

در این پست به تاریخچه کوتاهی از هر دو نوع شیطان پرستی یا Satanism به مفهوم ۱- آزادی نفسانی انسان و استفاده نمادین از شیطان بدون اعتقاد به موجودیت ابلیس و ۲- اعتقاد به موجودی به نام ابلیس یا ستن (Satan) و عبادت و همراهی با او، پرداخته می شود. در قسمت بعدی، جزئیات بیشتری در مورد انواع شیطان پرستی و نحوه پیدایش آنها نگارش می شود.
جامعه شناسی به نام موسیو اینتروویگن در تعریف شیطان پرستی چند مورد را لحاظ کرده است:
– اطاعت از شخصی به نام ابلیس یا لوسیفر که در انجیل اشاره شده است (البته او از دیدگاه مسیحیت گفته است و الا در اسلام هم چنین موجودی وجود دارد).
– وجود گروهی سازمان یافته با حداقل سازماندهی و وجود سلسله مراتب
– انجام مراسم و نیایش
از دیدگاه او هر سه عامل بالا باید وجود داشته باشند تا چیزی به نام شیطان پرستی یا ستنیسم شکل بگیرد. اینکه افراد آن گروه، شیطان را موجودی واقعی با موجودی نمادین می دانند مهم نیست. یعنی همه شیطان پرستان به خود ابلیس به عنوان یک هویت زنده و موجود اعتقاد ندارند و فقط آن را سمبل و نماد بر علیه تعلمیات مسیحیت یا سایر ادیان الهی می دانند.
البته مفاهیمی مترادف شیطان پرستی در زمان های دور هم وجود داشته است و تقریبا هر جامعه ای معتقد به نیروهای خیر و شر بوده است. برای مثال در یک جامعه بدوی، گروهی از افراد تحت نام جادوگر، کارهای شرورانه از جمله نفرین، جادوی سیاه و قتل را انجام می دادند و تنش های درون قبیله ای را بالا می بردند. اینها از نیروهای شر محسوب شده و افراد دیگر جامعه سعی در مقابله با اقدامات شیطانی آنها داشته اند.
ولی تعریف بالا برای شیطان پرستی واقعی کافی نیست. در شیطان پرستی، نیرویی مشخص، شیطانی و جهانی می تواند موجب شود که دو نیروی کاملا مجزای خیر و شر در جهان دیده شود. برای مثال از اولین نشانه های تاریخی وجود نیروی مشخص شر (به جز آنهایی که در ادیان ابراهیمی اشاره شده)، همان اهریمن در دین زرتشت است.

همیشه این ماهیت ابلیس از داخل خود متون دینی شناخته نشده است بلکه برای مثال وقتی که مسیحیت به اروپا، شمال آفریقا و … گسترش پیدا کرد با آیین های دیگری تقابل کرد که در آن خدایان مونث و مذکری را می پرستیدند و پاگان بودند. مسیحیان بر این عقیده بودند که خدایانی که آنها می پرستند موجوداتی معنوی نیستند بلکه شیاطین هستند. البته آنها می دانستند که این افراد به طور عمدی، شیطان پرستی نمی کنند و در جهل گرفتار شده اند. گروه هایی هم بودند که اقدامات مشخص شیطان پرستانه مانند انجام زنای محارم، قتل کودکان و آدم خواری را مرتکب می شدند که مشخصا شیطان پرست بودند.
در قرون وسطی، گروهک های بیشتری پدید آمد که مشکوک به شیطان پرستی بودند. برای مثال می توان به شوالیه های معبد اشاره کرد که بتی به نام بافومت یا Baphomet را به همراه لوسیفر که به شکل گربه ای در مراسم آنها حاضر بود می پرستیدند.
علاوه بر جهان مسیحیت، ادعاهایی نیز در مورد جامعه یهودی اروپایی بود. برای مثال در قرن ۱۳ میلادی، گروهی از شیطان پرستان به سرپرستی یک زن که امید داشت قوانین ابلیس را در بهشت ببیند تا قرن ۱۴ فعالیت می کردند. البته برخی مورخان معتقدند که این گروه اصلا وجود نداشته است.

