قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
کمک کردن
چرا کمک کردن به دیگران می تواند زندگی شما را بهبود ببخشد؟
سپتامبر 5, 2018
سایکوکینزی
سایکوکینزی غیرارادی
سپتامبر 5, 2018

استقلال زنان | دلیل وابستگی زنان به مردان

استقلال زنان

استقلال زنان

استقلال زنان | دلیل وابستگی زنان به مردان

آیا شما خانمی هستید که خوشبختی نهایی را در ازدواج می بینید؟ آیا احساس می کنید با آمدن شاهزاده سوار بر اسبتان از تمام مسئولیت های زندگی خلاص می شوید و او عهده دار زندگی شما می شود؟ آیا تصور می کنید با ازدواج می توانید از زیر بار مسئولیت و کار کردن در محیط جامعه خلاص شوید و تنها به آشپزخانه پناه ببرید؟ آیا هدف نهایی خود را بزرگ کردن فرزندان و خدمت به همسر می دانید؟ آیا نمی خواهید همچون مردان دست به اقدامات ریسک پذیر در جامعه بزنید؟

اگر تصورات شما این چنینی است شما یک زن کاملا معمولی مانند میلیونها زن در سراسر جهان از ژاپن گرفته تا آمریکا و کشورهای دیگرید ولی مانند بقیه بودن یعنی تجربه درد مشترک آنها و آن هم عدم استقلال زنان…

مطالب زیر از کتاب بسیار ارزشمند عقده سیندرلا نوشته کولت داولینگ برگرفته شده و چنانچه از چکیده آن خوشتان آمد می توانید به کتاب اصلی مراجعه کنید تا با نمونه صدها زن که تجربه شما و آرزوهای شما را داشته اند بیشتر آشنا شوید.

زنان از کودکی چنین بار می آیند که باید مادر یا همسری خوب باشند و برخلاف مردان در کارهای خطیر اجتماعی شرکت نکنند. حتی زنانی که تا دوره ای از زندگی شان فردی جسور و پرشور اجتماعی بودند بعد از ازدواج و وابستگی به همسر (از لحاظ مالی یا عاطفی) تمام آرمانها و بلند پروازی های خود را فراموش کرده و به خانمی خانه دار که خوب می داند چگونه غذا بپزد و رخت ها را تمیز کند تبدیل می شود. حتی بسیاری از زنانی که از آی کیوی بسیار بالایی برخوردار بودند و امید می رفته دانشمند برجسته بعدی جامعه باشند پس از ازدواج تنها به یک خدمتکار خانگی تبدیل شده اند و همه مسئولیت ها را به گردن همسر خود انداخته اند.

این گونه زنان خانه دار تنها وقتی به خودشان می آیند که یا همسرشان از آنها طلاق بگیرد و یا فوت کند. سپس وحشتی عجیب وجود آنها را می گیرد و می گویند چه کسی قرار است مخارج ما را بدهد؟ از این پس به چه کسی تکیه کنیم؟ حتی این وحشت ممکن است قبل از طلاق یا از دست دادن شوهر هم در آنها مشاهده شود و شبها با اضطراب از خواب بلند شوند و بگویند که به راستی قرار است سرنوشت ما چه شود؟ اگر همسرم ترکم کند چه؟ بنابراین از ترس از دست دادن او، خودشان را فدا می کنند و سعی می کنند بیش از توانشان در خانه کار کرده و حتی از خرید وسایل شخصی امتناع کنند تا دل شوهرشان را به دست بیاورند. آنها حتی استقلال این را نداشته که به راحتی خرج کنند و با دوستانشان بیرون روند. کوچکترین مخالفت در برابر دستورات شوهر مساوی است با تهدیدی در امور مالی یا عاطفی.

اما چرا زنان عادت دارند به یک مرد وابسته باشند؟

این به تربیت کودکی آنها بر می گردد. زمانی که دختربچه از سنین کودکی دچار بحران می شود والدین بیش از حد نگران می شوند. اگر او گریه کند فورا دور او جمع می شوند. اگر او زمین بخورد با چشمان نگران نگاهش می کنند ولی در مورد فرزند پسر این حالات کمتر دیده می شود. اگر فرزند پسر گریه کند ممکن است والدین او تعجب کنند و بگویند مرد که گریه نمی کند و باید قوی باشد. اگر زمین بخورد زمین خوردنش عادی بوده و تصور می کنند چون پسر است پس باید قوی باشد.

کم کم پسر یاد می گیرد که گریه ها و ناله های او چندان مورد توجه نیست و باید خودش فکری به حال خود کند. ولی دختر یاد گرفته است که با کمی ناله و عجز می تواند توجه والدین را به خودش جلب کند. پس او نیاز به حامی دارد. او حس می کند خودش نمی تواند روی پایش بایستد. حتی اگر او تبدیل به زنی بالغ شود انتظار حمایت را از دیگران به ویژه جنسیت مرد دارد زیرا آنها را قوی تر و مستقل تر می بیند. او دنباله راه کودکی اش را می گیرد ولی این بار قرار است شوهر جای والدین او را بگیرد.

