قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
قدرت ضمیر ناخودآگاه
برخی از وظایف ضمير ناخودآگاه
بهمن ۲, ۱۳۹۹
رايحه درمانى
تسكين استرس با رايحه درمانى
بهمن ۲, ۱۳۹۹

اصلاحات و بازنگرى در مورد ترس ها

مقابله با ترس

مقابله با ترس

اصلاحات و بازنگرى در مورد ترس ها

“ترس” ، احساسى هست كه هيچ كدوم از ما دوست نداريم تجربش كنيم. با اين حال در زيربناى زندگى خيلى از ما ها، مثل يك موسيقى پس زمينه ى فيلم، وجود داره. اگه ترس های ما نرمال باشن و باعث واکنش طبیعی در ما بشن، نه تنها خللی در زندگيمون ایجاد نميکنن؛ بلکه لازمه ى زندگی ما هستن. مثلاً گاهی ترسیدن، باعث میشه جان فرد نجات پیدا کنه. اما گاهی اون قدر شدید و غیرقابل کنترل ميشه که زندگی فرد رو مختل ميكنه. با پذيرفتن ترس و آگاهى و ريشه يابى از علت پديد اومدنش در ما، براى هميشه ميتونيم از شر ترس هاى كاذب در امان بمونيم.

“Gavin de Becker” مؤلف كتاب “نعمتِ ترسيدن”، به ما ميگه كه “ترس” همون زنگ هشدار درونى يا سيگنال هاى بقاست كه از ما در برابر خطرات محيطى، محافظت ميكنه. او معتقد هست كه در لحظات خطرناك، همه ى ما به صورت ذاتى و درونى از يك حس شهودى درمورد اينكه در معرض هجوم قرار داريم، برخوردار ميشيم. او بر اساس تجاربش در اين زمينه، توضيح ميده كه چطور ميتونيم با سركوب نكردن ترس ها و توجه بيشتر و بهتر به شهودات درونى، از خودمون محافظت كنيم. چون شهود ما در اثر تكامل و يك عمر تجربه بدست اومده، و توجه به اون بايد در اولويت باشه.

البته منظورش اين نيست كه بايد هميشه در ترس و بر اساس شهودات زندگى كنيم؛ بلكه دقيقاً برعكس، هميشه بايد هوشيار و دورانديش باشيم و تنها با “كمك” از شهودمون با خطرات احتمالى مقابله كنيم. پس اگه معتقد باشيم كه ترس و احتياط بيش از حد، باعث امنيت ما ميشه، دراصل معناى ترس رو درك نكرديم و نياز به اصلاحات و بازانديشىِ مجدد در اين رابطه داريم.

همچنین بخوانید:   تشریح چهار مهارت مهم در هوش هیجانی یا EQ

خيلى از ما هميشه توجه بيش از حدى رو به مشاهدات عينى معطوف ميكنيم و بدون ارزيابى درست، كاملاً بر اساس عينيات عمل ميكنيم. غافل از اينكه در اين حالت حس شهود كاملاً برعكس عمل ميكنه و نميتونه چشم انداز درستى از خطر رو به ما نشون بده چون شايد واقعاً دچار توهم شده باشيم و در اون لحظه كه ترسيده بوديم، اصلاً چيزى براى ترسيدن نبوده باشه!

در اين جور مواقع بايد فقط آرامش خودمون رو حفظ كنيم و اطمينان خاطر داشته باشيم كه اگر مورد اشتباهى وجود داشته باشه، حس شهود حتماً ما رو از حضور اون مطلع ميكنه؛ پس لازم نيست اينقدر نامتعادلانه و وسواسى رفتار كنيم كه دچار ترس هاى كاذب بشيم.

از قديم گفتن: ترس برادر مرگه!

وقتى ما هميشه مضطرب و وحشت زده باشيم و دائماً بترسيم، نميتونيم ترس كاذب رو از درست تشخيص بديم. چون ترس واقعى فقط يك سيگنال لحظه اى هست نه يك وضعيت مداوم! اگه هميشه از همه چيز بترسيم و اصطلاحاً ترسو باشيم، در اون صورت فقط داريم به خودمون آسيب ميزنيم. كسى كه هميشه از همه كس و همه چيز بترسه، دچار توهم ميشه و نميتونه ديگه ترس واقعى رو از خيال تشخيص بده، و درست همينجاست كه ترس به جاى اينكه سازنده باشه، برعكس ميشه بلاى جونمون و ممكنه حتى مارو به كام مرگ بكشونه…!

