

کرونوکینزی یا Chronokinesis به توانایی ذهن برای سرعت درک متفاوت زمان گفته می شود. به اشتباه تصور می شود که قرار است زمان را متوقف کنید و خودتان به راحتی با سرعت معمولی در بین افراد پرسه بزنید و یا در زمان سفر کنید ولی کرونوکینزی فقط تغییر در درک گذر زمان بوده و کاملا شخصی و ذهنی می باشد.
برای مثال بهتر حالت کرونوکینزی می توانید موقعیتی را در زندگی تان به یاد آورید که بسیار خسته کننده بوده و هر ثانیه به اندازه چند دقیقه می گذشته. برای مثال در صف دندان پزشکی و یا منتظر ماندن برای ملاقات با کسی این حالت زیاد رخ می دهد. در عوض وقتی لحظات شادی را پشت سر بگذارید انگار زمان عجله دارد و متوجه گذر زمان نمی شوید.

مثال های بالا نمونه های غیراختیاری تغییر سرعت زمان بودند ولی در کرونوکینزی یاد می گیرید که به اختیار خودتان درک زمان را در ذهن خود تند یا کندتر کنید.
قدم اول: تمرین و صبر
هیچ توانایی خصوصا توانایی ماورایی یک شبه به دست نمی آید و قرار نیست جادوگری در شما فوت کند و یک مرتبه همه چیز را یاد بگیرید. صبر و مداومت به تمرین از مهمترین چیزهایی است که باید در یادگیری این نوع کینزی داشته باشید.
– قدم دوم: اصلاح باور در مورد زمان
شما زمان را چه چیزی می دانید؟ گذر ساعت ها؟ آمدن شب و روز؟ اینها زمان نیستند بلکه وسیله اندازه گیری زمان هستند. مرتاضانی هستند که تا بیست و چهار ساعت مدیتیشن می کنند ولی زمان برای آنها چند ثانیه گذشته است. در عوض فردی که به تازگی به مراقبه نشسته بود به تصور خودش دو ساعت و نیم مراقبه کرده بود ولی وقتی زمان را نگاه کرد متوجه شد که فقط ده دقیقه مراقبه کرده است.
بنابراین این باور که گذر زمان وجود خارجی ندارد و برای هر شخص یک معنی متفاوت دارد را به خوبی در ذهن خود جا بیاندازید.
– قدم بعد: فرا رفتن از محدودیت ها
در یک آزمایش به گروهی از افراد پرسیده شد که به طور میانگین هر ده صفحه را در چند دقیقه می خوانند؟ آنها گفتند ۱۵ دقیقه. سپس از آنها خواسته شد که این کار را در ده دقیقه انجام دهند و حتی یک دقیقه هم به آنها زمان اضافی داده نخواهد شد. نتیجه اینکه همه آنها زیر ده دقیقه توانستند آن ده برگه را بخوانند.
این مثال در زندگی شما نیز صدق می کند. وقتی قرار است به مدرسه یا محل کارتان بروید و مدت زیادی زمان دارید همه چیز را بی حوصله و آرام انجام می دهید ولی وقتی دیر از خواب بلند شوید باز هم می توانید کارهای قبل را سریع تر انجام دهید و به خودتان فشار بیاورید تا مانند قبل به موقع حاضر شوید. با تحت فشار قرار دادن خود می توانید مرزها را کنار بزنید و بیشترین بازدهی را در کمترین زمان داشته باشید. در واقع می توانیم بگوییم که زمان نسبت به ما کند نشده بلکه ما نسبت به آن سریع تر شده ایم.
– از اولین قدم های یادگیری کرونوکینزی قدرت مشاهده اطراف است. باید روزی چند ساعت در طی انجام کارهای مختلف روزانه خود به اطراف به دقت نگاه کنید. انگار که مشاهده گر دقیق و بی طرف اطراف هستید. مشاهده این چنینی باعث افزایش سرعت پردازش زمان در مغز می شود. وقتی مغز شما با سرعت زیاد کار می کند چیزهایی که در اطراف شما هستند انگار به کندی می گذرند.
– شنیدن صدای تیک تاک ساعت
در اتاقی ساکت یک ساعت که صدای تیک تاک آن به خوبی شنیده می شود را جلویتان قرار دهید و چشمانتان را ببندید. چند دقیقه بر صدای ساعت مراقبه کنید. ممکن است گاهی فاصله بین دو صدای تیک تاک را آهسته و گاهی تند بشنوید. کم کم قدرت این را پیدا می کنید که به میل خود صدا را تند یا کند کنید.
