

کمرو بودن و خجالت زدگی می تواند فرد را از لحاظ اجتماعی منزوی کرده و بر روی کیفیت زندگی و کار او تاثیرات منفی بسیاری داشته باشد.
کمرویی تا درجاتی در افراد مختلف دیده شده و ممکن است در کسانی هم که تصور می شود بسیار شجاع و مبارز باشند مشاهده گردد. برای مثال ناپلئون هنگامی که بخشی از جنوب فرانسه را محاصره کرد ترجیح داد تا در میدان جنگ و تحت حملات گلوله توپ باشد ولی در بین زنان نرود زیرا شدیدا از آنها خجالت می کشید و دست و پایش را گم می کرد. یا مارشال نی که به عنوان شجاع شجاعان جنگی و شیرسرخ شناخته می شد به قدری کمرو و خجالتی بود که نمیتوانست وارد سالن مهمانی و پذیرایی شود!

علت کمرویی میتواند در هر شخصی متفاوت باشد ولی به طور کلی شامل موارد زیر می شود:
افرادی که دارای عیب بارز در صورت و اعضای بدن هستند ممکن است از وضعیت جسمانی خود خجالت کشیده و جرات ورود به جمع را پیدا نکنند زیرا می ترسند مورد قضاوت قرار بگیرند و بقیه آنها را سر آن عیب مسخره کنند.
البته ممکن است افرادی زشت و معیوب دارای اعتماد به نفس بالا و افرادی زیبا و دلبربا نیز دچار عقده خود کم بینی و خجالت شوند و شدیدا نسبت به خودشان و ویژگی هایی که دارند حساس شوند و تصور کنند که بقیه هم آنها را زیر نظر دارند و مسخره شان می کنند.
گاهی هم کمرویی ناشی از عیب جسمانی میتواند مربوط به ضعف مزاج شود. کودکانی که ضعیف و نحیف هستند معمولا به کمک بقیه نیازمند هستند و راحت تر هم مورد آزار و اذیت بقیه قرار می گیرند. ممکن است ضعف جسمی آنها روی عملکرد ذهنی شان هم اثر گذاشته و آنها را در یادگیری و درس تنبل کند. در این صورت بیشتر مورد سرزنش قرار گرفته و اعتماد به نفس او زایل می شود.
انجام کارهایی چون استمنا نیز برای او راحت تر می شود زیرا لذت جویی در انزوا را به ریسک کردن و نزدیک شدن به سمت جنس مخالف ترجیح داده و بیش از پیش از نزدیک شدن به افراد دیگر خودداری می کند و میزان کمرویی خود را افزایش می دهد.
برخی از افراد نسبت به محرکات خارجی بسیار حساس بوده و فورا تغییر رنگ چهره و افزایش ضربان قلب در آنها مشهود می شود. احساسات آنها نسبت به کوچکترین محرکی تحریک شده و افکار طردشدگی و ورود ضربه های سنگین روحی به آنها راه پیدا می کند.
برخی از افراد مدام به کارهایی مشغول می شوند که جلب کننده تحسین دیگران و توجه آنها شود. این حالت اگر سبب یک انگیزش به سمت انجام کارهای مفید شود خوب است ولی گاهی تبدیل به وسواس و تنش درونی می شود و نظر بی ارزش ترین افراد هم برای آنها مهم می شود. این افراد نظر دیگران را مهمتر از نظر خود می دانند. از اینکه دیگران متوجه عیبهای آنها شده و بر آنها خرده گیری کنند می ترسند و تصور می کنند وارد هر جمعی می شوند حواس بقیه به آنها بوده و مورد ارزیابی و تمسخر احتمالی قرار می گیرند. او نگران است که مبادا به اون بی حرمتی شده و عزت نفسش پایمال شود.
این افراد باید کمی به خودشان راحت بگیرند. موفق ترین مبارزان هم همیشه پیروز میدان نبوده اند ولی تلاش حداکثری آنها برای نبردی شجاعانه توانسته مورد تحسین افراد باشد.