ترس و اضطراب…

ترس و اضطراب، مترادف هم نيستن. اين دو حالت با هم فرق دارن و هر كدوم محرك هاى مختص به خودشون رو دارن. “اضطراب” بر خلاف ترس، هميشه ناشى از عدم اطمينان هست و دليلش مبهم و مجهوله، يعنى منبع بيرونى مشخصى نداره. اما “ترس” بيرونى هست و عوامل تشكيل دهنده ى معلومى داره.

همچنین بخوانید:   اثرات مطالعه بر قدرت مغز

با اينكه ترس ميتونه مفيد باشه، ولى ما لزوماً براى برخوردارى از امنيت و آرامشمون نيازى به ترس نداريم…! براى مثال، ما ميتونيم با دورانديشى و آگاهى از خطرات احتمالى، بپذیریم که برخی از اونها ناشناخته یا حتى غیرقابل پیش بینی هستن و تمام تلاشمون رو برای آمادگی در برابر خطرات انجام بديم. در این صورت بيشتر انرژيمون صرف تمركز و آرامش ذهنی ميشه. اينطورى حس شهودى هم بهتر كار ميكنه.

اضطراب هم مثل ترس ميتونه تا حدى برامون مفيد باشه اما رابطه اش با كارايى و بازده ما، رابطه ى خطى نيست، يعنى فقط يك حد و ميزان مشخصى از اضطراب ميتونه باعث نتايج مثبت و مفيد برامون بشه و اگه اين ميزان بيش از حد بشه نتيجه ى معكوس ميده و کارايى فرد رو به کل مختل ميكنه. مثلاً موقع درس خوندن ممكنه كمى اضطراب داشته باشيم و همون اضطراب باعث بشه بيشتر و بهتر درس بخونيم و نمره ى بهترى هم بگيريم، اما اگه اون اضطراب، برامون مشغله ى ذهنى درست كنه و به طور مدام درگيرى فکرى داشته باشيم، موقع امتحان دچار تپش قلب ميشيم و تمرکزمون رو از دست ميديم و… در نتيجه اين نوع اضطراب ديگه مفيد نيست.

نتيجه گيرى…

پس ترس چندان هم بد نيست و مثل احساسات ديگه، بخشى از بيولوژى ماست. ترس نوعى زنگ هشدار درونى در برابر خطرهاست. اگه ما بتونيم با ذهنی آروم، نسبت به اين سیگنال ها هشیار باشیم و از پيش بينىِ وقايع خيالى و ترسناك دست برداريم، باعث ميشه انرژی، قدرت تمرکز یا سرعت بيشترى برای جنگ با عامل خطر یا فرار از اون رو داشته باشيم.

صرفاً گفتنِ جمله ى “هيچ وقت نترس!” ، هرگز به كسى كمك نكرده. بايد نسبت به این قضيه واقع بین باشیم که اتفاقات ناگوار و انواع آسيب ها در طول زندگی ممكنه برای هر كدوم از ما اتفاق بيفتن. هیچ کسى هم نميتونه ازش فرار کنه، اما در حقيقت اين “ترس تخيلى و كاذب” هست كه بیشتر از هر چيزى به ما آسیب ميرسونه. آگاهى و پذيرش، دو ابزارى اساسى در كاهش شدت و تأثير انواع ترسهاست.

همچنین بخوانید:   کنار آمدن با غم مرگ عزیزان

“لوكيوس سِنِكا” فيلسوف بزرگ اهل رم در اين مورد جمله ى معروفى داره:

 ما بيشتر از “آسيب ديدن” ترسيده ايم و ما بيش از واقعيت، از “تخيل” رنج ميبريم.

 

 

مقالات مرتبط

Lord Minerva
Lord Minerva
مترجم و علاقمند به حوزه ى روان شناسى و ماوراء
اشتراک
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
رفتن به نوار ابزار