

آیا همه انواع توهم نشانه بیماری روانی و یا مربوط به دلایل ماورایی مثل چشم سوم و مشاهده جن و … هستن؟ آیا یک انسان در حالت عادی و با داشتن یک مغز سالم و بدون مصرف هر گونه مواد توهم زا نمیتونه توهم ببینه؟
دیدن توهم همیشه نشان بیمار بودن فرد نیست. افراد سالم هم ممکنه گاهی دچار توهمات بصری و شنیداری در بیداری کامل بشن. مشخصه توهمات اونها این هست که معمولا تصویری که میبینن خیلی شبیه اون چیزی هست که دارن بهش نگاه میکنن. برای مثال به گوشه ای از اتاق که رخت آویز وجود داره نگاه میکنن و فکر میکنن رختی که وجود داره شبیه یک غول هست. چنین توهماتی عادی هستن و ناشی از تلاش مغز برای اصلاح و پیوند دادن عناصر تصویری که توسط چشم رسیده هست. در واقع گاهی چشم ما نمیتونه تصویری رو به خوبی ببینه و مغز مجبوره وسط اون تصویر رو خودش یه چیزی بذاره و با الگوهای قدیمی خودش جفت و جور کنه چون معمولا به اطلاعات قبلی خودش اعتماد داره. بنابراین اگر توهم بینایی شما شامل چیزی میشه که نصف اون تصویر مربوط به یک شی واقعی داخل اتاقتونه در این صورت نگران نباشید….این جور توهمات حتی به چشم سوم و قدرت های ماورایی هم ارتباطی ندارن.
معمولا شما وقتی به توهم واقعی و یا دریافت های ماورایی چشم اختری دچار میشید که چیزی که به عنوان توهم میبینید با پس زمینه اشیای اطرافتون خیلی مطابقت نداشته باشه و مثلا واقعا یک چیز بی ربط با فضای اتاق یه مرتبه نمایان بشه و یا از گوشه چشم دیده بشه.
یک سری توهمات رو همه افراد ممکنه در روز تجربه کنن. برای مثال لکه های بی رنگ معلقی رو در هوا مشاهده کنن که با پلک زدن چشم به این ور و اون ور میره. اونها معمولا سلولهای خود چشم هستن. دقت کنید که این لکه ها بی رنگ هستن و سفید و …. نیستن. اگر سفید یا رنگ دار باشن معمولا چیز دیگه ای هستن مثل نورهای اختری و یا بیمارهای مغزی مثل تومور و ….


یا مثلا وقتی به آسمون نگاه میکنید ذرات ریزی رو میبینید که به سرعت در فضا حرکت میکنن. برخی اعتقاد دارن اونها ذرات انرژی هستن ولی حقیقت اینه که به این حالت پدیده Blue field entoptic میگن. یعنی در فضاهایی که پس زمینه آبی روشن داره (مثل آسمان)، گلبولهای سفید چشم شما به صورت ذرات ریز معلق که حرکت رندوم دارن جلوی چشمتون مشاهده میشن. بنابراین عامل ماورایی عجیبی ندارن.

مثلا اگر یه سایه رو تو روز ببینیم ممکن به مشائل ماورایی ربط داشته باشه؟
اگر خطای چشم نباشد شاید
من با تمرین روی اون ذره های آسمون و برفک تاریکی خیلی کارا می تونم کنم الان. کم و زیادشون دست خودم شده. مثلا تقارن و ریتم رو باهاشون پیدا می کنم یا یک شیع رو غیب می کنم که پشتش رو ببینم