قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس

افسردگی از شناخت تا درمان (۴) (نوشته محمد.و)

تجربه ماورا
تجربه ماورایی – «من» دو تا هم داریم مگه؟ (نوشته محمد.و)
فوریه 11, 2020
داستان ماورایی
داستان ماورایی – موجود فرا زمینی (قسمت اول) (نوشته بهروز کالج)
فوریه 11, 2020

افسردگی از شناخت تا درمان (۴) (نوشته محمد.و)

مقالات اعضا

مقالات اعضا

افسردگی از شناخت تا درمان (۴) (نوشته محمد.و)

سلام دوستان
تو این مطلب مربوط به افسردگی از شناخت تا درمان میخوام در مورد اندوه یا مساحمتاً افسردگی ناشی از اتمام روابط عاطفی که معمولا بین دو جنس مخالف هست رو مورد بررسی قرار بدم.

این روابط میتونه در غالب دوستی یا پیوند ازدواج بین اشخاص ایجاد بشه به ندرت هم پیش میاد که یک طرفه یکی از کسی خوشش میاد و چون به هر علتی نمیتونه بهش برسه دچار اندوه میشه.اول بیایم ببینیم در روابط عاطفی بین دو جنس حس ایجاد شده اسمش. دوست داشتنه یا عشقه یا هیچ کدوم.

در دوستیهای پسر دخترا که از نوجوانی به بعد شکل میگیره عمدتا در سنین نوجوانی اگه باشه طرفین بیشتر دنبال اون حس خوشایند عاطفی و ذهنین که از «بودن» طرف مقابلشون تو زندگی بدست میارن چیزیه که تغریبا همه ما تجربش کردیم.
تو این حالت به خاطر هیجانات قوی نوجوانان تمام فکرو ذکرشون طرفشون میشه.این حالت باعث میشه که زندگیرو با حسی لذت بخش بگذرونن.صبحها با یاد طرف با حس خوبی بیدار میشن شبها با یاد طرف میخوابن و دامنه و گستره خیالبافیهاشون در مورد طرف وسیعه.
هیچ منطق یا دید منفی در مورد ظاهر و اعمال طرف در شخص وجود نداره.وحتی شاید چهره معمولی طرف کم کم زیبا ترین ظاهر و چهره برای شخص بشه.ولی بعد از مدتی یکی از این دو نفر وابسته مطلقه و دیگری وارسته.شایدم دونفر به هم وابسته شن.چی میشه که بعداز زمانی یکی از اینها کاملا احساس و ذهنیتش «رها» میشه و به رابطه پایان میده؟دلایلش خیلیه.ولی یکی از جالبترینشون اینه که فردی که کمتر درگیر احساسات میشه به طور کامل سوار طرفش میشه.این حالت همیشه از روی سوءنیت و بدجنسی شخص نیست.این ناعدالتی تعبیر شخص وابستس که از دریچه دید و احساس به هم ریختش اینطور بنظرش میرسه.

همچنین بخوانید:   اعتیاد و ماورا (نوشته محمد.و)

پس بدونید اینکه به طرف التماس هم میکنید وضع بدتر میشه به همین دلیله اون حس و حال شمارو نداره و درک نمیکنه.اتفاقا این روابط نه عشقه نه دوست داشتن.بلکه ناشی از حس خودخواهی و کسب شادی برای خودمونه.پس طرف مقابلم از این رابطه همین حس لذت رو میخواد که با التماس کردن وقتی انقدر خودمونو ضعیف یا خوار میکنیم چجوری شخص میتونه با ما به لذت برسه.فکر نکنید بار سنگین عاطفی و حرفهای قشنگه فدات بگردم یا دورت بمیرمو این شعرا حقیقیه و بعد از بد شدن رابطه به اعتبار این حرفا و روزها با گریه یا التماس طرف دلش باید بسوزه و به خواسته شما تن بده.اگه طرف احساس لذت از این رابطه نکنه واسش اصلا شما مهم نیستین این فرایندی طبیعیه.

