

متاسفانه برخی از افراد به اشتباه تصور می کنند اطلاعات و طرز فکری که در مورد بقیه دارند ناشی از توانایی غیب گویی آنها است در حالی که چیزی جز پیش داوری و فرافکنی و اتهام به آنها نیست.
برای مثال فردی را میشناختم که مدتی تمرینات ماورایی انجام می داد و دائم به کلاسهای مختلفی برای تقویت مهارت های غیب بینی خود می رفت…چند سال شدیدا کار کرد و به موفقیت هایی هم رسید…متاسفانه از اختلال شخصیت پارانوئید رنج می برد. به طور خلاصه پارانوئید حالتی است که شخص تصور می کند همه بد او را می خواهند و شب و روز علیه او توطئه می کنند و در حال خیانت هستند. چنین افرادی به شدت شکاک و بدبین هستند و نمی توانند به کسی اعتماد کنند.
چون او تصور می کرد به غیب بینی دست پیدا کرده بنابراین هر تفکر بیمارگونه و قضاوت منفی که در ذهنش نسبت به افراد پیدا می کرد را درست تصور می کرد و کاملا مطمئن بود که ذهن آنها را خوانده و می داند که فلان افراد فامیل دشمن او هستند…این در حالی بود که آن افراد زندگی و بدبختی های خودشان را داشتند و بیکار نبودند برای او نقشه بکشند خصوصا که برایشان هم فرقی نمی کرد او اصلا وجود داشته باشد یا خیر…

نتیجه این شد که فرد پس از مدتی کاملا منزوی شد و کارش به روانپزشک کشید. او حتی تصور می کرد روانپزشک هم بد او را می خواهد و دشمن خیالی اوست…هر چند که این حالت در افراد پارانویید عادی است ولی قضیه این فرد کمی متفاوت بود….او تصور می کند غیب گو است و این افکار ناشی از ذهن بیمارش نیست و از عالم غیب به او الهام شده…بنابراین هیچ وقت شک نمی کرد که ممکن است اتهامات او اشتباه باشد…او از همه فرار می کرد و از افراد عادی و حتی دوست، دشمنان زیادی در ذهنش ساخته بود.
نمونه چنین افرادی به ما یاد می دهد که اولا قبل از اینکه وارد حوزه ماورا شویم ابتدا بیماری ها و اختلالات روانی خود را بشناسیم. این کار باید در نهایت صداقت صورت بگیرد….کتمان آن احترام به خودمان نیست…نیازی هم نیست خودمان را سرزنش کنیم که چرا بیماریم…برخی از انواع اختلالات و بیماری های روانی زمینه ژنتیکی داشته و به اتفاقات تلخ دوران کودکی هم باز می گردند بنابراین ممکن است تقصیر ما نباشد که مبتلا به چنین دردهایی هستیم ولی اینکه برای درمان آن نکوشیم صد در صد تقصیر ماست….البته نبود روانشناسان و روانپزشکان دلسوز و باسواد هم می تواند به دلسردی افراد نسبت به درمان خود بیانجامد…متاسفانه درمان گرانی هستند که حتی به حرفهای بیمار خود هم گوش نمی کنند و مشت مشت قرص بی ربط برای او تجویز می کنند….
افرادی که از مواردی چون اسکیزوفرنی و پارانوئید رنج می برند بهتر است فاصله خود را از تمرینات غیبی کمی زیاد کنند زیرا می تواند موجب پیچیده تر شدن مشکل آنها شود.
یک سری از افراد هم در حد یک بیمار پارانوئید اوضاع وخیم ندارند ولی عادت دارند خیلی سریع در مورد افراد قضاوت کنند و افکار منفی و زشت خود را به آنها فرافکنی کنند. حالا کافی است برچسب توانایی ماورایی و تله پاتی هم به آن بخورد تا کاملا باور کنند که افکار مریض آنها درست است. اگر فکر می کنید این قدر دقیق می توانید فکر بقیه را بخوانید چند عدد کاغذ بردارید و اعداد یک تا ده را روی آن بنویسید. کاغذها را مخلوط کرده و بدون اینکه به اعداد نگاه کنید سعی کنید با قدرت ماورایی و غیب گویی خود بتوانید بگویید که در پشت هر کاغذ چه عددی است؟ اگر خیلی کم توانستید حدس بزنید در این صورت به خودتان بگویید من که حتی نمی توانیم چند تا عدد را درست حدس بزنم پس چگونه ادعا دارم که افکار و نیتهای پیچیده افراد را متوجه می شوم؟ آیا در مورد آنها پیش داوری و قضاوت نمی کنم؟
البته قضاوت سریع در برخی جاها خصوصا در مواقعی که می تواند احتمال خطر را برای ما کم کند کار خوبی است. برای مثال شما نیمه شب در خیابان خلوتی هستید. فردی با ظاهری ژولیده و ترسناک به شما نزدیک می شود. شما وقت ندارید ببینید آیا این فرد دزد و مهاجم است یا قدیسی است که خود را به شکل ژولیده در آورده تا درس معنوی به بقیه دهد. عاقلانه ترین کار این است که پا به فرار بگذارید تا از جان خود حفاظت کنید چون یک سری موقعیت ها شناخته شده هستند و احتمال اینکه حدستان درست در بیاید بالا است و ضرری هم نمی رساند اگر آن تصمیم عجولانه را بگیرید…ولی اینکه در اوقات عادی روز هم به همه انگ و برچسب عجیب و غریب بزنیم و ادعا کنیم عقل کل هستیم و این اطلاعات از غیب به ما رسیده حالتی مضحک است و بهتر است روی رفتارهای خود بیشتر تعقل و اندیشه کنیم…
سلام گرامی
موضوع مورد اشارتون بسیار مهم و دردناکه.امان امان امان از گیر این افراد افتادن.داغونت میکنن