

این تجربه من در باره اولین باره که خواب شفاف تجربه کردم و در خواب به آگاهی رسیدم که خواب میبینم
من مطالبی در روسیدریم خونده بودم اما تمرین جدید انجام نداده بودم اما چند هفته بعد در خواب بودم که متوجه شدم خواب میبینم
یادم نیست چی شد داخل خواب بودم که یک دفه با خدم گفتم من دارم خواب میبینم
من هیجان زده شدم با خدم تلاش کردم که پرواز کنم
با خدم گفتم باید پرواز کنم من باید پرواز کنم
اما بعد به جای پرواز کردن مثل یک موشک از زمین کنده شدم با سرعت خیلی زیاد به بالا حرکت کردم انگار طرف چیزی کشیده میشدم
من از سیاره زمین جدا شدم از منضومه شمشی خوارج شدم
سرعتم خیلی زیاد بودم و ستاره ها و سیارات مثل یک رشته نور دیده میشدن
من ترسیدم و با خدم فکر میکردم مردم و دارم به طرف خدا کشیده میشم با خدم میگفتم نمیخام بمیرم نه من نمیخام بمیرم
بالا رفتم و بالا رفتم تا به جای رسیدم که هیچی نبود یک خلا تاریک هیچی هیچی تاریک و ساکت
اما بعد احساس کردم یک موجود بزرگ من نگاه میکنه من در برابرش مثل یک مورچه بودم ترسیدم با خدم گفتم نکنه منم مردم آیا اون خدای
من بالا سرم ناگه کردم از این وجود بزرگ فقط یک چشم خیلی بزرگ تونستم ببینم در برابر اون چشم من مثل یک مورچه کوچک در برابر چشم انسان بودم یک چشم خیلی بزرگ
یک چشم بزرگ کیهانی بود
من از خواب بیدار شدم کل وجودم بدنم تا نیم ساعت در ترس بود میسوخت و گز گز میکرد
حطا الان که این نوشتم بدنم گرم شد و گز گز میکنه