قالب وردپرس قالب وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس آموزش وردپرس
پاسخ های شهودی از کتاب
معرفی کتاب
اکتبر 4, 2019
تجربه ماورا
تجربه ماورایی – اجبار به طلاق (نوشته رویا)
اکتبر 14, 2019

تجربه ماورایی – گشایش در کار با ذکر الهی (نوشته نورا)

تجربه ماورا

تجربه ماورا

تجربه ماورایی – گشایش در کار با ذکر الهی (نوشته نورا)

ماجرا از این قراره که بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه، تصمیم گرفنم سرمایه گذاری کنم گه متاسفانه با ورشکسنگی بزرگی مواجه شدم.
بعنوان اولین تجربه کسب درآمد، شوک بهم وارد شد و دچار افسردگی شدم… انقدر غرق خودم شده بودم که وقتی از خونه بیرون میرفتم آدمها رو نمیدیدم و حتی اگه کسی صدا میزد نمی شنیدم.. اعتقادات مذهبی نداشتم ولی یه جا خوندم اگه به مشکلی خوردید که کاری از هیچکس ساخته نیست مداومت کنید به خوندن ذکر مقدس از دعای نادعلی (و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد)
من که چاره‌ای نداشتم شروع کردم به خوندن ذکر، و هروقت هم که فراموش می کردم انگار بهم الهام میشد و به یاد می‌آوردم خوندن ذکر رو.
روز و شب با تمام توجه و تضرع، زیر لب تکرار میکردم و حتی زمانیکه به زبون نمی آوردم توی ذهنم تکرار می کردم.
ازاونجایی که یه درصد از سرمایه‌م وام بود، همه فکرم این بود که چجوری باید جبران کنم تااینکه بطور معجزه آسا یه کار پردرآمد بهم پیشنهاد شد، البته چون تا اون زمان تجربه کاری نداشنم برام باورکردنی نبود ولی بالاخره مشغول به کار شدم .
یه روز تو یه جمع درمورد یه فالگیر صحبت می کردن، با اینکه اعتقادی به فال نداشتم برای تسکین خودم وقت گرفتم و رفتم پیشش.
از روی کارتها بدون اینکه من حرفی بزنم مشکلم رو بهم گفت و در آخر گفت توسط مرد میانسالی که ارقام شماره همراهش اینهاست و یه سری مشخصات دیگه، پول خیلی زیادی به دستت میرسه و مشکلت حل میشه.. حتی یک درصد هم باور نکردم و به خونه برگشتم.
توی محل کارم چون تجربه کار نداشتم توقع زیادی از من نداشتن، یک ماهی گذشت تا اینکه یه روز یه مرد میانسال با تلفن کاری من تماس گرفت و ازاونجایی که کار ما فروش زمین و شهرک سازی بود، قرار شد برای بازدید هماهنگی کنیم. وقتی شماره همراهشو گرفتم در کمال ناباوری همون شماره‌هایی بود که خانوم فالگیر بهم گفنه بود ولی خب باز هم باورم نمیشد که قراره پول زیادی به دستم برسه.
چند روزی گذشت تااینکه یه روز مدیرمون که آدم مذهبی بود اومد دفتر و گفت خانومم یه خواب عجیب دیده، قراره یکیتون معامله بزرگی بکنه… من که بین اونهمه همکار خبره، تازه کار بودم حتی یک درصد هم حرفش رو به خودم نگرفتم و ساده از کنار حرفش گذشتم.
بعد ازاینکه اون مرد میانسال به دفتر اومد مات شده بودم دقیقا همون خصوصیاتی که فالگیر گفته بود و خوشبختانه موقعیت شهرک رو پسندید و تعداد زیادی از دوستاش هم تصمیم به خرید گرفتن و چون مشتری من بود پورسانت دوستاش هم به من تعلق گرفت و پول خیلی زیادی عاید من شد و تونستم کل بدهیمو بپردازم
۲نفر از همکارهای خبره بخاطر حسادت علیه من توطئه کردن ولی خداروشکربرای مدیر مجموعه، دستشون رو شد و کاری از پیش نبردن.
اینجاست که میگن اگه همه آدمها دست به دست هم بدن ، روزی که خدا مقدر کرده رو نمیتونن بگیرن.
این یه تجربه بود از دستهای غیبی و امداد الهی با خوندن اذکار متبرک ، شاید در کلام و نوشتار نشه حق مطلب رو ادا کرد ولی من همیشه بعنوان یه معجزه ازش یاد می کنم.

همچنین بخوانید:   تجربه ماورایی شما - تجربه پرواز روح (نوشته زهرا)

 

 

علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی (مشاور سایت)
علی خانی، علاقه مند به حوزه ماورا و موضوعات عرفانی و روحی شرقی و غربی از جمله مدیتیشن، انرژی درمانی، طب سنتی، یوگا، خواب بینی، سفر روح و …
اشتراک
اطلاع از
guest

0 دیدگاه ها
قدیمی ترین
جدیدترین
رفتن به نوار ابزار