

من قبلا دوره های انرژی درمانی میرفتم و میدونم انرژی که میگن چه حسی داره ولی به نظرم انرژی که از خدا و نماز میگیرم خیلی بهتر از اونه. آرامش بیشتری بهم میده و همراه با معنیه. تازگیا موقع نماز خوندن خیلی سبک میشم و حس عشقی که به خدا پیدا میکنم باعث میشه حالتهایی رو حس کنم که فکر میکنم اگه برای کسی نگم بهتر باشه. اونایی که خودشون حالت منو تجربه کردن میدونن چی میگم اوناییم که تجربه نکردن ممکنه فقط مسخره کنن یا حسادت بخوان بکنن و بگن از خودم دراوردم.
برعکسشم هست یعنی وقتی نماز نمیخونم حس سنگینی و عذاب زیادی دارم و خیلی قلبم میشکنه که چرا دیگه عشق خدا رو احساس نمیکنم. به خاطر همین همیشه لحظه شماری میکنم که موقع اذان شه و برم عبادت.
چون عادت کردم صبح زود بلند شم برای نماز به خاطر همین هر خوابی میبینم یادمه و بیشترشون رو هم میتونم کنترل کنم ولی نمیدونم چرا نمیتونم جاهای زیارتی مقدس برم انگار روحم سنگینه هنوز.
یکی از کارهای دوست داشتنی که موقع رویابینی انجام میدم دعا کردن برای بقیس و همون موقع انرژی رو حس میکنم که از طرف خودم به اونها میره. هر چی بیشتر این کار رو میکنم احساس سبکیم بیشتر میشه.
یه بار خواب موندم و با وحشت از خواب بلند شدم. فقط یادمه خوابم پر از غول و شیطان بود. دیدم ظهر شده و هر دو نمازام قضا شدن خیلی ناراحت شدم و تا شب این غصه باهام بود. دیگه خودمو نبخشیدم. دوستام میگن وسواس دارم و نباید این قدر نا امید شم ولی من خیلی عذاب وجدان گرفتم که خوابم برد. اون قدر حس سنگینی پیدا کردم که دیگه رویابینی هم نمیتونم بکنم.
نویسنده: رویا
خیلی خوبه که به حس عاشقی خالص با خداوند پی بردید و حتی برای این نعمت عظیم معنوی دچار عادت شدید….عادتی که به سرچشمه حقیقت های محض میرسد….
اصلا هم وسواسی نیستی…به حرف بقیه گوش نکن…ببین درونت چی میگه
علت این که پیشرفتتون متوقف شد و سقوط کردید این بود که شما تصور کردید که به سطح بالایی از معنویت رسیدید و خدا به شما نگاه ویژه ای داره (در حالی که اینطور نیست خدا در حدیث قدسی میفرمایند:اگه کسانی که به من پشت کردند و از من روبرگردانده اند میدانستند چه قدرمشتاق انان هستم از شدت شوق جان میسپردند) خودتون رو از بقیه برتر ندونید(ممکنه در اعماق وجود شما این اعتقاد وجود داشته باشه و به اون اگاه نباشید یادتون باشه تلقین شاید نتونه ذات ادم ها رو درست کنه ) که این یعنی تکبر و کسی هم… بیشتر »
احساس میکنم ضعفی در شما بوده که به لطف خدا عیان شده و متوجه اش شدید…همون بحث غرور…بدترین گناه ناامیدی و عدم بخشش خودتون و احساس گناه هست و شیطان معمولا از همین راه وارد میشه که بنده رو از رحمت خدا ناامید کنه..در داستان آفرینش انسان فرق شیطان و انسان همین بود ..هردو خطا کردن یکی (شیطان)به واسطه غرور توجیه کرد که من بهترم و در نهایت گفت خدایا تو بودی که منو به گناه انداختی و به لجبازی این کار همه رو منحرف میکنم و در توبه و بازگشت رو به روی خودش بست و دیگری(آدم)بعد خوردن میوه… بیشتر »