

وقتی شما بار عاطفی زیادی نسبت به کسی احساس می کنید (چه مثبت و چه منفی) به احتمال زیاد در بسیاری از ساعات روز به آن شخص فکر می کنید. فکر کردن و توجه به افراد مورد علاقه تا حدودی معقول است ولی اگر بیشتر مواقع، ذهن ما به این افکار مشغول باشد در این صورت نوعی وسواس ذهنی است. گاهی اوقات ممکن است به کسانی فکر کنید که هیچ علاقه ای به شما ندارند و حتی ضربه های عاطفی زیادی به شما زده اند. فکر آنها لحظه ای رهایتان نمی کند مگر اوقاتی که سخت مشغول یک کار هستید.
قبلا در پست “چرا به شخص خاصی فکر می کنیم” توضیح داده شده است که گاهی امکان دارد وقتی کسی به شما فکر کند شما هم به او فکر کنید. این اتفاق حتما برای شما زیاد اتفاق افتاده است. مثلا زمانی که به یک شخص خاص فکر می کنید همان موقع زنگ تماس او را می شنوید. این نوع تله پاتی ها تا حدودی توجیه کننده اینکه چرا یاد برخی افراد به ذهن ما می آید است ولی این یاد کردن ها معمولا لحظه ای و کوتاه است و درست مانند دریافت یک پیام تله پاتیک است و قرار نیست شب و روز فضای ذهن ما را اشغال کند.
همانطور که می دانید افکار و احساسات ما دارای ارتعاش هستند و می توانند به هر نقطه از جهان فرستاده شوند. چنانچه به فردی شدیدا فکر کنیم احتمال دارد که او هم به یاد ما بیفتد ولی این قطعی نیست مخصوصا اگر سنخیت روحی بین شما و آن شخص وجود نداشته باشد و یا شما را نشناسد. برای مثال میلیون ها نفر ممکن است به یک هنرپیشه فکر کنند ولی آیا آن هنرپیشه متوجه می شود که چنین افرادی هم وجود دارند؟ مشکل دیگر اینکه شاید ما واقعا خواهان ارتباط با یک شخص از طریق فکر کردن مکرر به او باشیم ولی تعارضات دیگری در ناخودآگاه ما وجود داشته باشد که خنثی کننده این ارتعاشات تله پاتیک باشد. مثلا ظاهرا حس می کنیم روی فردی کراش داریم و می خواهیم روزی در کنار او زندگی کنیم ولی افکار دیگری در ذهن ناخودآگاه هستند که خنثی کننده اثر این افکار است مثل ترس از زندگی مشترک، نداشتن اعتماد کامل به شخص، مطمئن نبودن از آینده و …
البته یکی از نویسندگان معروف در سخنرانی های خود گفته بود که وقتی دوست داشت کسی با او تماس بگیرد در مورد آن شخص می نوشت. خیلی زود هم از جانب همان شخص به او خبر می رسید. او این روش را به دیگران هم یاد داد و آنها نیز نتایج جالبی گرفتند.
این موارد نشان می دهد که ذهن به ذهن راه دارد ولی قرار نیست هر چیزی که در ذهن ما می گذرد همان ها به افراد دیگر منعکس شود. پس اگر مدام به فکر فرد خاصی هستید این احتمال وجود دارد که این سیگنالهای ذهنی در پاره ای اوقات به صورت فکری گنگ به او برسد و یا توسط مکانیسم های دفاعی ناخودآگاه او دفع شود تا شخص بتواند زندگی آسوده ای داشته باشد. اگر ما مدام از اینکه کسی به ما فکر می کند مطلع شویم قطعا ادامه حیات بسیار سخت و ناممکن می شود.
اگر این دلایل ماورایی را کنار بگذاریم و به موضوع فکر کردن افراطی در مورد افرادی خاص به دید نوعی وسواس ذهنی نگاه کنیم در این صورت لازم است دست به کار شویم و راه هایی برای خلاصی از این وضعیت آزار دهنده پیدا کنیم.
سلام مطلب جامع و مفیدی بود ممنون.
یک سوال که داشتم اینه که اکثر مواقع پیش میاد که به محض آنلاین شدن تو شبکه های مجازی متوجه میشم یک نفر در حال نوشتن یک پیام برام هستش یا دقیقا همون لحظه پیام ازش دریافت میکنم (زمان ارسال پیام همون ساعت و دقیقه هستش) و این حالت خیلی پیش اومده البته ذکر کنم این حالت اکثر مواقع اینترنت قطع هستش و آنلاین بودن و نبود نمایش داده نمیشه برای شخص دیگه . اینم حالتی از تله پاتی تلقی میشه؟
با سلام.
بله این حالت مانند زمانی است که وقتی کسی می خواهد به شما زنگ بزند، قبل از زنگ خوردن گوشی، متوجه آن می شوید و به عنوان نوعی تله پاتی یا غیب دانی محسوب می شود.
موفق باشید
یه مثال جالبش میشه اینکه یه نفر به شما پیام داده و شما دارید فکر می کنید چگونه پاسخ بدهید که نگهان متوجه می شوید طرف مقابل برخط (Online) شده است!