

من از بچگيم ماهيت و ابعاد اجسام لرام طبيعى نبود شايد ى شى عادى براى من خيلى بزرگ تر از بعد واقعيش ديده مى شد
خودم هم به ماوراطبيعه علاقه داشتم تا سن ١٣-١٤سالگى كه با خوندن كتابهاى سيد حسن ابطحى ديدم خيلى بهتر شد نسبت به عوالم مختلف ولى فكر كنم ظرفيتش رو نداشتم چون خيلى اذيت مى شدم براى نمونه
يك شب از خواب بيدار شدم و يك سرباز مغول پوشيده در زره رو پشت پرده اتاقم مى ديدم
به جرات مى گم در بيدارى اين اتفاق افتاد
تمام بدنم مثل ذرات نور بود كه سمت اون مرد مى رفت و من مى دونستم اگر حركتى نكنم وقتى اخرين ذره به سمتش بره خواهم مرد
به مشقت تونستم حرف بزنم و با گفتن بسم الله اون مرد غيب شد و توان حركت به من برگشت
متاسفانه خوابهايم هم همه تعبير مى شوند و البته متاسفانه چون بيشترشون خوابهاى بد و مربوط به مرگ عزيزان و فاميل هست كه چند روز چلوتر مطلع مى شم
چه كنم كه خوابى بدون تشويش داشته باشم
خبرهای بد به خاطر اینکه بار عاطفی بیشتری دارن و برای ضمیرناخودآگاه ما مهمتر هستن معمولا راحت تر قابل دریافت هستن و بیشتر متوجه اونها میشیم. میتونید خودتون به رویاهاتون جهت بدید و مثلا قبل از خواب به خودتون تلقین کنید که فقط از چیزهای مثبت و خوب باخبر میشید در این صورت ضمیرناخودآگاه اطلاعات مربوط به حوادث بد رو فیلتر میکنه و روی مسائل خوش آیند تمرکز بیشتری میکنه و اونها رو به سطح آگاهی شما میرسونه.