ولی تا زمانی که این حامی را پیدا نکرده باشد سخت در تلاش و تکاپو است و راحت تر می تواند کارهایی که دوست دارد را انجام دهد و در فعالیت های اجتماعی بدرخشد. وقتی ازدواج کرد انگار که دیگر مسئولیت او در جامعه به پایان رسیده و خودش را از استرس اجتماعی خلاص کرده است. زنان تمایل زیادی برای بلندپروازی ندارند زیرا خود را در مقایسه با مردان ضعیف تر حس می کنند. آنها معمولا حتی اگر دارای ضریب هوشی بالایی باشند سعی می کنند خود را در شغلهای درجه پایین جامعه جا کنند و به کارمندی و دفترداری راضی می شوند.

ولی مردان این طور نیستند. اعتماد به نفس آنها شگفت انگیز است. حتی اگر قرار باشد کاری را برای بار اول در یک شرکت بزرگ انجام دهند به راحتی اطلاعات مورد نیاز خود را جمع کرده و طرحها و ایده هایشان را بیان می کنند و از فردا شروع به کار می کنند. در چنین موقعیتی زنان یا از زیر کار فرار کرده و یا دچار استرس شدید می شوند زیرا خودباوری کمی دارند. حتی اگر موفقیت هم بشوند تصور می کنند یا شانس آورده اند یا کار راحت بوده. ولی اگر موفق نشوند همه تقصیرها را گردن خود می اندازند

و حس عذاب وجدان را وظیفه خود می دانند در حالی که مردان معمولا منشا مشکلات را در بیرون از خود می بینند و به ندرت خودشان را مقصر فرض می کنند.

حتی زنان موفق سعی می کنند خودشان را در پشت مردانی که خیلی هم از آنها با تجربه تر نیستند پنهان کنند. آنها باید خیالشان راحت باشد که مردی پشت آنها است و خودشان دنباله رو مردان هستند. به همین دلایل است که معمولا تعداد دانشمندان و افراد موفق سیاسی اجتماعی مذکر چندین برابر جنس زن است و این تفاوت آماری به خاطر حس ضعف درونی زنهاست وگرنه یک زن از لحاظ هوشی و عملکردی می تواند از مردان هم بهتر عمل کند ولی تردیدهای شخصیتی در آنها مانع از شکوفایی کامل استعدادهایشان می شود.

اگر هم زنی قصد بلند پروازی داشته باشد در چشم دیگران عجیب جلوه می کند. مردم ممکن است او را فردی مغرور و با اعتماد به نفس زیاد تصور کنند. نه تنها به تشویق او نمی پردازند بلکه ممکن است به او حس حسادت و تنفر داشته باشند زیرا او زنی نیست که با معیارهای زن سنتی همخوانی داشته باشد. چنین زنی زن خانه نیست…

 

استقلال زنان

 

پس زنان چه کار کنند؟

خانه داری نمی تواند روح یک زن را ارضا کند. نه تنها روحش بلکه حس استقلال مالی او را. حتی اگر همسرش فردی ثروتمند باشد ممکن است چیزی را به نام زن نکند و با کوچکترین بهانه ای هم از او جدا شود. بنابراین زنان نیاز به کار و فعالیت اجتماعی دارند. بسیاری از زنان از این کار متنفرند و حس می کنند داشتن شغل یعنی کار زور و اینکه نباید با وجود شوهرشان به امورات خارج خانه رسیدگی کنند. ولی این شغل تنها برای استقلال مالی خودشان است تا نه تنها بتوانند به راحتی و بدون نگرانی از چشم غره شوهر پول خرج کنند بلکه پس اندازی برای آینده داشته باشند تا اگر همسرشان هم بلایی سرش آمد خودشان بتوانند عهده دار زندگی خود و فرزندانشان باشند. پولی که در می آورند حق خودشان است و نباید همه آن را با همسر تقسیم کنند. درست همانطور که یک مرد هم دار و ندارش را به نام زن نمی کند. در ضمن اگر مرد جدا شود به راحتی گلیمش را از آب بیرون می کشد ولی زن چه طور؟

اگر قرار باشد زن و مرد هر دو کار کنند چه کسی به کار خانه و تربیت فرزندان رسیدگی کند؟ متاسفانه اکثر زنان با وجود آنکه به اندازه همسرشان کار می کنند و درآمدشان با آنها یکی است ولی همچنان تمایل دارند کار منزل را هم خودشان انجام دهند و مردها در جلوی تلویزیون بنشینند و استراحت کنند. زنها با اینکه شاید از این ناعدالتی معترض شوند ولی از درون، خانه داری را وسیله جلب عاطفی شوهر می دانند و می خواهند او راضی باشد هر چند به قیمت خستگی روحی و جسمی خودشان تمام شود. بهتر است کارهای خانه بین زن و شوهر تقسیم شود تا هیچ کدام احساس مورد ظلم بودن را نداشته باشند.