– کنترل تنفس
افرادی که در تجربه نزدیک به مرگ به سر می برند معمولا با قطع تنفس و از حرکت افتادن بدن، احساس می کنند زمان متوقف شده و ذهن آنها شدیدا هوشیار و فعال شده. تنفس می تواند در درک ما از زمان تاثیر زیادی داشته باشد. بنابراین با کنترل ریتم تنفس می توان حس گذر زمان را تند یا کندتر کرد.
– دستکاری در ساعت
یکی از اهداف یادگیری کرونوکینزی، کند کردن زمان در ذهن برای انجام کارهای بیشتر است. یکی از این راه ها دستکاری ساعتتان است. ساعت خود را ده دقیقه جلوتر تنظیم کنید یا طوری در آن اشکال ایجاد کنید که عقربه ها سریع تر حرکت کنند. سپس به دنبال کارهای خود و برنامه ریزی بر اساس این ساعت مشکل دار بروید. حتما تعجب می کنید که چگونه توانسته اید کارهایتان را به موقع انجام دهید و اگر همان کارها را با ساعتی که زمان صحیح را نشان می دهد انجام دهید همان نتایج قبل را می گیرید.
افسانه هایی در مورد کرونوکینزی ممکن است به گوش شما خورده باشد. مثلا اینکه می توانید کاری کنید زمان واقعا در سطح جهانی کمی متوقف شود. این فرض محال است. در این صورت این وضعیت بر تک تک افراد جهان و تمام ساعت های کره زمین تاثیر می گذارد و حتی سیارات دیگر را هم درگیر می کند. اگر قرار باشد هر کس به میل خود زمان را خارج از ذهن خود و در دنیای مادی تغییر دهد در این صورت نظم جهانی به هم خواهد خورد.
واقعا ممنونم از این مقاله ارزشمند.میشه لطفا اگه امکانش هست آموزش فوتوکینزی و آمبراکینزی که مربوط به ساخت نور و سایه هست را هم در سایت ارزشمندتون قرار دهید؟
درود
در مورد آموزش کینزی ها خیلی اجازه نداریم مطلبی بذاریم. این یکی اشکال نداشت چون یه جورایی مربوط به ذهن می شد تا یه کار ماورایی عجیب.
آموزش فوتوکینزی رو من ی فایل دارم درباره اش
ببخشید یه سوال دیگه هم داشتم.در این روش میشه مثلا تلقین کنیم که هر یک ثانیه به اندازه یک ساعت برامون بگذره یا برعکس همین زمان را تند کنیم؟
درود
توی حالتی مثل خواب و رویابینی امکانش هست ولی توی بیداری اون قدر نمیشه. افرادی که توی آزمایش های تاثیر نور توی درک زمان شرکت کرده بودن (عاملی که خیلی توی ادراک زمان تاثیر داره) هم نهایتا تونسته بودن یک نیم روز رو با یک شبانه روز اشتباه بگیرن.
ممنون از شما
بیینید درسته که فرض تاثییر کرونوکینزی رو جهان خیلی محال به نظرمیاد اما در درجاتی کاملا هم منطقی هست. مثلا تصور کنید شما در اتاق زمان رو آهسته کردید. شما میگید در این حالت درک ذهن از زمان کند تر شده، و میشه اینطور نتیجه گرفت که ذهن سریع تر حرکت میکنه. اما ممکن هم هست که بشه زمان رو در بخشی از فضا دستکاری کرد. یعنی فقط زمان این اتاق اهسته بشه، سریع بشه یا از حرکت وایسته. کاملا منطقی بود این فرضیه ام برام، چون زمان هم نسبی هست و انیشتین ثابتش کرده 🙂 ولی تنها مشکل و… بیشتر »
درود هر چیزی توی عالم ممکنه رخ بده و انسان میتونه معجزات زیادی کنه. مثلا سفر در زمان هم می تونه امکان پذیر باشه. اما وقتی می گیم چیزی غیرممکنه یعنی که یه فرد عادی بخواد روش وقت بذاره آیا می تونه به راحتی بهش برسه؟ آیا تمرینش ارزش وقت گذاشتن رو داره؟ بعضی توانایی ها اون قدر سخت به دست میان و نتیجه خاصی هم ندارن که اگه فرض بگیریم بهش نمی رسیم خودمون رو راحت کردیم و می تونیم روی چیزای مفید دیگه وقت بذاریم. مثلا حتی تله کینزی ساده هم توانایی سختی هست. نتیجه ای هم که… بیشتر »