ابتدا مواردی که باعث می شود شما احساس کمرویی و خجالت کنید را روی کاغذ یادداشت کنید. این کار ممکن است روزها طول بکشد تا لیست کاملی را به شما بدهد. شدیدا نسبت به ویژگی ها کینه ورزی کنید و ناراحت باشید که آنها در وجود شما تزلزل ایجاد می کنند. خود را شدیدا تشویق کنید که به هدفی مخالف آنها دست پیدا کنید و صفات مثبت زیادی را برای خودتان ایجاد کنید. عمل کردن به آن مسلما سخت است ولی این انگیزش رسیدن به صفات مثبت باید به قدری در شما تشدید پیدا کند که به نوعی طمع و حرص تبدیل شود و شب و روز برایش نداشته باشید.
مزایای داشتن اعتماد به نفس را یادداشت کنید و شدیدا حس رسیدن به آن را در خودتان تقویت کنید. همچنین برای صفات منفی ای که می توانید برای رفع آنها برنامه ریزی کنید کاری انجام دهید. برای مثال اگر از چاقی مفرط رنج می برید و باعث کمرویی شما شده است به یک متخصص تغذیه و یا جراح زیبایی مراجعه کنید.
در مورد چیزهایی که کاری از دستتان بر نمی آید مانند زشتی صورت و یا گوژپشتی، میتوانید نفوذ درونی و صفات اخلاقی خوب را در خودتان تقویت کنید برای مثال فردی بااخلاق و صبور، مهربان، بخشنده و باوقار شوید. چنین صفات مثبتی می تواند هر نوع عیب ظاهری را مخفی کند.
اگر مشکل جسمانی خاصی ندارید و فقط حساس هستید که دیگران در مورد شما چه فکری می کنند در این صورت خونسردی را تمرین کنید. تا زمانی که شما به خودتان نخندیده اید دلیلی ندارد تمسخر دیگران برایتان مهم باشد.
در این مورد می توانید از تلقینات سازنده استفاده کنید. تلقینات و شعارهای مثبت می تواند در صورت تداوم، دل هر بزدلی را شیر کند. هیپنوتیزم هم می تواند در این مورد، بسیار کمک کننده باشد. همواره به تصویر الگوهای خونسردی و اعتماد به نفسی که سراغ دارید مراجعه کنید و آنها را در پرده ذهن خود نقش کنید تا کم کم احساس کنید با آنها یکی شده اید.
افرادی که مدام دنبال تحسین دیگران هستند و از اینکه افتخارآفرین نباشند خجالت می کشند باید یاد بگیرند که به خودشان تکیه کنند و فعالیتهایشان را برای پیشبرد اهداف خود تنظیم کنند. در این صورت نیازی نیست انرژی اضافی را برای جلب رضایت بقیه صرف کنند و افکارشان از شر قضاوت های احتمالی دیگران خلاص می شود.
تنها کافی است که روند پیشبرد اهداف خود را به صورت منطقی زیرنظر داشته باشد و اشتیاق فراوانی برای تحقق آن داشته باشد. در این راه هم تنها خودشان قاضی بوده و به خودشان جواب پس می دهند. حتی ذره ای هم نباید تحت نفوذ بی دلیل انسانهای دیگر باشند. البته این کار به تمرین و تلاش فراوان نیاز دارد ولی ارزش این مشقات را داشته و شخص کمرو را از به آسیبهای بیرونی محافظت میکند و شخصیت او را تزلزل ناپذیر می کند.
مسلما هر فرد کمرو وقتی میخواهد با افرادی که قبلا از آنها فرار می کرده است رو به رو شود ابتدا دچار تنش و سختی فراوان می شود ولی لازم این این بار عزمش را جزم کرده و با جرات با شخص مقابل صحبت کند. سعی کند حرفها و نگاه های او را تحمل کرده و حتی وقتی سر او داد کشیده می شود تامل کند تا شخص آرام شود و سپس قاطعانه حرفهای خود را زده و از نظریاتش دفاع کند. شخص مقابل که قبلا می دید شما با فریادش فرار می کردید ولی اکنون با سماجت با او صحبت می کنید متاثر شده ولی ممکن است همان لحظه به روی خود نیاورد ولی قطعا دفعه بعد که شما را می بیند حسابی دست و پایش را جمع می کند.