زن موفق در زندگی زناشویی زنی است که ازدواج مانع بلندپروازی های او نشود و شوهرش را بت خود نکند. مردان هم در زندگی دچار اشتباه می شوند. آن وقت زنان از خود می پرسند پس چرا دارند به چنین شخصی تکیه می کنند؟ زن موفق قرار است شریک زندگی همسر باشد و نه برده و مطیع او. چنین زنی که قادر است هم تامین مالی خود را انجام دهد و هم بخشی از وظایفش را در خانه برعهده گیرد و بقیه امور مالی و خانه را با مرد تقسیم کند، احساس خوشبختی و استقلال کرده و به راستی هم می تواند همسرش را دوست داشته باشد. نه او انتظارات بیجایی از شوهرش دارد و نه مرد او را تحت فشار قرار می دهد.

دیگر از زمان عصر حجر گذشته که زنان به دلیل ضعیفی جثه قادر به جنگیدن با حیوانات درنده نبودند و مردان باید از آنها محافظت می کردند. اکنون در عصر جدیدی هستیم که مشاغل مختلف می تواند توسط هر دو جنس زن و مرد انجام شود منتها رسیدن به درجات بالای شغلی برای زنان نیاز به تحول اساسی در باورها و میزان اعتماد به نفس آنها دارد. بسیاری از زنان حتی در گفتگوهای جدی کاری فورا احساسات را دخیل کرده و دچار خشم و استرس و حتی ناتوانی می شوند و ممکن است اشک هم بریزند. خوشبختانه در دهه های اخیر شاهد پیشرفت چشمگیر حضور زنان در فعالیت های اجتماعی هستیم و امید است که بتوانند به چنان خودباوری برسند که به راحتی در راس مشاغل مهم قرار گیرند و تعداد آنها هم بیشتر شود و تنها شاهد نمونه های کم و استثنایی نباشیم.

نیلوفر
نیلوفر
- دانشجوی روانشناسی بالینی و مترجم. - وظایف: مشارکت در ترجمه مقالات ماورایی و روانشناسی برای سایت - علایق: علوم ماورا و مراقبه، روانشناسی بالینی، فلسفه، روانشناسی عمومی، قانون جذب، شمنیسم، عرفان و ...
اشتراک
اطلاع از
4 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین
Inline Feedbacks
View all comments
علی
مهمان
علی
4 سال قبل

تنها ناراحتی من در مورد مبحث ارتباطی بین افراد این است که برای مثال یک مردی کار ناپسندی میکند در عموم و افراد شبیه آن….اکثرا فکر میکنند که این تو ذات تمامی مردها هست و همه به این صورت در واقع خلق شده اند یعنی همشون به خاطر مرد بودنشون کثیف هستند متاسفانه و همینطور برعکس مردهایی هم هستند که وقتی یک خانمی برای مثال کاری ناپسند در اجتماع انجام داد کل پسرها و مردهاو…فکر میکنند کل خانم ها هم ذاتی همینجوری هستند(کل اینها طرز فکر افراد نآگاه هستش و هیچی از انسان بودن نمیدانند)….به قرآن همه یک شکل نیستند… بیشتر »

Sara
مهمان
Sara
4 سال قبل

ممنونم از مطالب خوبتون،
ولی اگه مردی به همسرش اجازه ی کار کردن رو هم نده و کلا خیلی محدودیت داشته باشه،چی؟

DarkSpirit
عضو
1 سال قبل

ملیون ها سال مرد ها اینطور تکامل پیدا کردن که مدام توی جنگ و سیایست و شکار باشن و زنها توی خونه
پس اگه بخوایم حساب کنیم، زنها برای اینکه به درجه الان مردها برسن باید میلیون ها سال دیگه مثل مردها کار کنن تا تکامل پیدا کنن
چون خانمها کارهای پشت میز نشینی و مدیریتی رو واسه خودشون میخوان ولی وقتی بحث کشیده میشه به کارهای سختی مثل سربازی و کارگری و… خودشونو مظلوم نشون میدن و میگن این کار برای مردهاس

سینا تقی نژاد (مسئول روابط عمومی)
ادمین
Reply to  DarkSpirit

سلام
DarkSpirit عزیز، من اطلاعات زیادی در این مورد ندارم و فقط می توانم بگویم که در بعضی کشورها، خانم ها هم جذب سربازی و ارتش می شوند. ولی در مورد بازی کردن گیم می توانم بگویم که پسرها معمولا بهتر هستند 😀 ولی خانم های گیمر خوب هم دارند زیاد می شوند

رفتن به نوار ابزار