمون عطا کن.
شب که خوابیدم خواب دیدم خونه پر از نور و آرامشه. پرده رو زدم کنار و دیدم پولهای زیادی از درخت حیاط رشد کرده. خوشحال بودم که پولهام برگشته.
چند روز بعد دیدم دم محل شرکت تجمع شده و کلاهبرداری که پول همه رو برده بود تصادف کرده و مرده. اعلامیش هم روی دیوار بود. با اینکه در حق ما ظلم کرده بود ولی واقعا ناراحت شدم که مرده. همه لعنتش می کردن و آخر کار هم اعلامیه رو پاره کردن.
از یکی پرسیدم چه طوری تصادف کرد؟ گفت داشت از تهران به کرمانشاه فرار می کرد تا از مرز بره توی جاده خوابش برده و تکه تکه شده. پول ها رو هم از حسابش خالی کرده بوده و گذاشته بوده لای گونی برنج که ببره. خوشبختانه اموالش توقیف شد و قراره سهممون رو برگردونن.
خوشحال شدم که سرمایه مون برگشت ولی هم سلامتی شوهرم از دست رفت و هم یه نفر به خاطر کارمای خودش کشته شد. جهان حساب و کتاب داره و خدا مراقب همه ماست و ظلم ظالم به جایی نمیرسه.
جالب بود خیلی…فقط خداوند خواست اینطور بشه دیگه.