همچنین وقتی چند بار به داخل جمع بروید و استرس حاصله را تحمل کنید کم کم یاد میگیرید که در بین جمع رفتن آن قدر ها هم ترسناک نیست و قرار نیست اتفاق عجیبی بیفتد. بنابراین خود به خود با افزایش تجربه و تمرین، میزان کمرویی و خجالت شما نیز کاهش پیدا می کند.
یک فرد کمرو همواره نگران رفتارها و قضاوت های دیگران است. برای مثال ممکن است بترسد که مبادا طرف مقابل او پرخاش کند. افراد ممکن است خودشان نقاط منفی در شخصیتشان داشته باشند که با کوچکترین محرکی تحریک می شود. برای مثال وجود یک بیماری مزمن می تواند از قوای عصبی فرد بکاهد. بنابراین شاید نتواند رفتار خود را کنترل کند. یا اگر فردی آرام و متین است خود به خود با همه افراد در صورتی که مشکل خاصی پیش نیاید و توهینی صورت نگیرد مهربان است. بنابراین هر کجا می روید سعی کنید دید کلی از شخص مقابل پیدا کنید. شاید طرفتان مجبور است به خاطر خودکم بینی، نقاب تکبر را بزند تا احساس حقارت نکند. بنابراین نگران رفتار شخص مقابل نباشید و فقط رفتارهای خودتان را کنترل کنید.
سلام من میخوام خجالت و کمرویی رو رفع کنم اما همیشه به مشکل برمیخورم مثلا بعضی وقتها که میخوام حرف یا نظرم رو بیان کنم جرات نمی کنم چون میترسم که حرف من به بحث اونا ربط نداشته باشه و باعث سرزنش من بشه یا وقتی درمقابل یک جمع قرار میگیرم هیچ جمله ای به ذهنم نمیرسه و با بعضی از دوستام که حرف میزنم میگن که تو خشک حرف می زنی و باما گرم نیستی و بعضی ها هم میگن که تو گیج میزنی و خیلی ها هم دیگه تحویلم نمیگیرن و منو ترک میکنند لطفا بهم بگین که… بیشتر »
با سلام به علی عزیز. دلایل کم رویی شما حتما باید توسط یک روانکاو به صورت حضوری بررسی شود. ممکن است به خاطر اتفاقات تلخ کودکی باشد یا کمبود اعتماد به نفس و یا درون گرایی بیش از حد و حتی سوشال فوبیا و …که هر کدام روش های درمانی مختلفی دارند. سریع ترین راه کار مراجعه حضوری به هیپنوتیزم درمانگر است. موفق باشید
سلام و خسته نباشید یک مدت نبودید و الان باعث خوشحالیه که برگشتید… توی بحث هایی با دوستان اکثرا اون ها برای حرف های من جواب آماده دارند ولی من جوابی ندارم حتی اگر حق با من باشه جواب اون لحظه توی ذهنم نمیاد و خیلی موقع ها مخصوصا اگر طرف مقابلم قلدر تر باشه بحث ها را میبازم حتی معمولی ترینشان رو آیا برای این مشکل راهکاری هست؟ احساس میکنم به خاطر کمرویی هستش البته روی خودم کار کردم تا بهتر بشم و جوابشون رو بدم اما هنوزم بحث جدی میشه یاوقتی بهم تیکه میندازن جوابی اون لحظه ندارم… بیشتر »
درود بحث حاضرجوابی تا حد زیادی به نوع شخصیت درون گرا و برون گرایی برمی گرده. برون گراها معمولا حتی اگه جوابی رو آماده نداشته باشن شروع می کنن به حرف زدن و اظهار نظر کردن و همون طور که دارن حرف می زنن جوابشون رو پخته تر هم می کنن. ولی درون گراها اول باید خوب فکر کنن و بعد صحبت کنن و این باعث میشه که بقیه فکر کنن این طور افراد کمی گیج می زنن. به خاطر همینه که مشاغلی که به حاضرجوابی و چرب زبونی نیاز داره رو معمولا برون گراها برعهده دارن و مشاغل فکری… بیشتر »