البته پیش میاد که گاهی طرف مرام بخرج میده و مدتی دیگه بخاطر حس دلسوزی رابطرو ادامه میده.اگه خوب حواستونو جمع کنید در خلال این رابطه زمانی میرسه که نشون میده رابطه داره سست میشه.ولی چون درگیر احساسات خودتونید متوجه این نشانه ها نمیشین.یا نشونه های کاملا واضحرو انکار میکنید.مطمئن باشید وقتی تا این حد از وابستگی در شما ایجاد بشه.روزهای سخت و پر اندوهی در راهه.و راه فراری نیست.مگر سختی کشیدن و بعد بازسازی و رها شدن.اکثرا افرادی که این روابطشون تموم شده دچار یه اندوه و غمی آزار دهنده هستند.ولی بنظر من افسردگی به معنی اخصش با این حالت قرابتی نداره.چون تو خیلی چیزا متفاوتند.حالا تو این دوستیها مخصوصا تو سالهای اخیر نوجوونا خیلی بیشتر و راحتتر وارد موارد ارتباطات جنسی هم میشن.

تو دوره نوجوونی ما، حداقل تا زمان دانشگاه این مورد نادر بود شایدم من تجربیات من با بقیه فرق داشت.ولی الان مطمئنم خیلی بیشتره.این عامل هم باعث وابستگی جسمی-روانیه.در واقع یجور پیوند زناشویی هم ایجاد میشه حالا با محدودیتهای خاص.ولی تعهد مسئولیت مهریه نشوز زن یا دختر وجود نداره همه موارد فوق رو اگه صادقانه قضاوت کنید میبینید بیشتر ضرره تا منفعت.و بنا به موارد فوق که مختصرا بیان شد من با چنین دوستیهایی موافق نیستم.مگر اینکه شخص خیلی پخته و آگاه باشه.البته بعد از سن رشد که الان قانونا هجده ساله ولی بنظر من بیست سال باید باشه اگه به قصد ازدواج دوستی ایجاد بشه ایرادی نداره ولی بازهم بدون مشکل نیست.عزیزان تو دوستیهای مورد اشاره وقتی طرف رفت دیگه رفت آب ریختس.دنبال دعا یا هر اقدامی برای برگردوندنش اتلاف وقته.تجربه های آشنایی زیادی واستون تو زندگی وجود داره پس گذشترو ول کنید.
در مورد ازدواج و زندگی مشترک به نسبت مدتی که زنو شوهر با هم بودن این دفعه جدایی خیلی با مورد قبل متفاوته.مسائل منفی ناشی از اونم خیلی جدیتره.و اغلب اگر فرد زندگی و همسرش رو دوست داشته تا یک سال دوران خیلی سختی داره.من لفظ وابستگیرو تو این مورد نیاوردم ولی بازهم دوست داشتن صرف نیست و تا حدودی وابستگی ایجاد میشه ولی تجربه و عواطف واقع شده در ازدواج تفاوتهای آشکاری با دوستیهای گاهو بیگاه داره.که والاتر و مقدستره البته اصولا.پس فکر کنید جدایی چقدر میتونه ضربه بزنه.ولی این هم پایان ماجرا و زندگی نیست عزیزان.چون خیلیا قبل از ما بودن که اینارو تجربه کردن و بعد یه مدت زندگی روال عادیشو پیدا کرده.
پس باید صبوری کرد.واگر احتیاج بود به متخصص هم مراجعه کنید.افسردگی به معنی خاص بازهم با این تجربه ناگوار متفاوته.پس اقدام به خودکشی در نتیجه پایان روابط عقلانی نیست و اگر دچار این مسائل شدین حتما به مشاور روانشناس بجای روانپزشک ترجیحا مراجعه کنید.موضوع مهم و اصلیه ما اون حدی از افسردگیه که واقعا خیلی غیزقابل تحمله و افراد درگیر که افکار خودکشی دارند با مساله بسیار جدی و خطرناکی مارو روبرو میکنه.امیدوارم تو قسمتهای بعد بتونم در این مورد سخت مطلبی ارائه بدم.بازهم به تمرینات مورد اشاره تو قسمت قبلی شدیدا تاکید دارم.موفق باشید.

همچنین بخوانید:   انسان بدون درد وجود ندارد (نوشته رعد)

 

 

علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

6 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
سحر
مهمان
سحر
6 سال قبل

بدترین زجری که میتونه نصیب آدم بشه عشق یک طرفس. خیلی خوب توصیف کردید که وقتی ما برای یه نفر میمیریم ممکنه اون هیچ درکی از حس ما نداشته باشه و حتی باورش نشه. این خودش یه افسردگیه بزرگه که میتونه باعث خودکشی بشه چون حس می کنیم لیاقت نداریم که اون آدم ما رو دوست داشته باشه پس لیاقت نفس کشیدن هم نداریم.

