

عده ای مسیر دست راستی رو با الهیات و دست چپی رو با شیطان پرستی میشناسن. تو این مقاله میخوایم کمی دقیق تر در این باره بدونیم.
برای درک مسیرهای دست راستی و چپی باید درک درستی از انواع جهان ها داشته باشیم.
ما دو نوع جهان داریم. یکی بیرونی که شامل کائنات و قوانین اون میشه و موجودی به نام خداوند خالق اون هست و دستورات و قوانینش رو بر اونها حکم میکنه.
جهان دیگه، درونی هست یعنی جهانی که داخل ذهن و آگاهی مون داریم. در واقع هر موجودی از بشر که دارای خودآگاهی هست یک جهان درونی به شمار میره و فقط برای شخص خودش قابل دریافت هست.
در مسیر دست راستی قراره که ما جهان درونی رو تسلیم دنیای بیرونی و قوانین الهی بکنیم و منیت و ایگو رو از بین ببریم و آگاهی درون رو با اون دنیای بیرونی و خدا یکی کنیم. این مسیر معمولا همون چیزی هست که ادیان و آیین های الهی بهش اشاره دارن.
ولی در مسیر دست چپی، این ما هستیم که میخوایم توسط قدرت جهان درونی، تغییراتی رو در جهان بیرونی و جهان درونی بقیه ایجاد کنیم و نه تنها قرار نیست تسلیم اونها بشیم بلکه قراره حرف خودمون رو به کرسی بنشونیم و حتی به کائنات هم دستور بدیم تا مطابق میل ما رفتار کنه. این کار معمولا توسط نیروهای ماورایی و جادو انجام میشه و به خاطر همین تضادش با وحدت با جهان بیرونی هست که مورد مذمت ادیان گرفته.
بنابراین مسیر دست چپی الزاما به معنی شیطان پرستی نیست و حتی ممکنه فرقه هایی از اون به ابلیس و شیطان هم اعتقاد نداشته باشن و یا کاری باهاش نداشته باشن ولی چون اهداف اونها استفاده از نیروهای ماورایی و جادو برای تغییر جهان بیرونی مطابق امیال درونی هست بنابراین از مسیر دست راست یا الهی خارج میشن.
اما جادو چی هست. جادو همون استفاده از نیروهای ماورایی برای همون تغییرات جهان بیرونی هست. جادو هم خودش به دو شاخه تقسیم میشه سفید و سیاه. جادوی سفید تا حدودی سعی داره فرد رو به عالم بیرون تسلیم کنه و از بند منیت آزاد بشه و با جهان وحدت ایجاد کنه (کمی مشابه ادیان با این تفاوت که جادوی سفید با دخالت نیروهای ماورایی هست). جادوی سیاه به کلیه اموری گفته میشه که بخوایم توسط قدرت های ماورا، جهان بیرونی رو دستخوش تغییر کنیم تا به اهداف خودخوداهانه برسیم. بنابراین تعریف اون به واژه خود جادو نزدیک تر هست و به نوعی جادو اصلش همون جادوی سیاهه. جادوی سیاه هم الزاما آزار رسوندن به بقیه نیست و میتونه شامل عاشق کردن دختر مردم هم باشه ولی چون به طور کلی محوریت اون روی تاکید بر نفس و منیت و ممانعت اون در برابر اراده خدا و قدرت جهان بیرونی هست بنابراین سیاه و مذموم و حرام تلقی میشه.
راه دست چپی معمولا به کمک جادوی سیاه کار میکنه و در سراسر جهان هم انواع مختلف اون مشاهده میشه. در سراسر جهان؟ حتی در بودیسم؟ بله. تمام آیین هایی که دارای قطبیت مثبت و منفی هستن و نیروی دوگانه خیر و شر در اونها مطرح هست بحث مسیر دست چپی هم در اونها به چشم میخوره. مگر در مکاتبی مثل ذن که چنین ضدیت هایی در اونها نیست و بنابراین مسیر دست چپی مشخصی ندارن.
آیا یه نفر میتونه مسیر دست چپی کار کنه و جادوگر سیاه باشه ولی با شیطان کار نداشته باشه؟ هر چند که ماهیتا این راه ها شیطانی هستن ولی ممکنه فرد خودش به طور آگاهانه با شیطان مرتبط نباشه و حتی بهش اعتقادی هم نداشته باشه مثل شیطان پرستان لاوی. شیطان برای اونها فقط نماد آزادی و استقلال درونی هست و نه یک موجود غیرارگانیک. از طرف دیگه مکاتب جادویی دیگه ای هم هستن که صریحا به وجود موجودی به نام ابلیس اعتراف میکنن و مستقیما از اون کمک میخوان (مثل آموزه های معبد ست). سری دیگه از جادوگران هم واقعا مرز خودشون رو مشخص نکردن. برای مثال الیستر کراولی با اینکه در مسیر دست چپی فعال میکرد و اهدافش به اون دسته تعلق داشت ولی صریحتا به شیطانی بودنش اعتراف نکرد و موضع اون همیشه در هاله ای ابهام بوده. شاید هم این کار عمدی بوده.
…Enki… مسیری از این بهتر
من که نه دست راستی و نه دست چپی ام
و ویکا هستم