

ذهن ناخودآگاه شما همیشه فعال است و بیدار است. در واقع حتی وقتی خواب هستید و ذهن خودآگاه شما به خواب رفته ناخودآگاهتان مسئول کنترل علائم حیاتی، خوابها و پردازش های ذهنی شبانه است.
ضمیر ناخودآگاه شما دارای یک حافظه بی نهایت است و تمام اتفاقاتی که در زندگی شما رخ داده و فراموش کرده اید را نگهداری می کند. آیا شما یادتان می آید که در بدو تولد، پدر و مادرتان در مورد شما چه گفته اند؟ غیرممکن است که بخواهید آن جمله را به یاد آورید ولی همان جمله دقیقا در ناخودآگاه شما ثبت شده است و توسط روشهایی مثل هیپنوتیزم و بازگشت و به خاطرات قابل دستیابی است. تک تک صحنه هایی که در زندگی دیده اید (حتی نگاه سرسری به کتابها) همگی به همراه جزئیات در ناخودآگاه شما ضبط شده اند. به همین دلیل است که گاهی در به یادآوری صحنه های جرم و چهره قاتل ممکن است شاهد را به هیپنوتیزم فرو برده و اطلاعات لازم را از ناخودآگاه او استخراج کنند.

توسط قدرت ضمیر ناخودآگاه خود نه تنها اطلاعات را دریافت و ضبط می کنید بلکه هر موقع که بخواهید میتوانید از آنها استفاده کنید. حتی وقتی از آن اطلاعات نیز به طور هوشیارانه استفاده نمی کنید به صورت ناخودآگاه تاثیر آنها را بر روی اعمال و رفتارها و علایق خود مشاهده می کنید. این تاثیرات ممکن است بسته به اطلاعاتی که قبلا به آن وارد شده است مثبت یا منفی باشد. منفی از این نظر که گاهی ترس ها و باورهای منفی که مثلا در کودکی یاد گرفته ایم می تواند بر روی رفتارهای کنونی ما تاثیر گذاشته و زمینه ساز بروز فوبیا و ترسهای گوناگون شود.
بنابراین ضمیر ناخودآگاه در جهتی واکنش میدهد که آن را برنامه ریزی کرده باشیم. البته همیشه امکان برنامه ریزی مجدد ضمیر نا خودآگاه وجود دارد خصوصا از تکنیک هایی چون تلقین، هیپنوتیزم و …
گاهی نیز بدون اینکه خودمان متوجه باشیم در حال شکل دهی به ناخودآگاه هستیم. برای مثال وقتی در حال خواندن اشعار و نقل قولهای الهام بخش هستیم خود به خود داریم به ناخودآگاه خود طرز فکر مثبت و سازنده را آموزش می دهیم. همچنین اگر خود را در بمباران فیلم های خشن و رمان های نفرت آلود قرار دهیم همان مفاهیم را یاد گرفته و در زندگی پیاده میکند. به همین خاطر است که باید مراقب ورودی های ناخودآگاه که همان اطلاعاتی که روزانه با آن سر و کار داریم باشیم.

ضمیر ناخودآگاه شما به طور مستقل قادر به فکر کردن یا نتیجه گیری نیست. بنابراین چیزهایی که از طرف خودآگاه شما دریافت میکند را بی چون و چرا می پذیرد حتی اگر دروغین باشد. برای مثال مسائلی چون گذر زمان را متوجه نمی شود. او نمی داند که پیری و جوانی چه حسی دارد چون طبق نظر فروید زمان برای ناخودآگاه قابل درک نیست و ترسها و باورهایی که از گذر زمان و پیرشدن داریم مربوط به سایر باورها و ترسهایی که از کودکی جمع کرده ایم می شود. از این ضعف ناخودآگاه در عدم احساس گذر زمان میتوان استفاده های زیادی کرد. برای مثال اگر وارد عالم خلسه بشوید و تصور کنید که فلان اتفاق که هنوز نیفتاده است افتاده، ناخودآگاه شما باور کرده و فکر می کند واقعا رخ داده است. بنابراین در زندگی عادی طوری رفتار می کند که انگار به آن چیز رسیده است. به همین خاطر است که می گویند تلقینات شما باید در زمان حال گفته شوند و نه آینده.
ضمیر ناخودآگاه شما شب و روز تلاش می کند تا زندگی ای را بر اساس الگوهای فکری و عاطفی شما برپا کند بنابراین اگر احساس می کنید که زندگی خوبی ندارید مقصر خود شما هستید که نتوانستید ایده های خوب و سازنده را وارد ضمیر ناخودآگاه خود کنید. این بخش از ذهن به قدری حاصلخیز است که هر بذری از ایده را در داخل آن قرار دهید دیر یا زود برای شما محقق می کند. به همین دلیل باید مثبت اندیشی را یاد گرفته تا الگوهای رفتاری مناسبی را وارد آن کنید.