در اواخر قرون وسطی، نزاع هایی بین مسیحیت کاتولیک و پروتستان به وجود آمد و هر دو یک دیگر را به طور عامدانه در همراهی با شیطان مقصر می دانستند. از آنجا بود که اصطلاح ستنیست یا ستنیسم به وجود آمد. در تاریخ گاهی نیز بین فعالیت های جادوگرانه و شیطان پرستانه نیز تشبهاتی صورت گرفته است. برای مثال در قسمت هایی از ایتالیای شمالی و فرانسه هزاران نفر به عنوان جادوگر شیطانی مورد محاکمه قرار گرفتند. طبق نظر تاریخ دانان بیشتر آنها بی گناه بودند و دخالتی در پرستش شیطان نداشتند. البته تعدادی از تاریخ دانان نیز بر این باور هستند که چون این جادوگران از قدرت خود برای آسیب به دیگران استفاده کرده اند بنابراین نوعی مراسم شیطانی به پا کرده اند.

در سودان قرن ۱۷، عده ای از راه زنان و قانون شکنانی که در جنگل ها زندگی می کردند گزارش کرده اند که برخی از قاضی ها به ستایش شیطان مشغول بوده اند چون اعتقاد داشتند ابلیس یا ستن، راه حل های کاربردی بیشتری نسبت به خدا به آنها ارائه می کند.
در قرن ۱۸، گروهک های مختلف اجتماعی شروع به شکل گیری در برخی از کشورهای اروپایی کردند. مهم ترین آنها کلوب هل فایر در سال های مربوط به ۱۷۲۰ بود که شکلی از شیطان پرستی در آن دیده می شد به این صورت که مفاهیم مسیحیت به سخره گرفته می شدند و نوشیدنی به سلامتی شیطان نوشیده می شد. البته شرح دقیقی از وقایع مربوط به آن در دسترس نیست و به نظر می رسد کار اعضای این کلوب نوعی سرگرمی شیطانی و نشان دادن شهامت برای سنت شکنی بوده است و اعضای آن اعتقادی به وجود خود شیطان نداشتند.
در زمان انقلاب فرانسه عده ای از کشیشان مسیحی ادعا کردند که افراد زیادی جذب فعالیت های شیطان پرستانه شدند و شامل افراد مختلفی از جمله فال گیران تاروت تا ژاکوبن ها که در پیروزی انقلاب فرانسه نقش داشتند می شدند. فرد دیگری به نام الکسیس بربیگویر به این گمانه زنی ها دامن زد و در کتاب خود نوشت که شیطان پرستان دارای قدرت های ماورایی هستند که به آنها اجازه می دهد مردم را نفرین کنند و خود آنها نیز به شکل گربه یا موجودات پرنده در بیایند. اگرچه ادعاهای او کمی دیوانه مانند بود ولی ایده های او توسط برخی افراد ماورایی مورد استقبال قرار گرفت و یکی از کابالیست ها به نام استانیسلاس د گوئیتا از آنها به عنوان اساسی برای کتاب خود به نام معبد شیطان استفاده کرد.
کتاب های مختلفی در اوایل قرن ۲۰ در مورد امکان وجود شیطان پرستی نوشته شد از جمله کتاب هایی که توسط رولو آحمد تالیف شد و در آن ادعا گشت که گروه های شیطان پرستی هنوز هم در سراسر جهان فعال هستند و جادوی سیاه تمرین می کنند. البته آنها شواهد خاصی برای ادعاهای خود نیاوردند. در سال های مربوط به ۱۹۵۰، برخی از روزنامه های بریتانیایی این شواهد را از روی گفته های زنی به نام سارا جکسون که ادعا کرده است سابقا عضو چنین گروه های شیطان پرستی بوده است جمع آوری کردند.
در سال ۱۹۷۳ دورین ایروین نوشتاری به نام از جادو به مسیحیت را چاپ کرد و در آن به زنی اشاره کرده که عضو گروهی شیطان پرستی بوده و توانسته بود قدرت های ماورایی از جمله معلق ماندن در هوا را کسب کند. البته بعدا این زن توبه کرد و به مسیحیت رو آورد.

