

شرم بر تو! خجالت بکش…
تا به حال چند بار مشابه جمله بالا را در زندگی خود خصوصا دوران کودکی شنیده اید؟
در دوران کودکی معملمان ما را به خاطر انجام کارهای شوخ، مورد شرمساری و ملامت قرار داده اند و مشابه این کار توسط والدین و افراد دیگر چه به صورت ارادی و چه ناآگاهانه انجام شده است. احساس شرم مسلما حس خوبی نداشته ولی این شرمندگی موقتی بوده و سریعا برطرف شده است.
البته برخی معتقد هستند که شرمسار کردن دیگران یک ابزار مفید است چون باعث می شود نظم در جامعه برقرار شود و از انجام کارهای بی ربط و آشوبگرایانه که به دیگران صدمه می زند جلوگیری کند.
در حالی که احساس شرم یک چیز عادی است (و شدیدا دردناک است) ولی اگر آن را در داخل خود حمل کنیم و توجه بسیاری به آن معطوف کنیم در این صورت حالت غیر طبیعی و شدیدا مخربانه به خود می گیرد.
اصطلاح شرم سمی یا مسمومانه برای اولین بار توسط روانشناسی به نام سیلوان تامکینسین در سال های ۱۹۶۰ معرفی شد. بر عکس شرمندگی عادی، شرم سمی در ذهن ما رخنه کرده و به عنوان بخشی از شخصیت ما می شود. به عبارت دیگر شخصی که از شرم سمی رنج می برد احساس طولانی مدت بی ارزش بودن، اعتماد به نفس کم و … دارد. همه اینها به خاطر این است که او عمیقا از درون احساس شرمسار بودن و یا بد بودن دارد.
شرم سمی معمولا در دوران کودکی، بیشتر تاثیرگذار است. برای مثال پدر و مادر ما شاید دائما به طور فیزیکی ما را تنبیه کرده و یا به طور زبانی گفته اند که چه قدر ناامید کننده و باعث شرمندگی هستیم. همچنین شرم سمی می تواند توسط معلمان و دوستان مدرسه در ما رخنه کند. البته راه های دیگر هم برای تجربه شرم سمی است مثل انواع سوء استفاده هایی چون تجاوز محرمان و نامحرمان و یا سایر توهین های جنسی که می تواند ریشه ما را از زندگی واقعی قطع کند.
البته در موقعیت های دیگر زندگی مثل طرد شدن از سوی افراد مختلف، تحقیر در محل کار و یا توسط شریک زندگی، مورد سوء استفاده قرار گرفتن در روابط عاطفی و … می تواند شرم سمی را در فرد تقویت کند.
شرم با احساس گناه تفاوت اساسی دارد و نباید آنها را یکی دانست.
احساس گناه یعنی متاسف بودن برای چیزی که انجام داده اید.
ولی احساس شرم یعنی متاسف بودن در مورد اینکه چرا چنین شخصی هستید.
شرم سمی هم یعنی اینکه به طور همیشگی از آنچه که هستید شرمسار باشید.
افرادی که شرم سمی دارند در رنج بزرگی به سر می برند. این درد نه تنها در سطح روان آنها دیده می شود بلکه حتی روی بدن آنها نیز تاثیر می گذارد. برای مثال حالت ایستادن، راه رفتن و صحبت کردن نیز تغییر می کند. داشتن شرم سمی به انسان اجازه بروز تمام توانایی ها و حس خوب نسبت به تجارب بزرگ را نمی دهد.
اگر شما مبتلا به شرم سمی باشید این علائم ممکن است در شما دیده شود:
– به یادآوری ناگهانی خاطرات شرم آور و وحشتناک از قبل
– بدبینی نسبت به اطرافیان حتی اگر سعی کنند رفتار خوبی با شما داشته باشند
– اعتماد به نفس پایین و دست کم گرفتن خود
– بی ارزش دانستن خود
– عدم توانایی در ارتباط با دیگران خصوصا در بحث رفع نیازها
– ترس از تکرار موقعیت های شرم آور
– حس فریب دادن افراد
– داشتن شخصیت محافظه کارانه یا خشمگین برای دفاع از خود
– پرداختن به مشاغل و موقعیت های ناراضی کننده
– کمال گرایی
– سعی در خوشنود کردن دیگران (تا احساس ارزش کند)
– احساس احمق بودن و دوست داشته نشدن
مسلما زندگی در حالتی که احساس می کنید بی ارزش، بی لیاقت و دوست داشتنی نیستید بسیار سخت است. بنابراین بهتر است هر چه زودتر راه کارهایی را برای درمان شرم سمی که در زیر به تعدادی از آنها اشاره شده پیدا کنید.
ابتدا به مدت ۱۰ یا ۱۵ دقیقه در حالی که ریلکس هستید به تصویر خود در آینه نگاه کنید. اجازه دهید تمام احساساتی که نسبت به خود دارید به سطح آگاهی تان بیاید. ممکن است از خود متنفر باشید و احساس خجالت و شرم کنید و حتی گریه کنید. اجازه دهید تمام احساسات منفی شما تخلیه شوند. سپس می توانید جملاتی زیبا مثل “من تو را دوست دارم” و یا “تو با ارزش هستی” را به خود بگویید و تغییرات روحی را مشاهده کنید.
یک دفترچه شخصی بردارید و تمام احساسی که نسبت به خود دارید را یادداشت کنید. از هیچ حرفی خودداری نکنید و اجازه دهید تخلیه شوید. رفته رفته از میزان خشم و نفرت به خود کم شده و محبت و عشق به خود جای آن را می گیرد.
معمولا شرم سمی می تواند ریشه در وقایع تلخ کودکی داشته باشد. بنابراین با روش های شفادهی کودک درون می توانید بسیاری از آلام درونی مربوط به شرم سمی را ریشه کن کنید و والد خوب و محافظت کننده برای کودک درون خود باشید.