همان طور که ناخودآگاه شما می تواند هماهنگی را در بدن شما پدید آورده و ضربان قلب و تنفس و دمای بدنتان را کنترل کرده و تعادلی را بین هزاران نوع ماده شیمیایی و میلیاردها سلول برقرار کند همچنین قادر است هماهنگی و تعادل را در سطح ذهنی شما با توسل به افکار و رفتارهایی متناسب با چیزهایی که یاد گرفته اید و انجام داده اید برقرار سازد.
ضمیر ناخودآگاه شما تمامی حس و حال های راحتی شما را از بر است و می داند که چه چیزهایی باعث آرامش و حس تعادل شما می شود. هنگامی که شما کار جدیدی انجام می دهید و یا سعی در تغییر الگوهای زندگی دارید این ناخودآگاه شماست که موجب می شود احساس ناراحتی عاطفی و فیزیکی کرده و نشانه های ترس و هوشیاری بیش از حد پدید می آید. در واقع در حال برقراری دوباره الگوهای رفتاری بر اساس داده ها و سبک زندگی جدید بوده و پس از مدتی که به آن کارهای جدید مدامت کنید از بین می رود. تمایل به انجام الگوهای قدیمی توجیه کننده این است که چرا ترک عادات برای ما سخت است. ولی وقتی یاد بگیرید چگونه الگوهای مثبت و عادات خوب را به طور عمدی به ناخودآگاه خود آموزش دهید در این صورت می توانید از قدرت ضمیر ناخودآگاه راحت تر استفاده کنید.
هر زمان که کار جدیدی را شروع می کنید ناخودآگاه شما موجب می شود کمی به سمت عقب و به رفتارهای قدیمی خود مایل شوید. حتی فکر کردن به چیزهایی که قبلا انجام نداده اید و یا به آنها عادت نکرده اید سبب می شود که احساس فشار و استرس کنید.

مردان و زنان موفق و قدرتمند کسانی هستند که می توانند به این ناراحتی های موقتی غلبه کرده و خودشان را از حالت عادی که ناخودآگاه به آن عادت کرده است رها کنند. در واقع قادر هستند مرزهای خود را شکسته و تسلیم فشار های موقتی ضمیر ناخودآگاه مبنی بر بازگشت به حالت اولیه نشوند.
بنابراین در مسیر رشد خود از حس ناراحتی و فشار در اثر انجام عادات جدید نگران نشوید و بدانید که نتیجه ای که به دست می آید ارزش آن سختی ها را دارد. حتی ارزش این را دارد که ابتدا آن کارها را ضعیف انجام داده و کم کم به تقویت آنها بپردازید تا به عادت شما تبدیل شود. برای مثال ممکن است ابتدا از رفتن به اماکن دور از منزل خود عادت نداشته باشید و مدت ها ناراحت باشید ولی وقتی به این راه عادت کردید ممکن است اصلا متوجه طی آن مسیر نشده و ذهن شما به مسائل دیگری فکر کند. بنابراین از یک مرحله به بعد خوب است که یک سری چیزها به صورت عادت و حالت راحتی در بیاید تا دیگر به آنها گیر ندهید و احساس غریبی نکنید.
یکی از روش های استفاده از قدرت ضمیر ناخودآگاه این است که از آن بخواهید تا پاسخ های شما را در قالب خواب و رویا جواب بدهد. هنگامی که شما به خواب میروید ضمیر ناخودآگاهتان به شدت فعال بوده و کنترل بیشتری برای نمایش جوابها و پیامها به شما دارد. بنابراین می توانید قبل از خواب از خود سوالی را که می دانید جواب آن در اعماق ذهن شما نهفته است را بپرسید. این سوال آخرین چیزی باشد که قبل از خواب به آن فکر می کنید. روز بعد خواب خود را سریعا یادداشت کنید وگرنه آن را فراموش می کنید و انگار که اتفاقی نیفتاده است. جواب شما ممکن است نمادین باشد و گاهی به تفسیر آن خواب نیاز دارید تا پیام را استخراج کنید.
سعی کنید سوال خود را به صورت کاملا شفاف بپرسید وگرنه جواب کلی خواهید گرفت. برای مثال تجربه خودم در زمینه مشورت با ناخودآگاه در مورد راه سریع رسیدن به ثروت را در زیر خواهم گفت.
چندین سال پیش از قدرت ضمیر ناخودآگاه خود خواستم تا راه سریع کسب ثروت را به من نشان دهد. با اینکه منظورم راه کسب در آمد سالم و قانونی بود ولی ضمیر ناخودآگاه اینها را درک نمی کند و هر چه به او بگویید را برداشت می کند بنابراین لازم بود که جمله خود را کامل و با قید قانونی بودن راه کسب در آمد می گفتم ولی فراموش کردم. آن شب خواب دیدم که در کشور اکوادور هستم (جالب اینکه تا آن زمان اصلا نمی دانستم اکوادور کشور است و احتمالا ناخودآگاهم آن را از کتابی جایی یاد گرفته بود ولی خودم به آن آگاه نبودم). در آنجا گیاهانی را لای کاغذ می پیچیدم و می فروختم. فردایش خوابم را به برادرم گفتم و گفت اکوادور یکی از کشورهای فعال در زمینه فروش مواد مخدر است و احتمالا ناخودآگاهم خواسته است بگوید که فروش مواد مخدر در چنین کشورهایی پردرآمد است ولی این چیزی نبود که من می خواستم چون نه تنها غیرقانونی بود بلکه مربوط به کشوری دور می شد! بنابراین سوال خود را تا جایی که می توانید شفاف بپرسید وگرنه پاسخ هایی هر چند درست ولی کلی خواهید گرفت.
جالبه، این قسمت سوال کردن از ناخودآگاه برام تازه بود. ممنون
خب, این سوال کردن چطوری انجام میشه؟
درود
می تونید به این پست مراجعه کنید