M.v
عضو
6 سال قبل
Reply to  سحر

سلام سحر گرامی درست میگی.منم خواستم این مورد رو کمی روشن کنم.درگیر اینطور رابطه شدن و بعد تنها ماندن درحالیکه فرد هنوز وابستس عزت نفس آدمو میاره پایین.البته اینا همش تجربس ولی باید تو روابط دوستی مخصوصا خانمها بیشتر حواسشون جمع باشه چون خدای نکرده اگه وابستگی زیادی ایجاد بشه میتونه لطمه زیادی از لحاظ جسمی و روحی به خانمها وارد بشه.من میدونم الان دختر های جوون که از لحاظ عاطفی خیلی شکننده هستن با پسری دوست میشن و با عرض پوزش اکثر پسرها از طرف روابط جنسی میخوان خیلی از این دخترها پاکن ولی فکر میکنن اگه به خواسته… بیشتر »

Annihilation
عضو
6 سال قبل

دوست خوبم آقا محمد من تمام مطالبتان در مورد افسردگی را خواندم، در این قسمت در مورد روابط کاملا صحیح و عالی نوشتید، احسنت. مطمئنا در زمان افسردگی ما هم اگر چنین مطالبی به دستمون میرسید خیلی بما کمک میکرد. دوستانِ عزیزی که بخاطر از دست دادن عشقتون دچار افسردگی شدید، اینو بدونید که اگر عشقتون شمارو دوست داشت هرکاری میکرد تا یا به شما برسه و یا بمیره. پس اگه به شما نرسید و نمرد و داره زندگیشو ادامه میده، سزاوار دوست داشته شدن نیست. ازش کینه نداشته باشید ولی طبق تجربیات خودم، باید بارها و بارها با خودتون… بیشتر »

M.v
عضو
6 سال قبل

سلام به دوست خوبم anni ممنونم ازت دقیقا زدی به هدف و کاملا تعبیر درستو بجایی فرمودی.واقعیت هم همینه گرچه سخته ولی دقیقا طبق فرمایشاتت طرف وقتی رفته داره زندگیشو راحت بدون غم و شکست عاطفی دنبال میکنه آیا سزاواره منه نوعی بخوام خودمو از اندوه و غم فراقش از پا درارم؟!قطعا عاقلانه نیست.واسه کسی میمیرم که واسم یه تبی حداقل بکنه.من تو این یک سالو یکی دو ماه که از همسرم جدا شدم.شش ماهه اول که واقعا تو کمای روحی بودم الان بهترم.یادمه چند ماهه پیش خیلی بهم فشار میومد یه روز دیگه داشتم میمردم از دلتنگیو غصه به… بیشتر »

Annihilation
عضو
6 سال قبل
Reply to  محمد.و

خداروشکر که حالتون بهتره و ان‌شاءالله روز به روز بهتر و موفق‌تر بشید. من در مورد همسر سابقتان قضاوت نمیکنم اما فکر میکنم ایشون وصله شما و نیمه گمشده شما نبوده. نه اینکه نقصی داشته باشند، فقط شما بهم نمی خوردید (البته از نظر بنده با عقل محدود)، من در هر دو جنس مذکر و مونث این حالت را دیده‌ام. و واقعا برایم خیلی عجیبه که کسانی که در رابطه عاطفی هستند و بسیار عاشق پیشه، ناگهان نظر و عقیده‌شان عوض میشه و راحت از رابطه میروند بیرون(چه مذکر و چه مونث). از این طرف این شخص تا مرز خودکشی… بیشتر »

M.v
عضو
6 سال قبل

سلام دوست خوبم ممنونم از همدردیتان
بله در واقع ما نیمه هم نبودیم البته ایشان
هم در زندگی با من در شرایط روحی خاصی که برایم پیش آمد بسیار صبوری کرد و اذیت شد
ولی من خودم وقتی فکر میکنم میبینم اگر شرایط برعکس بود برای او تا پای جان هم می ایستادم و تنهایش نمیگذاشتم.دیگر اتفاقیست
که افتاده و همیشه یادمان باشد«الخیر فی ما وقع».در هر آنچه که پیش می آید خیری نهفته است

رفتن به نوار ابزار