در سال های بین ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مبلغان مسیحی زیادی از جمله مایک وارنک در کتاب The Satan-Seller گفته است که بسیاری از آنها قبل از آنکه به مسیحیت گرایش پیدا کنند عضو گروه های شیطان پرستی بودند و مراسم ج.ن.س.ی و قربانی های حیوانی انجام می دادند. البته فردی به نام گرپ مدوی در مطالعات تاریخی مربوط به شیطان پرستی گفته است که این داستان ها معمولا توسط افراد معمولی و کسانی که حس ناامنی می کنند ساخته شده و هر داستان هم بر اساس داستان قبلی با رنگ و لعاب بیشتر است.
در اواخر قرن بیستم، موج تازه ای از هراس در مورد پدیدار شدن گروهک های جدیدی از شیطان پرست ها ایجاد شد که در مراسم خود کارهایی مثل سوء استفاده ج.ن.س.ی، قتل و آدم خواری را انجام می دادند و بیشتر هم از کودکان به عنوان قربانی استفاده می کردند. کسانی که این هراس را رواج دادند اعتقاد داشتند که سازمان های شیطان پرستی بسیار قدرتمندی وجود دارد که در بین افراد مهم جامعه نیز رسوخ کرده و شامل پلیس تا سیاست مداران می شود و آن قدر قدرت دارند که روی جرایم خود سرپوش بگذارند. یکی از اولین کسانی که این ادعا را دامن زد روانپزشکی به نام پازدر از کانادا بود که گفت همسرش که بیمار او نیز می شد خاطرات سرکوب شده ای در مورد این مراسم دارد. همسر او به یاد می آورد که در کودکی در مراسم شیطان پرستی مورد آزار قرار گرفته و نوزادانی هم قربانی شده اند و خود ابلیس ظهور کرده است.

در مورد درستی این اطلاعات مدرک قانع کننده ای نبود جز اینکه گروه های ضد شیطان پرستی می گفتند هر کودکی که در مورد آزار دیدن خود در طی مراسم شیطانی چیزی بگوید حقیقت را بیان کرده چون کودکان دروغ نمی گویند. بیشتر این گروه های ضد شیطان پرستی از مسیحیان پروتستان بودند و به همراه فعالان ادیان دیگر کتاب ها و تئوری های زیادی در این زمینه منتشر کردند.
این ترس شدید ازمراسم خونین شیطان پرست ها که از سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در آمریکا، کانادا و سپس در کشورهای اروپایی و حتی استرالیا پدید آمد در نوع خود بی سابقه بوده است. این هراس کم کم تا سال حدودا ۱۹۹۴ کاهش پیدا کرد و از بین رفت. مقامات رسمی آمریکا و انگلیس نتوانستند هیچ مدرک واقعی از جنایت های شیطان پرستانه پیدا کنند.. روز به روز به تعداد افراد شکاک به این نوع جنایت های شیطان پرستانه اضافه شد و کسانی هم که قبلا به دلیل اتهام به شرکت داشتن در این مراسم ها بازداشت شده بودند آزاد شدند. تحقیقات بیشتری که صورت گرفت نشان داد عمده جرایمی که در مورد سوء استفاده ج.ن.س.ی از کودکان بوده ارتباطی با مراسم های شیطان پرستی نداشته و شواهدی هم در مورد قتل و آدم کشی پیدا نشده است. البته ممکن بوده است برای ترساندن کودکان، مراسم هایی شبیه کارهای شیطان پرستان برپا می شده است ولی هدف، فقط سوء استفاده از این کودکان بوده است.
در قرن بیست و یکم، ترس در مورد ستنیسم و شیطان پرستی در کشورهای غربی به حداقل خود رسید. ولی هنوز هم در برخی از کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین می توان شاهد نوع هر چند سطحی از ترس از شیطان پرستی بود.
شاید بگویید پس انواع شیطان پرستی لاوی و معنوی در کجای این تاریخچه قرار دارد. در قسمت بعدی این پست به این تقسیم بندی های ریزتر اشاره می شود.
درود. مطلب جالبی بود. البته قبل از قرون وسطی در ایران هم دیوپرستی بوده که زردشت در گاثا ها خودش رو مخالف و مبارز سرسخت دیوپرستی معرفی میکنه.